پیام شهروندان
پیام شهروندان |
در تاريخ، برساختهاي نادرست(چه بسا دروغ) زيادي وجود دارد.
تاريخ سياسي هم ازين امر مستثنا نيست؛ يکي ازين برساختهاي بسيار غلط که در اين چندسال اخير خيلي به جامعه *تحميل/تزريق* ميشود(و از نبود حافظه تاريخي ايرانيان هم به خوبي بهره ميبرد) اين است که بعد از انقلاب، *جز سه دوره* ، باقي دولت ها دست اصلاحطلبها بوده!!!
واقعا اصلاحطلبي در ايران مظلوم بود و هست و جناح سياسي اصلاحات هم مذبوح...
در سرزمين هندوستان، براي آنکه کسي به مقام فرمانداري يا مديريت کلان دست يابد، تنها داشتن سابقه سياسي يا مدرک تحصيلي کافي نيست؛ او بايد کليله و دمنه را خوانده باشد و مهمتر از آن، درک کرده باشد. زيرا آنجا فهميدهاند که کسي که نميداند چگونه با مردم سخن بگويد، چگونه اخلاق قدرت را بفهمد، و چگونه خرد را بر خشم و غرور مقدم بدارد، نميتواند حاکم خوبي باشد. در ايران اما، با آنهمه گنجينهي ادبي و اخلاقي، با داشتن گلستان سعدي و مرزباننامه، مديراني بر سر کارند که نه «حکمت» ميدانند، نه «ادب حکمراني».
سعدي گفته بود:
رعيت به سر بر نيايد به جَور،
چو نخلي که بيآب، ندهد ثمر.
اما بسياري از مديران امروز، نه سعدي خواندهاند، نه مرزباننامه را ميشناسند، نه حتي کليله و دمنه را فراتر از نام آن شنيدهاند. و نتيجه روشن است: رفتارهاي تحکمآميز، فاصلهي عميق با مردم، و بيگانگي کامل با زبان گفتگو، همدلي و خردورزي.
اگر در هند، دانستن قصههاي حکمتآميز لازمهي فرمانرواييست، در ايران بايد گلستان سعدي، مرزباننامه و کليله و دمنه،جزو منابع اجباري براي هر مدير، مسئول، و سياستگذار باشد- نه براي نمايش، بلکه براي فهمِ «خرد ايراني». زيرا ملتي که سياستمدارانش ادبيات نخواندهاند، اخلاق نميدانند. و سياست بياخلاق، چيزي جز ويراني نيست.
درود بر شما . از کتاب گفتي، از دانايي، از فرهنگِ خواندن؛ و چه حرف درستي زدي... اما بگذار تلخ بگويم، صادق و بيپرده:
در کشوري که مردمش از سحر تا شب در صف اجاره، صف دارو، صف يارانه و صف تحمل ايستادهاند، کتاب، نه اولويت است، نه توانش هست، نه حوصلهاش مانده.
چگونه از مردي که نان شب ندارد، انتظار داشته باشيم حافظ بخواند؟
يا از زني که فرزندش دارو ندارد، بخواهيم داستايفسکي را بفهمد؟
وقتي انسان براي زندهماندن ميجنگد، ديگر فرصت «خوب زيستن» ندارد.
از آن سو، مديران ما، کتاب نميخوانند.
نه به اين دليل که وقت ندارند، بلکه چون خطر دانايي را ميفهمند.
آنها ميدانند مردمي که بخوانند، ديگر نميشود با آنها مثل تودهاي رام رفتار کرد.
فرهنگ برايشان تهديد است، نه سرمايه.
کتابخانه برايشان مهم نيست، چون ميزهايشان پر از پروندههاي رانتي و آمار جعليست.
ما از نسلي هستيم که دانايياش سانسور شد، صدايش خفه شد، و نانش هم گروگان سياستهاي بيخرد شد.
و با اين حال، هنوز هم ايمان دارم کتاب ميتواند چراغ بماند.
