قدر ملت را نمي دانيد
یاددداشت اول |
■ با مسووليت سردبير
مطالعه مستمر خبرها و نگاهي به تحليل ها و نقل قول ها در رسانه ها، ذهن هر مخاطبي را مملو از هيجان مي کند، يک سو دولتي که مدعي آزادي بيان و حق مدني است لايحه اي به مجلس داده است که بر خلاف شعارهاي رييس دولت است، در آن سو نمايندگاني که گويا در دنيايي ديگر زندگي مي کنند و خبري از هزينه هاي کمر شکن، اجاره خانه و قيمت دارو و دهها کالاي اساسي ندارند و گويا انتخاب شده اند تا تنها درباره رفع مشکلات دنيا يا جهان اسلام سخن بگويند مثلا يک نماينده مجلس گفته است مي خواهيم طرحي دو فوريتي به مجلس بياوريم که گفت و گو با سه کشور اروپايي و آمريکا منوط به شکستن حصر غزه باشد و اختيار همين حداقل ارتباط با قدرتهاي جهاني را از دولت بستانند و هزينه هاي آن را به دوش ملت آوار کنند و يا ديگري درباره آزادي بيان گفته است ما موافق آزادي بيان هستيم ولي کسي نبايد تهمت بزند و دروغ بگويد و نمي داند تمام آزاديخواهان و مدافعان آزادي بيان را دقيقا به همين بهانه در طول سالها در تمام دنيا ساکت کرده اند و يا ديگري .... اينها تنها نمونه هايي است که مي توان فهميد در پشت صحنه چه اتفاقاتي در حال انجام است و ما به عنوان شهروندان و مخاطبان اين پيام ها از چه درک ناقصي از حکمراني در رنجيم. جماعتي که تمشيت امور شهروندان و سامان دادن اقتصاد را گويا وظيفه خود نمي داند و در حالي که شهروندان در فقدان آب وبرق و دهها کمبود ديگر در رنجند مدام در تلاشند تا براي دولت هزينه تراشي کنند، گويا تعمدي در عدم درک ملت در بخشهايي از حکمراني شکل گرفته است که مداوم حرفهاي تکراري و بدون پشتوانه بزنند و هر روز بر زخم ناسور ملت نمک بپاشند. به هر حال وظيفه ما به عنوان رسانه هايي که هر روز و همواره در خيابانها با مردممان زندگي مي کنيم يادآوري اين نکته به خردمنداني است که دستي بر آتش دارند که بدانيد و آگاه باشيد در حال سوزاندن فرصتهايي هستيد که ديگر امکان جبران آن نيست. ايران نيازمند يک تجديد قواي اساسي در سياستها است و الا اميدي به اصلاح نخواهد ماند و شرايط از دست خواهد شد و راه آن در گام نخست قدرداني از ملت شريف ايران است و قدرداني نيز تنها و تنها اصلاح ساختاري است که نخبگان شايسته ملت را به بهانه هاي واهي خانه نشين کرده و نهادهاي برخاسته از مردم را از نمايندگان واقعي مردم تهي کرده است. بدون حضور خردمندان و شايستگان در قدرت هيچ کاري از پيش نخواهد رفت و جامعه هر روز سر به نشيب بيشتري خواهد گذاشت.