احمد شاملو شاعر متعهد


یادداشت |

حنيف خورشيدي

 

در طول تاريخ ادبيات کمتر شاعري سراغ داريم که دغدغه هاي اجتماعي داشته ولي او را محکوم به شعار نويسي نکرده باشند. شاعران در دوره هاي مختلف به خاطر ظلم هاي زمانه و جورهايي که از حاکمان ديده اند دست  سرودن  شعرهايي زده اند که در دوران خودشان درخشيده، اما به مرور به دليل شعاري  بودن آثار و نوشته ها، رغبت مخاطبان به آن گونه نويسش کم رنگ شده است. حبسيه ها، دردهاي اجتماعي و سياسي و....معمولا قلب و گوش مخاطبان هم درد و هم رنج با شاعر را آزرده ساخته و از خواندن چنان رنجنامه هايي ديگر به مرور پرهيز مي کردند ...اگر چه شاعران در دوره هاي مختلف تاريخي افرادي آگاه، روشن، داراي ضميري درست و اخلاقي و قابل اعتماد از طرف جامعه بوده و (با اين که عموما روشنفکران عليه حکومت ها بوده و با انتقاد و گلايه به صورت نوشته هاي انتقادي و حتي طنز )حاکمان و حکومت ها را دستمايه نفرت عمومي قرار مي دادند. از حافظ تا ملک الشعراي بهار، از مسعود سعد سلمان تا شاملوها و از خسرو گلسرخي ها تا سعيد سلطان پورها و... از عبيد زاکاني تا ميرزاده عشقي.