نه براي همه، اما براي آندستهي اندکي که هنوز نخواندهاند تا فراموش نکنند.
که هنوز ميدانند ريشهي همهي اين ويرانيها، در جهل نهادينهشده است.
ارادتمند: مصطفي لو
سلام و صبح عالي بخير نيکي زبان گوياي استان نقدها و پيشنهادها عالي است ولي نقدهاي هنوز هم است بخصوص بر اقوام ترکمن که هميشه در صحنه انتخاباتي با جان دل کار ميکنن و بيشترين راي ها را به صندوق مي ريزند هيچ توجهي به فعالين سياسي ترکمن ها ندارن يا خيلي کم فقط در حد وعده در سرخرمن بس بس «انسانهاي پاک خطا نمي کنن» «سادگي ميکنن » سادگي پاکترين خطا ست »ما داريم نفس ميکشيم » اما نفس را در هواي قفس ميکشيم » به خود گفتيم تا نگويم به تو » چه رنجي در يک نفس ميکشيم « سپاس فراوان از آقاي مکتبي وجناب آقاي مهدي بهزاديان مشاوره ستاد مرکزي استان در امور اهل سنت
دردي زاده
سلام. مطلب من ممکنه کمي تلخ باشه وگزنده اما يکي از دلايل پسرفت فردي و اجتماعي ما خودما هستيم. نکته بنده سلب مسئوليت نظام حکمراني نيست همه ميدانند که در مطالبم هميشه نوک پيکان عقب ماندگي ها رو سياست گذاري و اجرا و نظارت دونستم اما بياييم از خودمون بپرسيم نقش من شخص ايکس چيه؟ چه کاري ميکنم تا حداقل ضربه به منافع عمومي کشورم نزنم يا خيلي عالي چه کاري کردم يا ميتونم براي اعتلاي سرزمينم هرچند کوچک گامي برداشتم يا برخواهم داشت؟
اين ميتونه حتي درحد تغيير رفتار زباله پراکني در طبيعت باشه کمک خير به افراد براي توانمند سازي باشه يا آموزش به بچه داراي وسع مالي ناچيز باشه و...و....و....درهر شغلي که هستيم ميليونها مثال ميشه زد. سخن من چيه ؟ما هم نسبت به توسعه فردي و هم توسعه اجتماعي مسئوليت داري.ياد شهدا خيلي خوبه و تقويت هويت ملي هست شهدا زنده هستند و ما را ميبينند که ما منفعل در قبال مشکلات فردي و اجتماعي هستيم اين خوب نيست. حفظ آب وخاک و وطن فقط در شعار نيست در جنگيدن نظامي هم به تنهايي نيست
ببينيم ما داريم چه ميکنيم ؟کجاي اين بحران ها وايساديم؟ چه ميتونيم انجام بديم کمي ذره اي کمک به ديگران و سرزمين و بلکه در درجه اول به خود فرد بشود. ما بيشتر منتظر معجزه هستيم که کسي يا کساني بيايند مشکلات ما را حل کنند و اگر اينطور نيست که ميتواند درست باشد حداقل اينست که همه ما طرحواره يا پيش فرض هايي داريم که تمام عوامل ناکامي هاي خودمون رو تقصير ديگران مي اندازيم و اينکه هميني که هست ما کاره اي نيستيم. کائنات پشيزي براي رنج هاي ما ارزش قائل نيست
ولي براي تلاش جهت گذر از رنج ها بسيار ارزش قائل هست. اين جمله شعار نيست هزاران فرد و کشور را ميشود مثال زد که با هوش و امکانات کمتر موفقيت هاي بزرگي دست پيدا کردند. 99 درصد موفقيت ها به تلاش است فقط 1 درصد آن به خلاقيت.
