کشاورزي در بحران


یادداشت |

علي اکبر سنجه ونلي

 

استان گلستان، با خاک حاصلخيز و تنوع اقليمي کم‌نظير، سال‌ها به‌عنوان يکي از قطب‌هاي کشاورزي کشور شناخته شده است. از شالي‌زارهاي بينظير استان گرفته تا مزارع گندم، کلزا و باغ‌هاي مرکبات، اين ديار نقشي کليدي در تأمين غذاي ايران ايفا کرده است. اما امروز، اين جايگاه استراتژيک با چالش‌هايي جدي روبه‌روست؛ چالش‌هايي که بخش عمده آن نه از قهر طبيعت، بلکه از بي‌برنامگي و تصميمات نادرست مديريتي ناشي مي‌شود.

کم‌آبي و قطع مکرر برق، دو ضربه اصلي به پيکر کشاورزي استان هستند. در سال‌هاي اخير، بارندگي‌ها کاهش يافته و سطح آب سفره‌هاي زيرزميني به‌طور نگران‌کننده‌اي پايين رفته است. در چنين شرايطي، حتي چند روز بي‌آبي مي‌تواند محصولي را که ماه‌ها برايش زحمت کشيده شده، از بين ببرد. قطع برق نيز مشکل را دوچندان کرده است؛ زيرا بيشتر سيستم‌هاي آبياري تحت فشار، پمپ‌ها و ايستگاه‌هاي پمپاژ به برق وابسته‌اند و خاموشي‌هاي طولاني آن‌ها را عملاً بلااستفاده مي‌کند.

بحران زماني شديدتر مي‌شود که به الگوي کشت فعلي نگاه کنيم. با وجود هشدارهاي کارشناسان، هنوز بخش زيادي از اراضي استان زير کشت محصولات پرمصرف آب مانند برنج قرار دارد. در حالي که مي‌توان با تغيير الگوي کشت و معرفي محصولات جايگزين کم‌آب‌بر همچون گياهان دارويي، زعفران، کنجد و... گونه‌هاي مقاوم به خشکي، فشار بر منابع آب را کاهش داد، اقدام جدي و فراگير در اين مسير ديده نمي‌شود.

در کنار مساله آب، مکانيزاسيون کشاورزي نيز حلقه مفقوده توسعه پايدار در گلستان است. مکانيزاسيون تنها به معني استفاده از ماشين‌آلات برداشت نيست، بلکه مجموعه‌اي از فناوري‌ها و روش‌هاي نوين را شامل مي‌شود که مي‌تواند بهره‌وري را افزايش دهد و مصرف آب و انرژي را کاهش دهد. تراکتورهاي مجهز به GPS مي‌توانند عمليات کاشت را دقيق‌تر انجام دهند، کمباين‌هاي مدرن مي‌توانند برداشت را سريع‌تر و با حداقل هدررفت انجام دهند، و ماشين‌آلات کشت مستقيم مي‌توانند نياز به آبياري‌هاي اوليه را کاهش دهند.

اما مشکل اينجاست که بسياري از کشاورزان توان مالي براي تهيه اين تجهيزات را ندارند. هزينه بالاي ماشين‌آلات، نبود تسهيلات حمايتي مؤثر، و فرسودگي ناوگان موجود، باعث شده بخش بزرگي از کشاورزي استان همچنان با روش‌هاي سنتي اداره شود. در شرايط کم‌آبي و بحران انرژي، ادامه اين روند به معناي کاهش شديد بهره‌وري و هدررفت منابع است.

اکنون ضروري است که استاندار گلستان و رييس سازمان جهاد کشاورزي استان با نگاه عملياتي و فوري، اقدامات زير را در دستور کار قرار دهند:

1- اجراي طرح تغيير الگوي کشت با حمايت مالي و تسهيلات ويژه براي کشاورزاني که به سمت محصولات کم‌آب‌بر حرکت مي‌کنند.

2-سرمايه‌گذاري در نيروگاه‌هاي خورشيدي کوچک و متوسط براي ايستگاه‌هاي پمپاژ و مزارع، به‌منظور کاهش وابستگي به برق شهري.

3-ارائه وام‌هاي کم‌بهره و يارانه‌اي براي خريد ماشين‌آلات کشاورزي مدرن، به‌ويژه دستگاه‌هاي کم‌مصرف و هوشمند.

4- برگزاري دوره‌هاي آموزشي تخصصي رايگان براي آموزش روش‌هاي نوين آبياري، مديريت مزرعه و استفاده بهينه از ماشين‌آلات.

5-تشکيل يک کارگروه دائمي بحران آب و انرژي کشاورزي با حضور دستگاه‌هاي اجرايي، شرکت برق و تشکل‌هاي کشاورزي براي هماهنگي و واکنش سريع در شرايط بحراني.

و در آخر به ياد داشته باشيم گلستان همچنان ظرفيت آن را دارد که يکي از ستون‌هاي اصلي امنيت غذايي کشور باقي بماند، اما تحقق اين هدف تنها با تصميم‌گيري به‌موقع، سرمايه‌گذاري هوشمندانه و اراده جدي مسئولان امکان‌پذير است. امروز کشاورزي استان به جاي شعار، به اقدام نياز دارد؛ اقدامي که فردا دير نباشد.

 

کارشناس ماشين آلات کشاورزي