در هجدهمين دورهمي فرهنگ و رسانه عنوان شد: صدا و سيما را بياعتبار کرديد
تیتر اول |
مهران موذني- عصر دوشنبه، 13 مرداد 1404 هجدهمين دورهمي سراي فرهنگ و رسانه به مناسبت نودمين سال فعاليت مطبوعاتي در منطقه گرگان و در آستانه روز خبرنگار و روز حقوق بشر اسلامي و کرامت انساني برگزار شد. اين دورهمي اهالي رسانه در کانون وکلاي دادگستري گلستان برگزار شد و علاوه بر مديرکل اداره فرهنگ و ارشاد گلستان، فرماندار و رئيس شوراي شهر گرگان و جمعي از مسئولين شهري و استاني، تعداد زيادي از اهالي فرهنگ و رسانه در آن حضور به عمل رسانده و به بيان مشکلات، دغدغهها، خواستهها و خاطراتشان پرداختند.
صدا و سيما را بياعتبار نکنيد
رحمتاله رجايي، نويسنده و پژوهشگر تاريخ و فرهنگ استان، ضمن ارائه توضيحاتي درباره تاريخ مطبوعات گرگان، در انتقادات به صدا و سيماي استان گفت: من شخصاً هم به راديوي گرگان گوش ميدهم و هم برنامههاي سيماي استان را دنبال ميکنم. با اينکه اين نهاد از بودجه کشور استفاده ميکند، اما هيچ ارتباطي با فرهيختگان و اهالي فرهنگ ندارد. صدا و سيما هيچگاه دعوت ما را براي شرکت در نشستهاي فرهنگي نميپذيرد. براي ما کاري ندارد که با رسانههاي ديگري ارتباط برقرار کنيم. اما رسانههاي خودمان براي ما ارجحيت دارند. خواسته ما اين است که راديو و تلويزيون را بياعتبار نکنند. صدا و سيما در حالي که بايد در خدمت توسعه فرهنگ و حل مشکلات مردم باشد، اصلاً دغدغه مخاطب را ندارد. اما درباره تاريخ مطبوعات استان بايد بگويم در سال 1314 محمدعليخان ابهري نخستين شماره از نشريه قابوس را منتشر کرد. در طي اين 90 سال افراد زيادي در اين عرصه تلاش کردند. برخي از نشريات مانند گلستان ايران، حريف، گرگانزمين، سليم، ستاره گلستان و بهار گلستان ديگر منتشر نميشوند که اصطلاحاً فقيد هستند. البته هفتهنامه گرگان امروز نيز نشريه شهيد استان ماست. در حال حاضر نيز نشريات کاغذي خوبي در استان منتشر ميشود.
رسانهها و چراغ مطالبهگري
علي نصيبي، فرماندار گرگان ضمن تقدير و تشکر از سراي فرهنگ و رسانه، نشريات را عامل جا افتادن فرهنگ نقد دانست و عنوان کرد: بسياري از اتفاقات خوب در استان گلستان مرهون فعاليت تمام دوستاني است که در نبود فضاي مجازي، با سختي و مشکلات بسيار در نشريات قلم زدند و چراغ مطالبهگري را روشن نگه داشتند. آن هم زماني که پاي نشريات تازه به استان باز شده بود و هنوز فرهنگ نقد جا نيفتاده بود. اگرچه که من خودم را اصلاحطلب ميدانم، اما معتقدم چه نشريات اصلاحطلب و چه نشريات اصولگرا، هرکدام زحمات زيادي در اين راه کشيدند. از اين رو، جاي دارد تا از تمام اين دوستان تشکر ميکنم. يکي از خاطرات جالب من در حوزه رسانه مربوط به وقتي است که در نشريه سليم قلم ميزدم.
آن زمان بايد سهشنبهها مطالبم را تحويل ميدادم. به ياد دارم که 2 روز طول ميکشيد تا صفحهآرايي با نرمافزارهاي قديمي انجام شود. بعضي مواقع پيش ميآمد که فرصت زيادي براي نوشتن نداشته باشم. يکي از همين دفعات، بنا بود با چند نفر گفتوگو کنم. اما به دليل کمبود وقت، از زبان 3 شخصيت خيالي مطلبي نوشتم. يکي از آنها مشکلات اقتصادي داشت و يکي ديگر جوياي کار بود. ديگري نيز مشکلات خودش را داشت. چندي بعد افرادي به هفته نامه سليم مراجعه کردند و خواستند آن شخص که مشکل مسکن داشت را در اتاقي اسکان دهند و آن جوان جوياي کار را سر کاري ببرند. در نهايت، به آقاي مهيمني، مدير مسئول روزنامه اعتراف کردم که اين شخصيتها خيالي بودند.
