هوشياري در غبار


تیتر اول |

مهران موذني- نشست  تحليلي و کاربردي «هوشياري در غبار» براي تقويت تفکر انتقادي، سواد رسانه‌اي و درک روايت‌ها در دنياي امروز در گرگان برگزار شد. در اين نشست، دکتر احسان محمدي، روزنامه‌نگار، مدرس و فعال رسانه‌اي به بيان مطالبي درباره مواجهه هوشمند با اخبار و خوانش انتقادي رسانه‌ها پرداخت.

 

رد پاي ديجيتال

محمدي فضاي مجازي را به‌مثابه حافظه‌اي دائمي براي اطلاعات ما دانست. حافظه‌اي که تمام داده‌هاي عمومي و خصوصي ما را به خاطر مي‌سپارد. وي در همين باره گفت: مفهومي به نام رد پاي ديجيتال وجود دارد. به اين معنا که اينترنت هيچ‌چيزي را اعم از سرچ‌ها، عکس‌ها و ويديوهاي شما را فراموش نمي‌کند. اطلاعات شما در فضاي مجازي چيزي نيست که کاملاً پاک شود. در اينترنت چيزي محرمانه نمي‌ماند. در اين فضا شخصيت و هويت شما مشخص مي‌شود. افراد حس مي‌کنند به دليل عدم ارتباط چهره‌به‌چهره در فضاي مجازي، چنين امکاني وجود ندارد. اما اين‌طور نيست. اکثر نرم‌افزارهايي که نصب مي‌کنيم، مقرراتي دارند و ممکن است از ما اجازه دسترسي به گالري بخواهند. ما نيز هيچ‌وقت متن قوانين را نمي‌خوانيم. يعني نخوانده قوانين را مي‌پذيريم. اينستاگرام به شما اجازه مي‌دهد برخي پست‌هاي شما را حذف کند. چرا که قوانين آن را هنگام ثبت‌نام پذيرفته‌ايد. به طور مثال هنگام شهادت سردار سليماني، عکس‌ها و ويديوهاي او را حذف مي‌کردند. همچنين ممکن است اطلاعات شما را بفروشند. يعني ممکن است شما به يک کلينيک پوست برويد يا در اين باره سرچ کنيد. ناگهان به‌يک‌باره پيامک‌هايي درباره پوست برايتان آيد و اينستاگرام ويديوهاي مشابه نشانتان دهد. چرا که ديتاي شما در اختيار ديگران قرار گرفته است. اگر نگران اطلاعاتي از خودتان هستيد، به هيچ عنوان آن را در اينترنت به اشتراک نگذاريد. حتي حالت Close Friend اينستاگرام را نيز نبايد جدي گرفت. هر دوست نزديکي، دوستان نزديک خودش را دارد. در نهايت، ممکن است گل سرخي که در دست کسي گذاشته‌ايد، به شکل يک خنجر زنگ‌زده در پشتتان فرو شود.

 

بيوگرافي

وي درباره اهميت بيوگرافي در فضاي مجازي عنوان کرد: بيوگرافي شما در اينترنت بسيار مهم است...

چرا که معرف شما است و اگر به کسي پيام دهيد، بر آن اساس شما را خواهند شناخت. يا اگر قصد داشته باشيد اقوام يا دوستانتان را پيدا کنيد، بسيار مؤثر خواهد بود. بيوي شما در واقع کارت ويزيت شماست. از اين رو، گذاشتن عکس بچه يا پدر مرحومتان به‌عنوان پروفايل مناسب نيست. شخصي نيز ممکن است به شما در دايرکت توهين کند. او در واقع در حال معرفي خودش است. داستاني درباره فئودور داستايوفسکي وجود دارد. اينکه زني در خيابان به داستايوفسکي برخورد کرده و شروع به بد و بي‌راه گويي مي‌کند. سپس وقتي داستايوفسکي خودش را معرفي مي‌کند و نامش را مي‌گويد، زن شروع به عذرخواهي مي‌کند. داستايوفسکي نيز مي‌گويد: تو خودت را معرفي کردي و من نيز خودم را.

