همنشيني با بزرگان ادب و انديشه
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراواني
در هياهوي زندگي مدرن و در ميان انبوه روابط سطحي و گذرا، گاه احساس غربت و تنهايي چنان بر روح آدمي سنگيني ميکند که گويي در جزيرهاي دورافتاده رها شدهايم. در اين ميان، يافتن همدمي شايسته و همنشيني ارزشمند، به کيميايي ناياب ميماند.
خوشبختانه، گنجينهاي ارزشمند و هميشه در دسترس وجود دارد که ميتواند در اين لحظات، بهترين رفيق و آموزگار ما باشد: کتاب. آري، کتابها و نويسندگان بزرگ، گنجينههايي از دانش، تجربه، و بينشهاي عميق هستند که همواره آمادهاند تا در تنهايي، ما را از تاريکي رهايي بخشند. کتابها نه تنها اطلاعاتي را به ما منتقل ميکنند، بلکه ما را به سفري در اعماق ذهن و روح بزرگترين متفکران و هنرمندان تاريخ ميبرند.
شايد اين سوال در ذهن شکل بگيرد که چگونه ميتوان از يک شيء بيجان انتظار همنشيني و همدمي داشت؟ پاسخ اين است که کتاب، تنها مجموعهاي از صفحات چاپشده نيست، بلکه دريچهاي است به دنياي انديشه و احساس نويسندهاي که با صرف عمر خود، تلاش کرده تا تجربهها، ديدگاهها و آرمانهايش را با ما به اشتراک بگذارد. وقتي کتابي از داستايفسکي را ميخوانيم، در واقع با روح او همسخن ميشويم و در اعماق وجود يک انسان متفکر غوطه ميخوريم. وقتي شعري از حافظ را زمزمه ميکنيم، در واقع با زبان عشق و عرفان، با جهاني فراتر از مرزهاي مادي ارتباط برقرار ميکنيم.
همدمي با بزرگان ادب و انديشه، فوايد بيشماري دارد. کتابها، منبعي بيکران از اطلاعات و دانش هستند که ميتوانند در زمينههاي مختلف، افق ديد ما را گسترش دهند و به ما کمک کنند تا جهان را بهتر بشناسيم. مطالعه آثار فاخر، ذهن ما را به چالش ميکشد و ما را وادار ميکند تا به طور انتقادي فکر کنيم و مسائل را از زواياي مختلف بررسي کنيم. اين توانايي تفکر نقادانه، ابزاري ارزشمند در تمام جنبههاي زندگي است و به ما کمک ميکند تا تصميمات بهتري بگيريم...
همچنين وقتي داستان زندگي شخصيتهاي مختلف را ميخوانيم، با احساسات و تجربيات آنها همراه ميشويم و درک عميقتري از انسان بودن پيدا مي کنيم. اين همدلي و درک متقابل، ما را به انسانهاي بهتري تبديل ميکند و روابطمان را با ديگران بهبود ميبخشد. گذشته از اينها مطالعه آثار نويسندگان بزرگ، ناخودآگاه بر زبان و قلم ما تأثير ميگذارد و به ما کمک ميکند تا بهتر بنويسيم و صحبت کنيم. دايره لغات ما گستردهتر ميشود و تواناييمان در بيان افکار و احساسات افزايش مييابد. و همين طور کتابها ميتوانند در لحظات سختي و تنهايي، مرهمي بر زخمهاي روحي ما باشند و به ما اميد و انگيزه ببخشند. خواندن داستانهايي از غلبه بر مشکلات و رسيدن به موفقيت، ميتواند به ما قدرت و اراده لازم براي مواجهه با چالشهاي زندگي را بدهد. بنابراين، اگر در اطراف خود، کسي را نمييابيد که با او همزبان و همدل باشيد، نگران نباشيد. به کتابخانه خود يا نزديکترين کتابفروشي برويد و يک کتاب انتخاب کنيد. مطمئن باشيد که در ميان صفحات آن، همدمي شايسته و آموزگاري دلسوز خواهيد يافت. اين همدمي تنها به زمان مطالعه محدود نميشود، بلکه تأثير آن تا مدتها پس از پايان کتاب، در زندگي ما جاري خواهد بود.به ياد داشته باشيم که همدمي با بزرگان، تنها يک گزينه نيست، بلکه يک ضرورت است. در دنيايي که روز به روز بيشتر به سمت سطحيگرايي و ابتذال پيش ميرود، پناه بردن به آغوش کتابها و همنشيني با بزرگان ادب و انديشه، ميتواند ما را از سقوط در گرداب بيمعنايي نجات دهد و به زندگيمان عمق و معنا ببخشد.