جنگل هاي اين استان سالهاست که در آتش بي خبري و بي توجهي دارد مي سوزد. تابستان وهواي گرم ندارد، در هواي سرد زمستان و بعد از هربارش بهاري هم دارد مي سوزد. از روزيکه در اين سالهاي اخير بعلت بيکاري مردمان روستاها از يکطرف و عطش سيري ناپذير عده اي سودجو. موضوع جمع آوري وخريد وفروش قارچ معروف به ترافل که عمدتا هم مصرف خارجي و درآمد دلاري دارد، جنگلها از ريشه دارند مي سوزند. ديگر در پهنه هاي جنگلي و زير درختان آن خبري از رويش مجدد دانه هاي درختان و نو رشد يافتگان ديده نمي شود، زيرا سالي چند بار خاک جنگلها را با تيشه وکج بيل زيرورو مي کنند و انگار سالي چند بار شخم مي زنند و هر نوع رشد يافته اي را از بيخ وبن مي کنند و ريشه کن مي کنند. ديگر در سطح جنگل ها و در فواصل بين درختان بوته چند سانتيمتري ديده نمي شود که در آينده ها تبديل به درختي گردد. بنظر اين هدم و نابودي جنگل از هر آتشي سوزاننده تر و ويران کننده تر است، منتهي اثرات آن سالهاي نه چندان دور ديگر ظاهر مي گردد.
درود. دنيا را آب ببرد، مسئولان مرتبط با ابرچالش آب را خواب مي برد! گويي وزير نيرو را کک هم نگزيده است! اساساً اين بي خيالي و خونسردي مسئولان کشور ما کم نظير است. وزير گفته است ناترازي ها مربوط به تغييرات اقليمي است که جهاني است و جبري و لابد اصلاً به نحوه مديريت منابع آب مرتبط نيست ! بعد هم گويي کشف تازه اي کرده و ابتکار نويي به خرج داده: بايد به سمت کشت محصولات کم آب بر برويم. چشم، يا شما امر بفرماييد که به اين سمت برويم يا ما خواهش و تمنا مي کنيم که به اين سمت برويم يا کساني از کره مريخ مي آيند و کشان کشان ما را به اين سمت مي برند! در هر صورت، مشکلي نيست که آسان نشود، مرد خواهد که هراسان نشود! علي برکت الله!
انقدر در مصرف اب زياده روي وخودخواهي شد که حتي براي تامين اب شرب هم به بحران رسيديم چه رسد به کشاورزي
آينده نگري در قاموس مديريت ما وجود نداشت. فقط عرضه مطرح بوده و کنترل تقاضا با بهينه سازي مصرف آنهم براساس تامين نيازها وحتي شکوفايي کشاورزي و صنعت در هيچ جاي انديشه اين کشور وجود نداشت. امروزه صحبت دوباره انتقال آب درياي خزر جدي تر شنيده ميشود. درياي خزر خود در حال خشکي هست وحال و روز خوشي ندارد. خليج گرگان در کنار درياي خزر اگر واقعيت را نخواهيم منکر بشويم خود خشک شده است درياچه خزر هم با اين دست اندازي هايي که به منابع آبي انجام شده در چندين سال اينده بلکه تا 2050 با ادامه همين ميزان بارندگي چهره خشک شده خود را نمايان تر خواهد کرد. شمال کشور گيلان مازندران وگلستان خود با بي ابي دست وپنجه نرم ميکند اگر درياچه خشک شود رطوبت کاهش يافته وبارندگي ها کمتر وکمتر خواهد شد. اين بار با بهانه هاي ايجاد اشتغال براي شمال کشور و سرمايه گذاري از طريق محصولات حاصل از شيرين سازي آب بدنبال شروع پروژه شيرين سازي اب درياچه هستند. اگر اين اتفاق بيفتد رسما نابودي خزر را هم به چشم خواهيم ديد. مازندران وگلستان با چشم خود گردوخاک را ديده است. اين دو استان هم اکنون هم با الودگي هوا ناشي از خشکي زمين و تغيير اقليم دست وپنجه نرم ميکند. مسئولان محترم چرا از درس اموخته ها درس نميگيريد؟
