مهارت هاي رشد اجتماعي در کودکان و همدلي
یادداشت |
کوثر قندهاري
در شماره قبل به بررسي روش هاي دوست يابي و کارگروهي که از مهارت هاي اجتماعي کودکان است، پرداختيم و در اين شماره به پيچيده ترين مهارت از مهارت هاي رشد اجتماعي يعني همدلي مي پردازيم. همدلي خرده مهارت نسبتا سخت و پيچيده اي است که داراي ابعاد مختلف فيزيکي، حرکتي، عاطفي و شناختي است. هنگامي که قصد همدلي با شخصي را داريم، نياز است تمامي اين ابعاد را به کار ببريم در غير اينصورت همدلي ما نمود واقعي نخواهد داشت. منظور از بعد فيزيکي و حرکتي همان زبان بدن است، بدين معنا که هنگام همدلي با شخصي نياز است زبان بدنمان با او يکي و هماهنگ باشد. علاوه بر اين در بعد عاطفي نيز نياز است از نظر احساسي به طور کامل شخص را درک کنيم و بفهميم چه احساسي و به چه ميزان از آن را دارد. و منظور از بعد شناختي اين است که بررسي کنيم شخص مورد نظر چه فکري داشته که اين احساس در او به وجود آمده است يعني بتوانيم ديدگاه مخاطب را بفهميم. اين مهم را نيز بايد بدانيم که همدلي با همدردي متفاوت است؛ در همدلي فرد مرزهاي خودش را مشخص مي کند اما در همدردي در درد و مسئله فرد ديگر فرو مي رود. براي آموزش ابعاد مختلف همدلي فعاليت هاي متفاوتي وجود دارد. در وهله اول فعاليتي با عنوان( مثل او راه برو) که براي آموزش بعد فيزيکي و حرکتي است و براي کودکاني که هوش بدني و حرکتي بالايي دارند بسيار مناسب است. بدين صورت است که از بچه ها مي خواهيم به ترتيب پانتوميم راه رفتن انسان ها با احساسات مختلف را انجام دهند و بقيه، آن حس را حدس بزنند و بگويند چرا اينطور راه مي رود. در نهايت به بچه ها توضيح مي دهيم که ما از حرکات بدن انسان ها مي توانيم احساساتشان را بفهميم. براي آموزش همدلي نياز است به کودکانمان ياد دهيم که که خود را به جاي آدم هاي مختلف (معلم، دوست، نابينا، معلول و...) بگذارند. يعني اگر از معلم يا دوست خود ناراحت شده اند، خود را جاي او بگذارند و از زاويه نگاه او به مسئله نگاه کنند، به همين منظور دو فعاليت با عناوين کوري در زندگي روزمره و بازي معلوليت که در آن بچه ها نقش آدم هايي با انواع معلوليت ها را اجرا مي کنند، طراحي شده است. در بازي کوري در زندگي روزمره بچه ها به گروه هاي دو نفره تقسيم مي شوند. در هر گروه يکي از افراد نقش نابينا و ديگري نقش راهنما را برعهده مي گيرد تا به فرد نابينا کمک کند. راهنما يک تکه کاغذ دارد که کارهاي روزمره روي آن نوشته مي شود و اين کارها را يک به يک براي فرد نابينا مي خواند و او آنها را انجام مي دهد. راهنما بايد مطمئن شود که فرد نابينا به خودش صدمه نمي زند. در بازي معلوليت نيز بچه ها به جاي افرادي که معلوليت هاي مختلف دارند، ايفاي نقش مي کنند به طور مثال با گذاشتن يک بادکنک در بين پاهايشان هنگام راه رفتن، به جاي فردي که از پا معلول است ايفاي نقش مي کنند يا با بستن دست به پشت بدن بايد بتوانند کارهايشان را با يک دست انجام دهند. همه ي بچه ها هم در نقش فرد معلول و هم در نقش فرد سالم بازي مي کنند و در نهايت تفاوت هاي اين دو حالت را باهم مقايسه مي کنند. در پايان نياز است که هدف بازي را با بچه ها به بحث بگذاريم، چرا که ممکن است بعضي از بچه ها به طور مستقيم متوجه هدف فعاليت نشوند؛ بنابراين نياز است که به آن ها توضيح دهيم و بررسي کنيم که انسان ها در چنين شرايطي چگونه زندگي مي کنند؟! و ما بايد در برابر آن ها چه کنيم! آيا مي توانيم به آن ها کمک کنيم يا نه؟! چنانچه کمکي از ما برنمي آيد، چگونه مي توانيم با اين افراد همدلي کنيم. در حقيقت هدف اصلي همدلي همين است که بياموزيم با آدم هاي مختلف و با شرايط زندگي متفاوت چگونه برخورد کنيم. و اين آموزش بسيار مهم و کاربردي براي کودکان به ويژه آن دسته از کودکاني که مدام ديگران را مسخره مي کنند، است. از ديگر فعاليت هايي که باعث آموزش بعد عاطفي همدلي مي شود؛ فعاليت ( من امروز چه رنگي هستم) است. ابتدا به بچه ها توضيح مي دهيم که آدم ها به سبب تجربيات مختلف احساسات متفاوتي را تجربه مي کنند و هر احساسي مي تواند يک رنگ داشته باشد و قبل از شروع بازي، توافق مي کنيم که هررنگ نماد چه احساسي باشد. آنگاه موقعيت هاي مختلفي را نام مي بريم و مي گوييم رنگ يا استيکر مورد نظر را بالا ببرند. اين فعاليت به صورت کاملا تصويري اجرا مي شود. چرا که هدف عيني کردن احساسات است تا بدين سبب بچه ها بتوانند احساسات مختلف را کاملا درک کنند. از ديگر بازي هايي که براي پرورش مهارت همدلي به کار مي رود، بازي( آينه دوستت شو) است. در اين بازي ابتدا يک آينه جلوي کودک مي گذاريم و مي گوييم اين آينه شما را دقيقا به همان شکلي که هستيد، نشان مي دهد. سپس بچه ها را به گروه هاي دو نفره تقسيم مي کنيم و يک نفر ادا در مي آورد و نفر ديگر مثل آيينه دقيقا حرکات او را به مدت يک دقيقه انجام مي دهد. سپس همانند ساير بازي ها، جايشان را عوض مي کنند. در نهايت به بچه ها مي گوييم هنگامي که انسان ها مي توانند به خوبي آيينه يکديگر شوند، حس خوبي از يکديگر مي گيرند و چنانچه نتوانند حس بدي به همديگر منتقل مي کنند و در حقيقت در اين تمرين به بچه ها مي آموزيم که وقتي مي خواهيم بفهميم ديگران چه حسي دارند، دقيقا همانند اين تمرين به همه حرکاتشان دقت مي کنيم. تا به اکنون تمامي مهارت هاي زندگي کودکان به جز مهارت نه گفتن را بررسي کرديم و در شماره آينده به بخش پاياني مهارت هاي رشد کودکان يعني مهارت نه گفتن و برخورد قاطعانه مي پردازيم.
کارشناس مشاوره تربيتي
و تحصيلي