آرامگاه ميرکتولي؛ تلفيقي از هندسهي قُدسي و هويت بومي در معماري قاجاريه
یادداشت |
فائزه بني کريمي
ميراث فرهنگي هر جامعهاي، آينهي تمامنماي تاريخ، هويت و انديشهي آن است. در اين ميان، آرامگاهها بهعنوان فضاهايي ميان مرگ و زندگي، نهتنها جايگاه يادمانِ اشخاص برجسته، بلکه نشانههايي از نگرشهاي زيباييشناختي، جهانبيني و فناوري معماري هر دوراناند. آرامگاه ميرکتولي يا مقبره شهيدين در شهر تاريخي گرگان ( استرآباد پيشين) يکي از اين فضاهاي ميانفرهنگي و ميانمعنايي است که با سادگي متين خود، گواهي بر تلاقي سنت ديني، ساختار معماري قاجاري و تداوم هندسهي مقدس در بستر شهر ايرانياسلاميست. اين نوشتار در پي آن است که با نگاهي توصيفي و تحليلي، جايگاه اين بناي تاريخي را در منظومهي معماري، فرهنگ و حافظهي جمعي منطقه بررسي کرده و با اتکا به دادههاي عيني، ويژگيهاي هنري، سازهاي و هويتي آن را تحليل نمايد
زمينهي تاريخي و جايگاه اجتماعي
آرامگاه ميرکتولي در اواخر دوره قاجار، به منظور بزرگداشت دو تن از فقيهان و مجتهدان نامدار گرگان – آيتالله سيد علي ميرکتولي و فرزندش سيد حسين ميرکتولي – ساخته شد. محل احداث آن در محلهي تاريخي نعلبندان، در ضلع شمالي مسجد جامع گرگان، نشان از پيوند ناگسستني آن با هويت مذهبي و فرهنگي شهر دارد؛ جايي که بافت تاريخي، همچون بستر مادر، اين يادمان را در دل خود جاي داده است. شهادت هر دو شخصيت در سال 1272 شمسي، همزمان با تحولات سياسي-اجتماعي ايران اواخر قاجار، جايگاه نمادين اين مقبره را دوچندان کرده است.
ساختار هندسي و ويژگيهاي معماري
فرم کلي بنا بر پايهي هشتضلعي منتظم طراحي شدهاست؛ ساختاري که در معماري اسلامي، نماد تعادل، وحدت و گذار از زمين به آسمان تلقي ميشود. اين هندسهي قُدسي، با ارتفاع بيروني ۴٫۵ متر و فضاي داخلي سهمتري، در دل خود فضايي فشرده اما آرام و معنوي پديد آورده است. ضخامت جرزها حدود 75 سانتيمتر است که نشان از استحکام ديوارها در برابر فشارهاي وارد بر گنبد دارد . اين بنا از آجرهايي با ابعاد 20×4×4 سانتيمتر ساخته شده است که بهصورت دقيق بندکشي شدهاند و پوشش نهايي آن از چوب و سفال تشکيل شده است؛ مصالحي که همخوان با اقليم و سنتهاي بومي منطقهاند.
فنون سازهاي، آجرکاري و زيباييشناسي
يکي از جلوههاي مهم سازهاي در آرامگاه ميرکتولي، گنبد آجري آن است که بهشيوهي چينش مدور در حلقههاي متحدالمرکز ساخته شده است. اين فن که سابقهاي ديرينه در معماري ايراني دارد، هم باعث توزيع متعادل فشارها به جرزها ميشود و هم زيبايي بصري آرام و دايرهواري به سقف ميبخشد.
در بدنهي بنا، از آجرکاري خفته و راسته استفاده شده است. در اين روش، آجرها به تناوب يکي بهصورت طولي (خفته) و ديگري عرضي (راسته) چيده شدهاند. اين چينش همزمان باعث افزايش پايداري ديوارها و خلق نمايي منظم و موزون شده است. از سوي ديگر، در اطراف طاقنماها، پنجرهها و قابهاي تزئيني، از آجرکاري نقشدار يا برجسته بهره گرفته شده که با ايجاد تضادهاي بافتي، جذابيت بصري نما را دوچندان مي سازد.
وضعيت نگهداري
با وجود ثبت اين اثر در فهرست آثار ملي سازمان ميراث فرهنگي، 1386، وضعيت حفاظت و بهرهبرداري از آن در خور شأن تاريخي و معمارياش نيست. نبود تابلوهاي معرفي، مستندات دقيق، راهنماهاي گردشگري و برنامههاي فرهنگي در اين فضا، سبب شده آرامگاه ميرکتولي براي بسياري از شهروندان و بازديدکنندگان ناشناخته بماند. چنين بناهايي براي حفظ و بقا، نيازمند آناند که نهفقط بهعنوان اثر، بلکه بهعنوان روايت و تجربه فرهنگي بازآفريني شوند.
جمعبندي و نتيجهگيري
آرامگاه ميرکتولي، تلفيقي زيبا و دقيق از هندسهي مقدس، فنآوري سنتي، زيباييشناسي آجرکاري و مصالح بومي است. اين بنا نه تنها به عنوان آرامگاه دو شخصيت ديني، بلکه بهمثابه سندي از تفکر معماري ايراني در پايان دوره قاجار، شايستهي مطالعه، حفاظت و معرفي در سطحي گستردهتر است.
پيشنهاد ميشود:
- مستندنگاري حرفهاي و سهبعدي از بنا انجام شود؛
- طرحهايي براي مرمت اصيل و حداقلي طراحي شود؛
حفظ اينگونه آثار، سرمايهگذاري در حافظهي فرهنگي و هويت آيندهي ماست.