چه بايد کرد؟


یاددداشت اول |

با مسووليت سردبير

 

شرايط کشور را همه به خوبي مي دانيم، کمبودها، ناترازي ها و تلختر از همه جنگ 12 روزه و سايه شوم جنگي که هنوز بر سر ماست در چنين شرايطي که دولت به ناچار و بايد دستي به قيمت هاي انرژي ببرد و به اجبار بايد قيمت نان را افزايش دهد و يا هزينه سنگين دارو و درماني که هر روز بيشتر مي شود و شرکت هاي بيمه اي که ناتوان از انجام وظيفه خويشند  چه مي توان کرد ؟ آشکار است که نمي توان اميدوار به سرمايه گذاري  خارجي و يا داخلي بود، به اين خاطر اقتصاد رو به افول ايران و گلستان راهي جز در جا زدن نخواهد داشت زيرا سرمايه محتاج ثبات  است و ثبات نيازمند  امنيت  است و آنگونه که مي دانيم امنيت  اکنون حلقه بنيادين و مفقوده توسعه در کشور شده است ، بنابراين چه مي توان کرد؟ وقتي نه اقتصاد در حرکت است و نه مي توان فعاليتي در اقتصاد داشت و از سويي روابط کشور هم با اقتصاد جهاني رابطه اي تيره و تار است و در عمل مشتري نفت ما تنها به چين و شايد يکي دو کشور کوچک محدود شده است و امکان بازاريابي و توسعه صادرات نيز امکان اجرايي ندارد چه بايد کرد؟ به نظر مي آيد در چنين بزنگاههايي در گلستان بايد دولت و نمايندگان ارشد دولت در استان با ارتباط گسترده و روياروي و جدي  با نخبگان، ذي نفوذان و بزرگان اقوام اجازه ندهند بحران هاي اقتصادي به بستر اجتماعي سرازير شود، ارتباط موثر با نهادهاي مدني، فعالان سياسي و احزاب و هر شخصيتي که مي تواند در فراز و نشيب ها براي گلستان به مثابه لنگر ثبات عمل کند مي تواند به حل مساله ياري رساند. ديدار با بزرگان و باز کردن عرصه براي آنها مي تواند فضا را به نفع آرامش و آسايش شهروندان گلستاني تلطيف کند و از گسترش بحران ها به عرصه انتظامي و امنيتي جلوگيري نمايد. انتقال حس احترام و ديده شدن،  به نخبگان و بزرگان متاع گرانبهايي به نام اعتماد عمومي را توليد خواهد کرد و جامعه از آن بهره خواهد برد.