دغدغههاي مشترک کانون وکلا
و رسانهها
علي طالعزاري، رئيس کانون وکلاي دادگستري گلستان با اعلام آمادگي براي حمايتهاي هرچه بيشتر از اهالي رسانه، بر آزادي رسانهها تأکيد کرد...
و گفت: اعتقاد قلبي من اين است که نهاد کانون وکالت و اهالي رسانه اهداف و دغدغههاي مشترکي دارند. از اين رو، طي اين سالها درب کانون همواره به روي اهالي رسانه که نياز به حمايت يا مشورت داشتند، باز بوده است.
کانون وکلا اين آمادگي را دارد که در حوزه حقوق مطبوعات نشستهايي را برگزار کند. اين کانون بهعنوان يک نهاد مدني، آمادگي ميزباني از اهالي رسانه را دارد. دولت محترم در مدتي که تا کنون مستقر بوده، ارتباط خوبي با کانون وکلا داشته است. معاونت حقوقي رئيسجمهور نيز تقريباً تمام لوايح قضايي و غيرقضايي را براي اين نهاد ارسال کرده و از ما نظرخواهي ميکند. در خصوص لايحه اخيري که در خصوص فضاي مجازي مطرح شد نيز انتقادات خودمان را اعلام کرديم. من اخيراً نامهاي به آقاي رئيسجمهور، جناب وزير و معاون حقوقي رئيسجمهور نوشتم و بابت استرداد اين لايحه تشکر کردم. چرا که به لحاظ حقوقي داراي اشکالاتي بود. اگرچه که فضاي رسانهاي بايد شفاف باشد، اما اين نبايد سبب شود تا آزادي مطبوعات را تحتتأثير قرار دهيم و يا فضاي رسانه را محدود کنيم.
لزوم شيوايي کلام
مهدي بيدلي، مديرکل اجتماعي استانداري گلستان ضمن تأکيد بر ارزش خبري مطالب، شيوايي کلام را جزو ملزومات کار رسانهاي دانست. وي در همين باره عنوان کرد: به گمان من با توجه به پيشينه مطبوعاتي ايران در دوره قاجار، ما جزو کشورهاي پيشگام در اين عرصه به شمار ميرويم و سابقه بيشتري از کشورهاي پيشروي کنوني داريم. با پيشرفت تکنولوژي، لازم است تا ما نيز با ذائقه مردم مطابقت پيدا کنيم. ضمناً بايد در نظر بگيريم که زبان فارسي از ادبيات فاخري برخوردار است. شاهنامه فردوسي گنجينهاي ارزشمند از واژگان فارسي است. شما ميتوانيد جنبههاي مختلف زيبايي ظاهري را در اين کتاب مشاهده کنيد. رسانهها نيز علاوه بر اينکه مسئله اصليشان روايت خبرها و تأثيرگذاري است، شيوايي کلام آنها نيز حائز اهميت است. از اين حيث، چگونگي قلم زدن دوستان بسيار مهم است. چرا که ما ابتدا با نوع کلام و سپس با محتواي آن ارتباط برقرار ميکنيم.
مصائب رسانهها
جمشيد نيرومند، مديرمسئول اسبق هفتهنامه ستاره گلستان با بيان خاطرهاي، موانع بر سر راه رسانهها را زير ذرهبين برد و عنوان کرد: سبقه سياسي رسانه ستاره گلستان به ديگر سبقههايش ميچربيد. شايد اين موضوع مقتضاي فضايي بود که ما در آن براي خدمترساني به ميدان آمده بوديم. تلاش ما اين بود که نقشمان را در آن فضا ايفا کرده و با تحولات جامعه همگام باشيم. اين راه بدون مانع نبود. به طوري که به سؤال و جواب يا احضار به برخي نهادها ختم ميشد. يکي از خاطرات جالبي که در اين باره دارم، مربوط به چند ماه پس از آغاز کار هفتهنامه است. ما با گاردي سياسي به ميدان آمده بوديم و قصد تأثيرگذاري داشتيم. در آبان 1384 با من تماس گرفتند و گفتند که تعدادي خانم جلوي دفتر هفتهنامه تجمع کردهاند. به آنجا رفتم و ديدم عدهاي از خانمها روي مقوا شعارهايي درباره پاسداري از مقام زن مينويسند و از ما انتقاد ميکنند. بسيار ناراحت و عصباني هم بودند. من بهعنوان مديرمسئول بايد بر مطالب نظارت ميکردم. همين کار را هم انجام ميدادم. اما به علت دغدغههايي که در جمعآوري و نگارش مطالب داشتيم، شعري طنز از دست من و دبير هفتهنامه در رفته بود. در اين شعر، شخصي به فرزندش نصيحت ميکرد که با همسرش از موضع بالا برخورد کند. متأسفانه ذکر نشده بود که اين يک شعر طنز است. من به خانمهاي حاضر در تجمع توضيح دادم که قصد توهين نداشتهايم. اما افراد زيادي جمع شده بودند و پاي نيروي انتظامي به ماجرا باز شد. در نهايت، با مراجعه خانم نصيري، مشاور استاندار وقت به دفتر هفتهنامه مشکل حل شد. اين سبب شد تا بحث زنان در نشريات اهميت پيدا کرد. در نهايت کار به جايي رسيد که صفحهاي را در هفتهنامه به زنان اختصاص دهيم.
