آشنايي با مهارت هاي رشد شناختي و تفکر خلاق


یادداشت |

کوثر قندهاري

در شماره هاي هفته گذشته روزنامه، مهارت هاي خودآگاهي و رشد هيجاني بررسي شد و اينک به مهارت هاي رشد شناختي رسيده ايم. هدف از رشد شناختي در کودکان، آموزش مهارت هاي حل مسئله، تصميم گيري، آشنايي با شيوه هاي تفکر يعني تفکر خلاق و تفکر نقاد است.

در ابتدا با تفکر خلاق آغاز مي کنيم. همه انسان ها کم و بيش خلاق هستند و اين توانايي همانند هوش با درجات متفاوت در همه افراد وجود دارد، مهم آن است که بتوان آن را شکوفا کرد. تفکر خلاق مي تواند بهترين سلاح مبارزه با مشکل قلمداد شود و افرادي که تفکر خلاق را در خود شکوفا نکرده اند تا به کوچکترين مشکل مي رسند، احساس ناتواني مي کنند، در صورتي که انسان هاي خلاق اين نگرش منفي را تسليم شدن قبل از جنگ مي پندارند، زيرا معتقدند مشکل نه تنها مزاحمت نيست بلکه مبارزه اي براي کشف راه حل است.

افراد خلاق، انسان هاي مستقلي هستند چرا که افراد وابسته نمي توانند خلاق باشند. انسان هاي خلاق معمولا از کودکي فرصت اجراي اين مهارت را داشته اند و چون اين مهارت را بارها اجرا کرده اند، هرچه بزرگتر مي شوند، جسارت آنان نيز بيشتر مي شود و از اينکه شکست بخوردند، ترسي ندارند. بنابراين مي توان گفت اين افراد ريسک پذيرند و حرف ديگران برايشان مهم نيست. اما تقويت اين مسئله در سنين کودکي، ارتباط مستقيم با شيوه رفتار والدين دارد و مهم است که والدين در برابر سوالات متعدد و نقاشي ها و رفتار خلاقانه کودک صبر و پذيرش بالايي داشته باشند و به درستي راهنمايي کنند و آن را سرکوب نکنند.

براي رشد و شکوفايي تفکر خلاق نياز است مراحل متعددي من جمله: آمادگي، مطالعه، تغيير، پختگي، اشراف و اجرا طي شود. بدين صورت که در وهله اول ذهن به پديده هاي مختلف دقت و توجه بيشتري مي کند و گاهي ممکن است پديده هاي عادي زندگي مدت هاي طولاني آن را درگير کند، پس از آن فرد با بررسي و مطالعه بيشتر ذهنش را به سمتي سوق مي دهد که بتواند روابط بين پديده ها را بهتر درک کند و در ادامه شروع به زير سوال بردن و نقد و بررسي آنان مي کند و پس از نقد و بررسي هاي فراوان، ذهن از مرحله قبل گذر مي کند و به درک و شناخت عميق روابط بين پديده ها مي رسد. به عبارتي مي توان گفت دچار پختگي شده و گويي پديده ها جزيي از وجودش شده اند و پس از مدتي سکون و عدم کنکاش فرد به پاسخ هاي ناگهاني در مورد موضوع مورد سوالش مي رسد و در نهايت آن را به مرحله اجرا مي گذارد.

براي شکوفايي خلاقيت در سنين پايين، از هنرهاي بيانگر استفاده مي کنيم. هنرهاي بيانگر يعني به کودک مي گوييم: نقاشي بکش که مشابهش را در هيچ جا نديده باشي يا کتابي درست کن که قبلا نديدي، داستاني بساز که از قبل وجود نداشته. سپس به مرور به سراغ مسايلي مي رويم که در دنياي واقعي هستند به طور مثال مي گوييم: با دوستت بر سر يک مداد دعوا مي کني، به غير از دعوا چه روش هاي ديگري وجود دارد که بتوان مسئله را حل کرد.