 

تبليغات تکشات

احسان محمدي در ادامه به‌نوعي از تبليغ بيلبوردي تحت عنوان «تک‌شات» پرداخت و با اشاره به نمونه‌هاي موفقي از آن در ايران گفت: تپسي چندي پيش تصميم به انتشار چند پيام تبليغاتي روي بيلبوردها کرده بود. مانند: «رساندن ليلي به مجنون کار ماست»، «رساندن نوش‌دارو به سهراب کار ماست»، «رساندن آب به چشمه کار ماست». همچنين: «از ايتاليا تا برزيل 4 هزار تومان» و «از آرژانتين تا سئول 8 هزار تومان». اينجا منظور از ايتاليا و برزيل، خيابان ايتاليا و برزيل بود و منظور از آرژانتين، ميدان آرژانتين. به اين‌گونه پيام‌ها که روي بيلبوردها براي رانندگان در حال حرکت نوشته مي‌شود، تک‌شات مي‌گويند. يعني تنها يک شليک در اختيار داريد. چرا که راننده کنار جاده نخواهد ايستاد تا بيلبورد تبليغاتي شما را بخواند. مي‌شد ليلي و مجنون را به نستعليق نيز نوشت تا گيرايي بيش‌تري داشته باشد. مغز آدمي براي اينکه به آرامش اوليه‌اش برسد، براي هر اتفاقي يک قصه مي‌سازد و جاي خالي را پر مي‌کند. به طور مثال، اگر چيزي محکم به زمين بيفتد، ممکن است تصور کنيد که موشکي به اطراف شما اصابت کرده است. من دو بيلبورد تبليغاتي را کنار يکديگر به ياد دارم که تنها نوشته روي آن اين بود: «15 نفر از بازيکنان تيم ملي استعفا دادند». فوراً پيگير اين موضوع شدم. با دوستانم تماس گرفتم تا از ماجرا مطلع شوم. در نهايت، فهميدم که اين تبليغات فيلم «پرويز خان» است که به استعفاي دسته‌جمعي 15 نفر از بازيکنان تيم ملي در دهه 60 اشاره دارد. حتي من که در دنياي فوتبال فعاليت دارم، در تله افتادم و پيگير اين تبليغات شدم. البته من با اطلاعات درست جاي خالي را پر کردم. اما ديگران ممکن است با شايعه اختلاف بين بازيکنان اين جاي خالي را پر کنند و به طور مثال بگويند که قضيه از مشکل طارمي و بيرانوند آب مي‌خورد. در نظر بگيريد که ميدان وليعصر بزرگ‌ترين ديوارنگاره ايران است. ميدان وليعصر ديگر خودش به يک خبر تبديل شده است. حتي اگر از آنجا نيز گذر نکنيد، در خبرگزاري‌ها درباره ديوارنگاره جديد آن خواهيد خواند. اين يعني يک ديوارنگاره چندان مهم شده که ارزش خبري دارد.

 

ويترين

اين پژوهشگر و فعال رسانه‌اي با زير ذره‌بين برده برخي تکنيک‌هاي جذب مخاطب اظهار داشت: دعواي تمام مطبوعات سر صفحه اول است. هرچقدر تيتر، عکس و گرافيک بهتري در آن به کار رفته باشد، توجه مخاطب را براي مدت بيش‌تري جلب خواهد کرد. در ويترين مغازه‌ها نيز از اين تکنيک‌ها استفاده مي‌شود. ممکن است در يک راسته، تمام مغازه‌ها کفش‌فروشي باشند. مغازه‌اي موفق‌تر خواهد بود که مشتريان مدت بيش‌تري را صرف تماشاي ويترينش کنند. به طور مثال، مغازه‌اي در ويترينش نوشته است: «قيمت اجناس: هرچي برانکو بگه». اين عبارت فوتبالي به يک اصطلاح تبديل شده بود. در برهه‌اي برانکو ايوانکوويچ، مربي تيم پرسپوليس با اينکه برخي بازيکنان مطرح مثل رامين رضاييان را بازي نمي‌داد، باز هم نتيجه مي‌گرفت. اين به يک اصطلاح بين هواداران تبديل شد که مي‌گفتند هرچه که برانکو بگويد، حتي اگر بر خلاف ميلشان باشد، آن را خواهند پذيرفت. صاحب اين مغازه نيز از اين تله استفاده کرد تا ذهن مخاطب را با يک ترفند هوشمندانه مشغول کند. برخي مغازه‌ها نيز عبارت «در را باز کنيد» را با غلط املايي مي‌نويسند تا ثانيه‌اي بيش‌تر ذهن شما را مشغول کنند.