يادي از خانم گلدسته
الهام رئوفيفر، خبرنگار و عضو خانه مطبوعات استان، ياد خانم گلدسته را زنده کرد و ايشان را عامل روي آوردنش به حوزه رسانه دانست. وي در همين باره گفت: اگر چه که امروز به خبرنگاري افتخار ميکنم، اما اين حرفه جزو 10 شغل مورد علاقه من نبود. من کارم را در روزنامه بشير به دعوت خانم گلدسته آغاز کردم. خواستم ياد خانم گلدسته را زنده نگه داشته و از ايشان تشکر کنم. اعتراف ميکنم که کار من در آغاز حرفهاي نبود و به مرور زمان به اين نقطه رسيدم. براي اولين بار در نشريه حريف که اولين نشريه ورزشي استان بود کار گروهي را تجربه کردم. اين فرصت را مغتنم ميدانم تا از تمام عزيزاني که در اين مسير همراه من بودند تشکر کنم. اميدوارم تمامي اهالي رسانه استان گامي را براي توسعه استان بردارند. يکي از خاطرات من در اين حوزه مربوط به زماني است که ويژهنامهاي را براي يکي از ادارات کار کردم. روابطعمومي در لحظات آخر با من تماس گرفت و اعلام کرد که پدر معاون دستگاه فوت کرده است و از من خواست تا متني براي تسليت به ويژهنامه اضافه کنم. آن زمان هم چيزي به نام اينترنت در دسترس نبود. متني براي تسليت پيدا کردم که مربوط به درگذشت مادر بود. انتظار داشتم صفحهآرا آن را تصحيح کند. اما چنين کاري نکرد و بهاشتباه، متن تسليت براي مادر معاون آن اداره منتشر شد.
جذابيتهاي خبرنگاري
لطيف ايزدي، خبرنگار فعال استان در باب جذابيتهاي خبرنگاري اظهار داشت: کار رسانه هميشه همراه با چالشها، جذابيتها، هيجان، شور و مصائب خاص خودش است. کار خبري در کنار مشکلاتش، هميشه براي من نکات و درسهاي خودش را داشته است. اينهاست که خبرنگاران را سرپا نگه ميدارد و دلگرمشان ميکند. مصاحبهها و گفتوگوهاي رودررو از بخشهاي جذاب کار ماست که سبب ميشوند افراد معمولي اما بزرگ جامعه را بيشتر بشناسيم. به ياد دارم سال 1400 وقتي مجوز ماهنامه ترکمنديار را از ارشاد گرفتيم، بودجهاي براي چاپ آن نداشتيم. اما خدا بودجهاش را رساند. دکتر آيدا نيازي، دختر شهردار سابق گنبد، مرحوم آنهمحمد نيازي با ما تماس گرفت و براي پدر عزيزش درخواست تهيه يک ويژهنامه کرد.