تمام اين شاعران، درد مشترکي را تجربه کرده اند که در غايت زيبايي احمد شاملو مي گويد:«من درد مشترکم، مرا فرياد کن». تا آنجا که طي صد سال اخير ادبيات، شاهد يک تعهد گرايي اجتماعي و سياسي قبيله اي از شاعران آزادي خواه (بعد از جنبش مشروطه خواهي)در اين کشور است، که سرنوشت جامعه را چنان با شعر و نوشتن پيوند مي زنند که بطن و متن جامعه دچار غليان هاي انقلابي شده و خون اجتماع را عليه حکومتها با واژگان به جوش آورده و به سوي انقلابات اجتماعي و سياسي رهنمون کردند. گرچه آن نوشته ها شايد ارزشي ادبي و هنري خيلي زيادي ندارند، اما در دوره هاي خودشان اثر بسيار عميقي بر پيکره اجتماع و حکومت ها گذاشته اند، مثلا برخي شعرهاي نسيم شمال و ميرزاده عشقي با طنزهاي اجتماعي و تلخ همراه بوده و جامعه ضمن خنده هاي بلند به حاکمان، دچار هيجانات سياسي و انقلابي شده و در دولت ها و حکومت هاي محلي و خان هاي منطقه اي، زلزله ايجاد مي کردند. سرنوشت اکثر اين روشنفکران شبيه به هم بوده و يا لب هايشان را به دوخته اند هم چون محمد فرخي يزدي شاعر و روزنامه نگار مشهور دوران مشروطه يا ميرزاده عشقي  شاعر، روزنامه نگار و نمايشنامه نويسي که در دوران نخست وزيري رضا شاه ترور مي شود. شعر متعهد که با تکيه بر ارزش هاي انساني و اجتماعي و با هدف تاثير گذاري مثبت بر مخاطب، به مسايل و دغدغه هاي جمعي مي پردازد داراي جنبه هاي تعليمي و انتقادي است و تلاش مي کند تا با زباني گويا و گيرا مخاطب را به تذکر و تامل وادار کند. مثلا وقتي به آرزوهاي انساني و اجتماعي نگاه ويژه مي اندازد بر مفاهيمي مانند عدالت، آزادي، برابري، صلح و حقوق بشر تاکيد مي کند. اما وقتي به وضعيت موجود نگاه مي اندازد بر نقد مسايل و مشکلات اجتماعي، سياسي، اقتصادي مي پردازد و به دنبال ايجاد تغيير و بهبود در جامعه است. به عبارتي بر خلاف شعرهاي فردگرا که بر مسائل شخصي تمرکز دارند شعر متعهد به دغدغه ها و مشکلات جمعي مي پردازد و سعي در ايجاد همبستگي و همدلي در ميان مردم دارد. از ويژگي هاي شعر متعهد مي توان به زبان گويا و صميمي استفاده از تصاوير و استعاره هاي روشن، تکيه بر عواطف انساني و توجه به موسيقي و آهنگ اشاره کرد، زيرا شعر متعهد نه تنها يک نوع شعر بلکه يک رويکرد و نگرش به هنر و ادبيات است که در آن هنر در خدمت انسان و جامعه قرار مي گيرد. بهترين شاعران مطرح عصر ما در اين زمينه نيما يوشيج، مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو  و خسرو گلسرخي و... بوده اند که از ستاره هاي بي بديل شعر در ادبيات محسوب مي شوند. در ميان تمام چهره هاي ادبي  و هنري اعصار مختلف نام «احمد شاملو» به عنوان يک ابر هنرمند مترقي و روشنفکر چند وجهي که مزين به چندين هنر بوده و در هر کدام به حد اعلا درخشيده است، متفاوت ترين چهره بي بديل شناخته مي شود. شاعر، روزنامه نگار، فيلمنامه نويس، فيلم ساز، ترانه سرا، پژوهشگر ادبي ، نويسنده، مورخ، گوينده، صدا پيشه، تصحيح کننده متون قديمي و... بخشي از هنرهاي احمد شاملوي بزرگ است که تا به حال کسي نتوانسته اين همه وقت و انرژي و اثر و خروجي هنري از خود به جا بگذارد. شاملو متولد 1304 است، به جرات مي توان گفت وي از برجسته ترين شاعران تاريخ  ادبيات و از پيشگامان شعر نو فارسي است. با نو آوري در قالب و محتوا به عنوان «غول زيباي روشنفکرانه ايراني» شناخته مي شود. تخلص او «الف بامداد يا الف صبح» بود، تحصيلات چنداني نداشت و از دوران جواني درگير فعاليت هاي سياسي  شد و به همين دليل بارها بازداشت شد. او هم چنان که شاعر خيلي توانمندي بود، مترجم چيره دستي به حساب مي آمد، روزنامه نگاري اثر گذار و سردبير چندين مجله محبوب و پر مخاطب بود، پژوهش هاي شاملو بسيار خاص و بي تکرار بود، گردآوري هاي ويژه، معرفي چهره هاي جوان به ادبيات روز ايران، رشد بي سابقه ادبيات کودکان و نوجوانان با شاملو معناي تازه اي يافت. او پدر شعر سپيد بود. با اينکه خبري از سنت در شعر سپيد نيست، بي بهره از سنت هاي شعر ايراني و دستمايه هاي آن هم نيست، بر موسيقي دروني و تصوير و زبان تاکيد دارد. به عقيده نگارنده با آنکه ساليان سال است که هر شاعري خود را سپيد سرا معرفي مي کند اما شعر سپيد و بازي هاي ويژه زباني اش با شاملو آغاز و با شاملو به پايان رسيده است وهيچ وقت شعر سپيد نتوانست کسي را به قدرت شاملو در خود ببيند و اما در حوزه فرهنگ عامه نيز بزرگترين اثر پژوهشي شاملو کتاب کوچه است که اثري جاودان و سترگ محسوب مي شود. شاملو عمري را براي نگارش اين فرهنگ ويژه صرف کرده، اثري که  به  تنهايي  مي توانست يک هنرمند را نامدار و بزرگ نمايد. شاملو به عنوان نمادي از روشنفکري و تعهد اجتماعي در شعر ايران شناخته مي شود، وي تاثير بسزايي بر شعر معاصر ايران گذاشته و بسياري از شاعران پس از او و زبان و نوشتن وي تاثير پذيرفته اند، وي متعهد به ارزش هاي انساني و اجتماعي بوده و در آثارش به بيان آرمان هاي انساني و اجتماعي پرداخته است. وي در بيان اين آرمان ها هيچ ترسي  به دل نداشت و چنان اثر شگرفي در ذهن و روح و روان مخاطبان ميليوني خود گذاشت که تا هميشه در آسمان ادبيات پارسي جاودان خواهد ماند، آثار او به زبان هاي مختلف ترجمه شده و به گوش جهانيان رسيده است. چون از زباني ساده و صميمي اما در عين حال قدرتمند و واژه پرداز و اثر گذار استفاده مي کرد مضامين شعري شاملو غالبا عشق، آزادي، عدالت، اعتراض، مبارزه با ظلم و ستم است. وي يک هنرمند چند وجهي، يک آرتيست واقعي است او حتي بازيگري و کارگرداني سينما را در کارنامه کاري خود دارد. او در زندان به بررسي شاهنامه فردوسي و نگارش دستور زبان فارسي و قصه بلندي به نام« سياق ملک ارسلان و ملک بهمن» مشغول شد. به جرات مي توان گفت پس از نيما يوشيج، جنبش ادبي اش که زبان پارسي را متحول و به روز کرد احمد شاملو بيشترين اثر را بر شعر مدرن پارسي گذاشت. احمد شاملو در دوم مرداد 1379 بر اثر بيماري ديابت چشم از جهان فرو بست و در امامزاده طاهر کرج در کنار محمد مختاري، هوشنگ گلشيري و محمد جعفر پوينده به خاک سپرده شد. يادش گرامي     

 

شاعر، نويسنده

و فيلمساز