پدر و مادر در کلام مولانا


یادداشت |

 

 

 محمدرضا ايزد

آن تُرُش‌رويي مادر يا پدر          

حافظ فرزند شد از هر ضرر

خنده و گريه زياد و بيهوده ولي بي هدف موجب زيان و خسران است. نه خنده محض و نه گريه مدام موجب رهايي نيست و چه بسا چهره‌اي اخم آلود پدر يا مادر موجب رهايي فرزند مي‌گردد. مولوي در بيت 1583 دفتر ششم به همين نکته اشاره دارد و مي‌گويد اخم آلود بودن مادر يا پدر نسبت به فرزند، او را از هر گزندي مصون مي‌دارد. اگر پدر و مادر هميشه نسبت به فرزند خود خندان و مطيع باشند، قطعا او را به تباهي خواهند کشيد زيرا محبت معقول و منطقي با محبت جاهلانه تفاوت، ماهوي دارد. اين تباهي اگر متوجه جسم او شود به کلي نابودش مي‌کند و اگر متوجه روح او گردد، شخصيتش را عليل مي‌سازد، پس حد اعتدال را بايد مراعات کرد.

 

ذوقِ خَنده ديده‌اي اي خيره خند         

ذوقِ گريه بين، که هست آن کانِ قند

اي کسي که بيهوده مي‌خندي و الکي خوش هستي، بهتر است لذت گريه کردن را هم تجربه کني که گريه کردن نه تنها بد نيست بلکه مخزن و منبع شيريني و شادماني است. البته منظور از گريه، گريه بدبختي و فلاکت نيست که معلول نا هنجاريهاي اجتماعي و سياسي در جامعه است بلکه مرا از گريه، گريه عارفانه است. گريه‌اي که در فراق يار باشد و تجلي التهاب و بي تابي انسان در غربتکده‌ي دنيا ‌باشد.

چون جهنم گريه آرد يادِ آن          

پس جهنم  خوش تر آيد از جِنان

 

اگر ياد دوزخ تو را به گريه اندازد، پس دوزخ بهتر از بهشتي است که تو را به غفلت و نسيان وا دارد.

خنده‌ها در گريه‌ها آمد کتيم       

گنج در ويرانه جُو، اي سليم

 

اي عاقل، اي ساده، اي صادق، گنج در ويرانه‌ها هست و بدان که خنده‌ها و شادي از ميدان گريه مي‌گذرد. يعني با گريه از عذاب دوزخ و دور شدن از گناه و معصيت، باعث رستگاري تو و رفتن به بهشت مي‌شود. پس معبر خنده از ميدان گريه، تو را شادمان مي‌کند و به بهشت شادي‌ها مي‌رساند.

پس قدر گريه را بدان که گريه خوف از دوزخ تو را به بهشت شادماني مي‌رساند. از خنده و گريه بيهوده و بي هدف خود داري کن و اگر اقتضاء کرد اخم آلود باش و اعتدال رو که مايه نجات خواهد بود، در پيش گير.