پيشينه مطبوعات گرگان
حسين ضميري، شاعر، نويسنده، فعال رسانهاي و پژوهشگر حوزه فرهنگ عامه با واکاوي تاريخ مطبوعات گرگان گفت: روزنامه اصناف گرگان، يادگار زندهياد محمدابراهيم برادران سال 1309 آغاز به کار کرد. همچنين پدر زندهياد طاهره کشاورز، فعال بزرگ اجتماعي که به قاضي کشاورز شهرت داشت، سال 1298 روزنامه آذر گرگان را منتشر کرد. اين يعني پيشينه فعاليت نشريات در گرگان به 106 سال پيش برميگردد. اولين نشريه استان گلستان نيمروز نام داشت که اسم تاريخي سيستان است. اين نشريه بعد از 2 سال و نيم به گلستان نو تغيير نام داد. دومين نشريه گلستان ايران و سومين نشريه گلشن مهر بود. و بعد از آن سليم و ديگر نشريات به ميدان آمدند. درباره خاطره شيرين خودم در اين حوزه نيز بايد بگويم که من از سال 1355 تا 1364 در کانون پرورش فکري گرگان بودم. در اين ميان، معلمي داشتم که مرا با حوزه فرهنگ عامه آشنا کرد. از سال 1364 که شايد 15 سال داشتم، در صفحه فرهنگ و مردم شروع به نوشتن کردم و در 85 شماره مطالبي درباره فرهنگ گرگان چاپ کردم. سال 1368 از من دعوت شد تا در جمع خانواده بزرگ اطلاعات در يک جشن هزار نفره در يک سالن ورزشي شرکت کنم. دبير سرويسهاي مختلف جلوي درب ورودي ايستاده بودند. آقاي محمدعلي بارفروش، دبير صفحه فرهنگ و مردم نيز آنجا بود. ايشان از من پرسيد که با پدرم آمدهام؟ من شناسنامهام را نشان دادم و به او گفتم که حسين ضميري هستم. ايشان با حالتي متعجب به من گفتند که تا به امروز مرا استاد ضميري خطاب ميکردند. موقع سخنرانيشان نيز از من دعوت کردند و از جمعيت خواستند تا همگي مرا تشويق کنند. آن تشويق براي من خاطرهانگيز شد. در مجموع، 3 سال براي گلآقا قلم زدم و در روزنامههاي ايران، همشهري و جام جم نيز نوشتم. تا اينکه وارد نشريات استان شدم و کارم را در اين عرصه ادامه دادم.
محدوديتهاي خبرنگاران
روحاله کلانتري، مديرمسئول هفتهنامه آفتاب گلستان با ذکر خاطرهاي درباره محدوديتهايي که ممکن بود گريبانگير او شوند، براي برقراري هرچه بيشتر آزاديهاي رسانهاي ابراز اميدواري کرد و گفت: سال 1373 که سرپرست روزنامه سلام در استان گلستان بودم، مراسمي را براي گراميداشت هفته معلم در تالار فخرالدين اسعد گرگاني برگزار کرده بودند. سخنران جلسه، آقاي حسيني، معلم اخلاق بود. ايشان با تاخير به مراسم رسيدند. به همين خاطر از فرماندار وقت در زمان دولت آقاي هاشمي رفسنجاني خواستند که تا زمان رسيدن حاج آقا حسيني، پشت تريبون برود. ايشان با شدت و صلابت شروع به دفاع از آقاي هاشمي کرد و گفت: آقاي هاشمي رفسنجاني تنها کسي است که ميتواند کشتي بهگلنشسته انقلاب را نجات دهد. من هم گزارش جلسه را نوشتم و براي چاپ به روزنامه سلام که آن زمان اعتبار زيادي داشت، فرستادم. بعد از اينکه گزارشم چاپ شد، مسئول امور تربيتي وقت با من تماس گرفت و گفت مطلب شما دروغ است. با اينکه من همان زمان هم مطالب را ضبط نميکردم و فورا آنها مينوشتم، اما به او گفتم که نوار ضبطشده آن جلسه را دارم. اما نميتوانم آن را در اختيار کسي قرار دهم. من آن زمان دانشجو بودم و وقتي به محل تحصيلم در ساري رسيدم، شخصي به من گفت که به رئيس دانشگاه فشار آوردهاند تا مرا از دانشگاه اخراج کند. در نهايت همهچيز به خير گذشت. اما اگر از من شکايت ميکردند، من نوار ضبطشدهاي نداشتم و نميتوانستم جوابي بدهم. در پايان بايد بگويم که اميدوارم تمام روزنامهنگاران امکان دفاع از منافع و حقوق مردم را داشته باشند و در اين راه تلاش کنند.
همان آش و همان کاسه
محمد آرياننيا، دبير اسبق خانه مطبوعات استان مشکلي تکراري در حوزه رسانه را زير ذرهبين برد و عنوان کرد: فعاليت رسانهاي مملو از چالش و رخدادهاي مختلف است. چه در نشريات مکتوب و چه امروز که شبکههاي اجتماعي به ميدان آمدهاند. آقاي مکتبي خاطرهاي درباره رفتن برق هنگام صفحهآرايي شمارههاي نخست گلشن مهر دارند. جالب است بگويم ديروز در دومين برنامه چاي داغ در محضر فرماندار بودم و درباره قطعي برق از ايشان سؤال ميپرسيدم که ناگهان برق رفت. اين نشان ميدهد در حيطه مشکلات رسانه درب بر همان پاشنهاي ميچرخد که پيشتر نيز ميچرخيد.
