سایه خاموشی بر اقتصاد
تیتر اول |
فاطمه سراوانی- روزهای گرم تابستان از راه رسیدهاند و بار دیگر سایهی سنگین قطعی برق بر سر کسب و کارها و خانههای این سرزمین گسترده شده است. خاموشیهایی که نه تنها چرخ تولید را کُند کرده، بلکه آرامش و آسایش را نیز از مردم سلب نموده است. این یادداشت به بررسی ابعاد مختلف این بحران و راهکارهای برونرفت از آن میپردازد.
اقتصاد ایران سالهاست که با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند؛ از تحریمهای ظالمانه گرفته تا سوءمدیریتهای داخلی. در این میان، قطعیهای مکرر و بیبرنامهی برق، ضربهی مهلکی بر پیکرهی نحیف اقتصاد وارد میسازد. کارخانهها و کارگاههای تولیدی، با توقف خطوط تولید، خسارات جبرانناپذیری را متحمل میشوند. صاحبان مشاغل کوچک و متوسط، که عمدهی بار اشتغالزایی کشور را بر دوش دارند، با از دست دادن مشتریان و فاسد شدن مواد اولیه، به ورطهی ورشکستگی سوق داده میشوند. در این میان، بخش خدمات نیز از تبعات منفی قطعی برق در امان نیست. بیمارستانها و مراکز درمانی، با اختلال در عملکرد دستگاههای حیاتی، جان بیماران را به خطر میاندازند. بانکها و موسسات مالی، با توقف ارائه خدمات الکترونیکی، فعالیتهای روزمرهی مردم را مختل میکنند. و اصناف مختلف، با کاهش ساعات کاری و افت فروش، درآمد خود را از دست میدهند. اما این تنها اقتصاد نیست که قربانی خاموشیهای بیتدبیر میشود. زندگی روزمرهی مردم نیز به شدت تحت تاثیر این بحران قرار گرفته است. در روزهای طاقتفرسای تابستان، قطعی برق به معنای تحمل گرمای طاقتفرسا، عدم امکان استفاده از وسایل سرمایشی و اختلال در انجام امور شخصی است. کودکان و سالمندان، که آسیبپذیرترین قشر جامعه هستند، بیش از همه در معرض خطر گرمازدگی و بیماریهای ناشی از آن قرار دارند.
در این شرایط، سوالی که ذهن هر شهروندی را به خود مشغول میکند این است که چرا با وجود هشدارهای مکرر کارشناسان و متخصصان، همچنان شاهد تکرار این بحران هستیم؟ چرا مسئولان ذیربط، به جای ارائه راهکارهای پایدار و اساسی، به خاموشیهای برنامهریزی شده و اعمال محدودیتهای بیفایده اکتفا میکنند؟
واقعیت این است که ریشهی این مشکل، در سوءمدیریت، عدم سرمایهگذاری کافی در زیرساختهای تولید و انتقال برق و اتخاذ سیاستهای غلط در حوزهی انرژی نهفته است. سالهاست که کارشناسان، بر لزوم توسعهی نیروگاههای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف انرژی و اصلاح ساختار تعرفهگذاری برق تاکید میکنند. اما گوش شنوایی وجود ندارد و همچنان شاهد اتلاف منابع و هدر رفت انرژی در بخشهای مختلف هستیم.
در این میان، نقش مردم نیز نباید نادیده گرفته شود. با رعایت الگوی مصرف صحیح و استفاده از وسایل برقی کممصرف، میتوان تا حد زیادی از بار شبکهی برق کاست. اما این تنها یک مُسَکِّن است و راه حل اصلی، در دستان مسئولان است. انتظار میرود که دولت و مجلس، با درک صحیح از عمق فاجعه، اقدامات عاجل و موثری را برای حل این بحران اتخاذ کنند. تخصیص اعتبارات لازم برای توسعهی نیروگاههای جدید، نوسازی شبکهی فرسودهی انتقال برق، تشویق سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و اصلاح ساختار تعرفهگذاری برق، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در کوتاهمدت و بلندمدت، به کاهش خاموشیها و بهبود وضعیت انرژی کشور کمک کنند.
در پایان، باید تاکید کرد که قطعی برق، تنها یک مشکل فنی نیست، بلکه یک بحران اجتماعی و اقتصادی است که نیازمند توجه جدی و پیگیری مستمر است. تا زمانی که مسئولان، به جای فرافکنی و ارائه آمارهای غیرواقعی، به دنبال حل ریشهای این مشکل نباشند، مردم و کسب و کارها، همچنان قربانی خاموشیهای بیتدبیر خواهند بود.