 

ميم

محمدي در ادامه به معرفي پديده جديدي در فضاي مجازي پرداخت و گفت: کوچک‌ترين عنصري که ممکن است کسي را اين روزها به خنده وا دارد، «مم» يا «ميم» نام دارد. ميم‌ها هم خنده‌دارند و هم پيام را سريع‌تر منتقل مي‌کنند. احتمالاً اگر صفحه چت فرزندانتان را ببينيد، به تعداد زيادي از آن‌ها برخواهيد خورد. برخي مي‌گويند که ميم ضد گفتمان است. مانند برخي ويديوهاي معروف و کوتاه که با اضافه شدن به انتهاي ويديو موجب گرفتن ويوي بيش‌تري مي‌شود. يعني وقت بيش‌تري را از مصرف‌کننده مي‌گيرد.

 

سوگيري تأييدي

وي درباره کارکرد مغز انسان و مواجهه رسانه‌ها با آن عنوان کرد: 55 ميليون نفر در دنيا معتقد به تخت بودن زمين هستند. تعداد اين افراد در کشور آمريکا که ناسا در آن واقع شده، بسيار زياد است. گاهي با خودمان مي‌گوييم چطور در سال 2025 هنوز افراد برخي باورهاي مضحک و غلطي را در زمينه‌هاي مختلف دارند؟ خيلي از افراد درگير سوگيري تاييدي مي‌شوند. انسان تمايل دارد اعتقادات خودش را نگه دارد. يعني اطلاعات را طوري باور کند که دنياي ذهني‌اش خراب نشود. چرا که تلاطم براي مغز انسان به معناي دردسر است. ممکن است بسياري از اين افراد در سياست يا فوتبال نيز همين سوگيري تاييدي را داشته باشند. يعني بر روي باور سياسي يا تيم فوتبال موردعلاقه‌شان متعصبانه تاکيد کنند. در باور به زمين تخت نيز همينطور. يعني اين افراد تنها ويديوهايي را مي‌بينند که باورهايشان را تاييد کند. يعني تنها با افرادي تعامل دارند که آن‌ها را تاييد کنند. بدين صورت، دوقطبي حق و باطل در جامعه تشکيل مي‌شود. تفکر انتقادي در چنين شرايطي ناديده گرفته مي‌شود. يوتيوب علي‌رغم اينکه يک دانشگاه فوق‌العاده است، يکي از دشمنان دانايي نيز به شمار مي‌رود. از اين رو که در آن تعداد ويو معيار ارزش است، هرچقدر که افراد نظريات عجيب و غريب‌تري بيان کنند، ارزش بيش‌تري پيدا مي‌کنند. زمين‌تخت‌‎گرايان نيز به همين صورت، ويوي زيادي دريافت مي‌کنند و به توهم توطئه ديگران دامن مي‌زنند. بايد براي جلوگيري از اين موضوع، برخي اوقات شک کنيم و به نظرات مخالفمان گوش دهيم.

 

عاديسازي

احسان محمدي عادي‌سازي را معضل امروز جهان معرفي کرد و با اشاره به برخي موارد، خاطرنشان کرد: در رسانه فقر با طنز عادي‌سازي مي‌شود. در سريال‌هاي تلويزيوني با فقر شوخي مي‌کنند. مصرف سيگار اغراق‌شده نيز در سريال‌هاي شبکه‌هاي خانگي عادي‌سازي مي‌شود. به طوري که نوجوانان در يک فضاي عمومي به صورت نمايشي سيگار مي‌کشند. کشتن انسان‌ها نيز در رسانه‌ها عادي‌سازي مي‌شود. به طوري که مي‌گويند: «کودکان فلسطيني در آينده قاتل خواهند شد. پس بايد کشته شوند.» در حالي که همين را درباره مرگ يک کودک فرانسوي نمي‌گويند. همان کودک فرانسوي نيز علاوه بر اينکه ممکن است ويکتور هوگو يا لويي پاستور شود، شانس قاتل شدن نيز دارد. رسانه‌ها به ما مي‌گويند که تنها نظاميان در طي جنگ کشته شده‌اند. اما به ما نمي‌گويند که همان نظاميان نيز عزيز خانواده‌اي بوده‌اند. آن‌ها تجاوز به خاک يک کشور را عادي جلوه مي‌دهند. به طوري که افرادي ممکن است بگويند: بگذار بزنند و بروند. رسانه‌ها همچنين برخي عمل‌هاي زيبايي را عادي‌سازي مي‌کنند.