آزادي بيان در اولويت است
عبدالناصر مهيمني با لحني که مختص اوست، وزارت فرهنگ و ارشاد و فضاي موجود را به باد انتقاد گرفت و گفت: ما در بخش مطبوعات بسيار ضعيف و عقب هستيم و بايد به سمت آزاديهاي بيشتر حرکت کنيم. هاشم مهيمني، برادر من زماني که سال 1370 در تهران شاغل بود، جزوهاي درباره برنامههاي توسعهمحور آقاي هاشمي رفسنجاني براي من آورد. اين جزوه براي من مورد قبول نبود. چرا که معتقدم پيش از هرگونه توسعه و حمايت از بخش خصوصي، بايد رسانهها در بيان آزاد باشند. برادرم، هاشم مهيمني در پي پروندهاي که براي شهرداران تهران درست کرده بودند، 90 روز در زندان بود. به ياد دارم که آن روزها ما از مطبوعات خيلي استفاده کرديم. جاي دارد يادي هم کنم از آقاي حبيب قليشلي که از دوران نوجواني ايشان را ميشناختم. ايشان بعد از اينکه در سال 1376 به مدير کلي رسيد، با من تماس گرفت و خواست تا کتابهايي که با کمک برخي دوستان چاپ کرده بودم را جهت شرکت در نمايشگاه مطبوعات در اختيارش بگذارم. آقاي قليشلي آنچنان تحت فشار نهادهاي خاص قرار گرفت که به من زنگ زد و خواست تا پيک شهر که در آن مطالب انتقادي و طنز مينوشتيم را منتشر نکنم. ايشان اهل شعر و فلسفه بود و بعدها وارد حوزه مطبوعات شد و امتياز روزنامه اقتصاد پويا را گرفت. شخصي که ساليان سال به اشتباه در منسب قضا نشسته بود، بعدها قصد داشت تا نشريه اقتصاد پويا را محاکمه کند. آقاي قليشلي با اشک و آه از تهديدهايي که شده بود، سخن ميگفت. روي هم رفته، در حال حاضر من بزرگترين مانع رشد فرهنگ را وزارت فرهنگ و ارشاد ميدانم.
فضاي بستة گذشته
شبير دائمي، مدير روابطعمومي کانون وکلاي دادگستري گلستان درباره فضاي بستهتر رسانهها در دهههاي گذشته گفت: اين نشست سراي فرهنگ و رسانه اولين برنامه غيرمرتبط با کانون وکلا است که در اين سالن برگزار ميشود. اين مايه خرسندي کانون وکلاست که ميزبان اهالي رسانه باشد. خود من نيز ساليان سال در اين حوزه فعاليت داشتم. من ساليان سال مدير روابطعمومي دانشگاه بودم و در نشريات دانشگاهي هم فعاليت ميکردم. در طي اين سالها، رفتوآمد زيادي بين روابطعمومي و رسانه داشتم. به ياد دارم که آقاي نصيبي، فرماندار محترم شهرستان گرگان را در گذشته بابت چاپ عکس تختجمشيد روي جلد نشريه مهرگان به کميته انضباطي دانشگاه بردند و تلاش داشتند تا امتياز آن نشريه را لغو کنند. اين موضوع به علت فضاي بستهاي بود که رفتهرفته با کمکهاي دوستان در عرصه رسانه و مطبوعات بازتر شد.
آزادي بيان و ممانعت از فساد
مصطفي سبطي، مديرمسئول اسبق نشريه گرگان امروز با بيان خاطرهاي، بر تأثير آزادي بيان در ممانعت از فساد مالي تأکيد کرد و گفت: خردادماه سالي که بابت بحث جنگلخواري در زندان بودم، به مرخصي رفتم. يکي از بستگانم در مشهد با من تماس گرفت و خبر داد که روزنامه خراسان نامهاي را از دفتر رهبري و رئيس قوه قضاييه مبني بر لزوم برخورد با افرادي که مرا محکوم کردند، منتشر کرده است. حتي اسم دادگستري گلستان و قضات آن نيز در نامه آمده بود. آن نامه تأثير بسياري داشت و سبب شد تا پيگيريها ادامه پيدا کند. سالها بعد که من شخصاً ديگر درگير ابطال اسنادي که قضات براي آن زمينها گرفته بودند نبودم، اما يکي از دوستان جريان اصولگرايي از من خواست تا اطلاعاتي را جهت پيگيري به او بدهم. در زمان رياست مرحوم رئيسي در قوه قضاييه، اين دوستان موضوع را پيگيري کردند که نهايتاً به ابطال اسناد منجر شد.