چرا تجربه را دوباره بايد تجربه کنيد؟ اين راهي که رفته ايد غلط بوده نبايد ادامه دهيد. اگر اقيانوس کبير بزرگترين اقيانوس دنيا را به فلات مرکزي ايران وصل کنيد اما مصرف را در بخش کشاورزي وخانگي وصنعت کنترل نکنيد اقيانوس کبير هم تمام خواهد شد. شما بايد اصلاح الگوي کشت را رعايت کنيد . جلوي کشت هاي اب بر را بگيريد . براي کشاورزان آموزش بگذاريد اگاهي سازي بکنيد محصولات کم اب بر با قيمت تضميني جايگزين کنيد ابياري غرقابي را تعطيل کنيد اجراي ابياري نوين و کشت گلخانه اي را تشويق وحمايت کنيد . بايد امايش سرزميني را اجرا کنيد. بايد طرح هاي ابخيزداري و ابخوانداري جدي بگيريد
بايد وضرورت دارد لوله هاي انتقال اب برون و درون شهري نوسازي شوند تا از هدرروي حدود 30 درصد اب جلوگيري شود
انتقال اب در همه جاي دنيا اولين راهکار نيست راهي اخر براي حل مشکل اب است. بايد حق سفره هاي زير زميني را بدهيد حق تالاب ها را بدهيد تا جلوي تغيير اکوسيستم گرفته شود. اگر فرونشست را جدي نگيريم و باز هم بيخيال باشيم بايد منتظر نشست 20 تا 70 سانتيمتر ساليانه و امکان وقوع خطر زلزله را در نظر داشته باشيم. چرا مديران ما هيچ گاه مديريت مبتني بر عقلانيت و دانايي نداشته و ندارند؟ چرا درس نميگيرند؟
بايد رفتارهاي غلط گذشته را کنار بگذاريم اگر خواهان اصلاح تخريب هاي جاري و اينده را داريم ما ميتوانيم رفاه بيشتر با امنيت و ارامش در زمينه اب وخاک داشته باشيم . توليدات کشاورزي بيشتري با بهينه سازي مصرف داشته باشيم اگر بايستيم و بگوييم تجاوز به طبيعت کافيست. طبيعت سخاوتمندانه هنوز درحال نشان دادن دردهاي خود است اما روزي انتقام سخت خواهد گرفت .تغيير کنيم تغيير در رفتار تغيير در بيخيالي هاي گذشته تغيير در تخريب محيط زيست واينده فرزندان مان لازم وضروري هست توسعه پايدار را در نظر نگرفتيم تغيير نگاه روزمره بيفايده به اينده نگارانه يک ضرورت حياتي هست.
حيدر حسين نژاد
متخصص بيهوشي و مراقبتهاي ويژه
دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه تهران
به جاي اينکه جوانان و تشويق به ورزش کنند اعتراض هم ميکنند، تو مصرف مواد مخدر رتبه دوم کشوري و کسب کرديم. استان گلستان يه تيم فوتبال قدرتمند هم نياز داره، واقعا تو ليگ برتر جاي گلستان خالي...
سلام ودرود نظام اسلامي اگر تاکنون پايدار و سرپاماندحاصل رشادتهاي شيرمردان و دلاوران مخلص وبي ادعاميباشدصدحيف که نتوانستيم قدرشان رابدانيم واهدافشان راپاس بداريم آنهارفتندتاآرمانهاي نظام زنده بماندليکن شرمنده ايم زيراآنچه آنان براي آن فداکاري کردندامروز رگه هايي ازآن باقي مانده و وضعيتي اکنون درآن قرارداريم شايسته ملت مانيست.