براي تقويت تفکر خلاق فعاليت ها و بازي هاي متنوعي وجود دارد که در ادامه به آن مي پردازيم.

در ابتدا مي توانيم فعاليت "فکر کن و بساز" را براي کودکاني که اهل کارهاي عملي هستند، اجرا کنيم. اين تمرين را مي توان از سنين پايين انجام داد. بدين صورت است که يک سري وسايل اضافي( هرآنچه در خانه داريم مثل پارچه، کبريت، قوطي و....) در اختيارشان قرار مي دهيم و از آنان مي خواهيم يک تابلو درست کنند و يادآور مي شويم که سعي کنند تابلو آن ها شبيه تابلو ديگران نباشد. و بايد حواسمان باشد که تحت هيچ شرايطي به بچه موضوع ندهيم و اجازه دهيم خودش مسير را پيدا کند.

بازي ديگري که براي تقويت تفکر خلاق استفاده مي شود؛ کار با رنگ است. اين بازي به علت اينکه کثيف کاري زيادي دارد نياز به فضاي بازتر و صبر و حوصله بيشتري دارد. ابتدا چند رنگ اصلي را در اختيارشان قرار مي دهيم و از آنان مي خواهيم در مدت معلوم (حدودا نيم ساعت) با انگشتانشان تابلو رنگي رنگي درست کنند و يادآور مي شويم که در اين تابو بايد با ترکيب رنگ هاي داده شده چند رنگ جديد داشته باشند. در اين فعاليت بچه هايي که والدين آن ها در خانه محدوديت و قوانين زيادي برايشان وضع کرده اند، هنگام بازي جبران افراطي مي کنند و کثيف کاري هاي زيادي دارند.

دو فعاليت ديگر به منظور ترغيب کودکان به فکر کردن و پرواز دادن خيالشان و در نهايت تقويت خلاقيت، استفاده مي شود و نيازمند هوش کلامي بيشتري است.

در فعاليت نخست تعدادي کلمه به بچه ها مي دهيم و از آنها مي خواهيم با ترکيب کلمات، بهترين جمله يا جملات را بسازند. در ابتدا از کلمات مرتبط شروع مي کنيم و هرچه جلوتر مي رويم، کلمات غيرمرتبط تر مي دهيم.

 در فعاليت بعدي مي توانيم يک جمله ناتمام به بچه ها بگوييم و از آن ها بخواهيم هر کسي يک جمله به جمله قبلي اضافه کند و داستان معناداري بسازند. و يا مي توان يک داستان را تا نيمه برايشان تعريف کنيم و از آن ها بخواهيم 3 پايان مختلف براي داستان بگويند و در نهايت آن را به صورت نقاشي، نمايش و يا حتي کاردستي نشان دهند.

فعاليت ديگري که بدين منظور و براي کودکاني که هوش موسيقيايي قوي تري دارند، مي توان استفاده کرد، ساخت آهنگ است. درابتدا بچه ها را به گروه هاي 3 نفره تقسيم مي کنيم و پس از آن اگر ابزار موسيقي داشتيم، در اختيارشان قرار مي دهيم و چنانچه موجود نبود، از آن ها ميخواهيم با هر وسيله اي که در اطراف بود و قابليت توليد صدا داشت، آهنگ بسازند.

اين تمرين علاوه بر تقويت خلاقيت، نيازمند مهارت ارتباطي قوي است و علاوه بر آن کارگروهي را آموزش مي دهد.

همانگونه که مشاهده کرديد؛ آموزش خلاقيت را مي توان با روش هاي مختلف داستان گويي، نقاشي، ساختن کاردستي، نمايش و حل مسئله اجرا کرد. بنابراين اين امر علاوه بر تقويت خلاقيت کودکان، نيازمند مربيان و والدين خلاق جهت اجراي خلاقانه فعاليت ها نيز هست. پس از آموختن و تقويت تفکر خلاق، به سراغ آموزش تفکر نقاد بايد رفت و در شماره بعدي به اين تفکر پرداخته خواهد شد.

 

کارشناس مشاوره تربيتي و تحصيلي