نهضت مشروطه
یاددداشت اول |
■ احسان مکتبي
نيمه امرداد يادآور انقلاب مشروطه ملت ايران در 1285 هجري شمسي است. ايران در آن روزگار ممالک محروسه بود، ايالتها و ولايتهايي که به هم پيوسته بودند و آن چنان که از تاريخ بر مي آيد روزگار سختي را مي گذراند، رعاياي ممالک محروسه اندک اندک شکست سنگين ايران از روسيه تزاري را فراموش مي کردند و آماده خواب تاريخي ديگري مي شدند آن چنان که از احوال ايرانيان در آن روزگار گزارش شده است در برخي ايالت ها طاعون و انواع بيماري ها، در برخي ديگر ولايتها اعتياد به شيره ريشه ملت را سوزانده بود در حدي که وفور شيره کش خانه ها در بخشي از نواحي ايران، آن مناطق را از زندگي تهي کرده بود و هر روز فقر و فلاکت جلوه ديگري از خود را نشان مي داد البته عليرغم فقر و فاقه اي که رعايا به آن دچار بودند در برخي ولايتها اوضاع رعايا کم و بيش بهتر بود، خصوصا در نواحي شمال ايران، بارفروشان (بابل و مازندران امروز ) استرآباد و بيرجند و گاه برخي ديگر از مناطق به دلايل متفاوت شرايطي بهتر حاکم بود. به هر روي در جامعه اي تا به آن حد، فرو افتاده و در خود فرو رفته، نهضت مشروطه جان مي گيرد و ملتي که گرفتار رتق و فتق امورات اوليه خود بود، به يکباره در معرض نهضتي ناخواسته قرار مي گيرد. رعايا اگر چه مي دانستند ظلم و ستم نمي خواهند اما دقيقا نيز نمي دانستند چه مي خواهند. در همين آشوب ها و بهم ريختن ها وقتي از آنها مي پرسيدند چه مي خواهيد، هيچ يک پاسخي نداشتند تا يکي ديگر گفت شايد مشروطه مي خواهيد و جماعت که نمي دانستند مشروطه چيست گفتند اگر مشروطه از ما رفع ظلم مي کند پس مشروطه مي خواهيم و گمان کردند همين که پادشاه بر روي کاغذ مشروط به قانون شود، پس ايران به حکمراني قانون و برابري و عدالت رسيده است و اينک صد و بيست سال است که از آن روزگار مي گذرد و ما هم چنان در پي حکمراني قانون در جامعه اي برابري و به دور از ظلم روانيم.
خاطره مردان و زنان مشروطه خواه ايران زمين از علماي ثلاثه نجف، ميرزاي ناييني، روزنامه نگاران شجاع آن دوران ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل، علي اکبر دهخدا و بسياري ديگر که در راه حکمراني قانون بر اين ديار تلاش کردند گراميباد.
صاحب امتياز