سلان ودرود راي اعتمادمجلس فعلي به تمامي اعضاي کابينه دولت پزشکيان شائبه همکاري مجلس ودولت را تداعي مينمود به دوستان گفته بودم اين يک تاکتيک تبعيت از رهبري است چرا که مجلس فوق با اين ديدگاه طرز فکر در آينده با کنارزدن وزرا تا استيضاح رئيس جمهور پيش خواهند رفت اگرحوادث جنگ اخيرحادث نمي شد مجلسيان دنبال استيضاح ورزا بودند تا دولت را با چالش مواجه کرده رئيس دولت را مشغول حواشي کنند و عملا دولت را ازحيز انتفاع خارج نمايند.
چه تحليل خوبي آمارسازي ها ما را به اينروز رسانيده است
فقط دخالت نمايندگان در چينش نيروها نيست برخي افراد بدون جرات اوليه مدير شدند حتي بچه هاي اصلاح طلب را براي مارشناسي ابلاغ نمي زنند.
تسهيلات بانکي به کارخانه هاي بزرگ و شرکت هاي توليدي که نيازمندند، نمي دهند در هيچ استاني جز با امضاهاي طلايي استانداري.
مهمترين نکته، رکود در شش ماه دوم سال 1403 هست. واحدهاي توليدي استان شرايط خيلي سختي را تجربه کردند و ميکنند
انتصابات را ، ملاک ارزيابي عملکرد استاندار قراردادن، بيراهه است. راه اين است که از استاندار برنامه با تقويم اجرايي خواسته و مطالبه شود و برهمان اساس عملکرد او را به بوته نقد سپرد. البته اينکار بهتر بود در ابتداي تصدي ايشان صورت ميگرفت، گرچه ايشان در اين سطح و اندازه ها نبوده و نيست. ايا ايشان يک خط برنامه اجرايي ارائه داد؟
اينکه گفته بشه: اصولگراها نسبت به عملکرد استاندار نقطه نظر مثبت بيشتري دارند. چندان مطابق واقع نيست. اين ذهنيت لابد برگرفته از مطالبيست که چند کانالدار پروژه بگير مينويسند. اصولگراها در موقع انتخاب استاندار ليستي به وزارت کشور داده بودند که مورد توجه قرارنگرفت. درآن ليست هم اسم ايشان نبود. بعيدميدانم اگر از اصولگراها ليست اسامي پيشنهادي براي تصدي فرمانداريها را هم ميخواستند اسمي ازايشان بميان مي آمد. اينکه گفته شده: مخالفان مشخص دولت نيز در استان پستهاي قابل توجهي گرفته اند مطابق واقع نيست. اصولگرايان شناسنامه دار از مسئوليتها برکنار شدند.
ارادت
كارآفرين، سرمايه دار، سرمايه گذار، کارخانه دار بزرگ و توليد کننده هاي پر توان و مايه دار که هميشه محکوم به مستکبر بودن، حق کارگرخور، حق ضعيف خور و حق مظلوم خور محسوب مي شود. کارآفرين و توليد کننده مبتدي، نوپا و تازه کار هم که گرفتار مسائل اقتصادي و نبود پشتوانه مالي و مشکلات دست و پا گير اداري مي باشد فقط تبليغات و شعار در صدا و سيما و رسانه هاي حکومتي برقرار است.
خدايا مسئولين ما را بيدار کن
امتى که در آن حق ضعيف از زورمند با صراحت گرفته نشود هرگز روى قداست و پاکى را نخواهد ديد (و آرامش از آنها رخت بر مى بندد)
ممنون بابت يادآوري اين روز مهم تاريخي. حيف که اين دستاورد مهم تاريخي عملا دچار کاستي هاي بسيار شد.
به قول فرخي يزدي :
يکدم دل ما غمزدگان شاد نشد
ويرانه ما از ستم آباد نشد
دادند بسي به راه آزادي جان
اما چه نتيجه ملّت آزاد نشد!
سلام وارادت وتشکر. مطالب بسيار آموزندهاي هم در خصوص نگارش در تبليغات وهم در انقلاب مشروطه هر چند کم بود ولي مفيد بود.