 

برجستهسازي

وي در ادامه، برجسته‌سازي را نيز زير ذره‌بين برد و گفت: در غرب برخي چيزها مانند همجنس‌گرايي برجسته‌سازي مي‌شوند. به طوري که در بسياري از فيلم‌ها و سريال‌ها آن را به نمايش مي‌گذارند و حتي جوايز مختلفي نيز در جشنواره‌هاي سينمايي به سازندگان اين فيلم‌ها اهدا مي‌کنند. اما مگر چند درصد غربي‌ها همجنس‌گرا هستند؟ در آمريکا اين آمار 8 درصد است. پس چرا آن‌قدر توي فيلم‌ها و سينماها برجسته هستند؟ پيش از اين اعراب در سريال‌هاي آمريکايي هواپيما مي‌دزديدند و حملات تروريستي انجام مي‌دادند. اما در حال حاضر، اعراب شخصيت‌هاي خوبي هستند که جامعه را تغيير مي‌دهند. در يکي از سريال‌ها يک شخصيت عرب براي FBI عليه القاعده کار مي‌کرد. چنين چيزي ابداً در گذشته وجود نداشت. اين‌ها کليشه‌هاي جديدي هستند که رسانه‌ها شکل مي‌دهند. همچنين نگهداري از حيوانات خانگي نيز از جمله مسائل امروز است. رشد به يک‌باره چنين چيزي طبيعي نيست. در گذشته، يکي از مراکزي که تعدادش روز‌به‌روز افزايش مي‌يافت، بانک‌ها بودند. سپس نوبت به داروخانه‌ها و کافه‌ها رسيد و امروز نوبت پت‌شاپ‌هاست. چنين موضوعي نمي‌تواند عادي باشد. اين حجم از عادي‌سازي در اينستاگرام طبيعي نيست. شبکه‌اي مثل منوتو نيز در اين موضوع بسيار تأثيرگذار بود.

 

هايپر رئاليتي

اين روزنامه‌نگار و پژوهشگر رسانه در نهايت، هايپر رئاليتي را يکي ديگر از چالش‌هاي مواجهه با فضاي رسانه‌اي امروز دانست. ولي در همين باره عنوان کرد: رسانه‌ها در جهان امروز استانداردهاي جديد مي‌سازند. در گذشته رقابت‌هاي زيادي وجود نداشت. دخترها در گذشته نيازي به عمل‌هاي زيبايي و فوق ليسانس نداشتند. نيازي نبود تا هر روز در کافه از فنجان قهوه‌شان استوري بگذارند. پسرها نيز نيازي به باشگاه رفتن يا داشتن مازراتي نداشتند. حتي اگر نيسان مي‌داشتند و چوپاني مي‌کردند نيز کافي بود. اما اين روزها دخترها و پسرها معيارهاي زيادي براي انتخاب همسر دارند. دخترها از پسرها انتظار قدبلند و پول دارند و پسرها از دخترها انتظار استقلال، پوستي صاف و... عصر جديد اين رقابت‌ها را ايجاد کرده و به افراد احساس نارضايتي مي‌دهد. ترس جا ماندن يک ترس جديد است که در گذشته اصلاً وجود نداشت. کافي است تا گوشي موبايلتان را باز کنيد تا ببينيد شخصي پوست بهتري از شما دارد، مسافرت بهتري از شما رفته است و يا دوستان بيش‌تري دارد. انگار ما روي يک تردميل افتاده‌ايم. اين رقابت براي نوجوانان بيش‌تر است. رسانه‌ها واقعيتي شيک و بسته‌بندي‌شده که قابل دسترس نيست به شما ارائه مي‌دهد. حتي اگر شما به آن هم برسيد هم خودتان را با افراد تازه‌تري مقايسه مي‌کنيد که از آن‌ها عقب‌تر هستيد.