کرامت خبرنگاران
یادداشت |
بهنام نيک پيام
شامگاه17مرداد1404خورشيدي، در مراسم بزرگداشت خبرنگاران و تحت عنوان روز خبرنگار در تالار فخرالدين اسعدگرگاني، تعدادي از مسيولين از جمله سنگدويني نماينده ي گرگان و آق قلا در مجلس، طهماسبي استاندار و گلچين مديرکل ارشاد به همين مناسبت سخنراني کردند که تکريم وحمايت از خبرنگاران و رسانه هاي استان فصل مشترک آن ها بود.
شنيدن جملاتي زيبا بالحني خوشايند در راستاي حمايت از قشر مظلوم خبرنگاران و رسيدگي به مشکلات رسانه ها، بسيار دلنشين و به نوعي اميدوارکننده بود.
گرچه چنين واژه هايي تکراري سال هاست که به گوش مي رسد و در عمل کمتر بدان توجه ميشود اما باز هم بايد به فال نيک گرفت که وحدت رويه در گفتار متوليان براي رسيدن به هدف و عملي واحد به چشم مي خورد.
از مقدمات و برخي تعارفات بايد گذشت و بطور شفاف وارد موضوع مطروحه از جانب دست اندرکاران شد.
خوب است بدانيم که خبرنگار براي رضايت و يا عدم رضايت صاحب منصبان قلمفرسايي نخواهد کرد. بلکه باورها و شرافت شغلي مبتني بر واقعيت هاي جامعه است که او را وادار به نگاشتن وقايع مي نمايد.
او بر اساس باورهايش و براي اعتلاي جايگاه رفيع انسان ها و انسانيت مي نويسد.
چه بسا که اين نگاشتن ها با طيف زيادي از خادمان همراه باشد و با عده اي در تقابل. مهم انجام وظيفه است. باورهاي شخصي خبرنگار مسير حرکت را ترسيم نمي کند بلکه باورهاي حقيقي مبتني بر واقعيت هاي جامعه است که راه و رسم او را مشخص مي کند. فرقي نمي کند که در فضاي فرهنگي، هنري، اجتماعي، سياسي و يا ورزشي بنويسد. مهم آن است که در راستاي رسالتش بنويسد.
گفتار مشترک شما حفظ کرامت و حمايت از قشري به نام خبرنگار است که براي روشنگري و احقاق حق جامعه بايد به ميدان مين برود و از تهديد انفجار و ترکش هاي منفعت طلبان نهراسد.
اما همين خبرنگار براي احقاق حق فردي خويش و بنا برحجب وحيا و جايگاه اجتماعي اش سکوت پيشه مي کند، دم برنمي آرد ، بدان اميد که شايد عدالت پيشگان او را بدرستي ببينند!
به گوش مي رسد که در سطوح مختلف، بي مهري وکم توجهي به خبرنگاران وجود دارد. اما براي مثال و به علت اشراف کامل بر جو حاکم در اماکن ورزشي، فقط به ناملايمات در اين فضا اشاره مي شود.
پيش از اشاره به ناملايمات موجود برسر راه خبرنگاران، بايد گفت که به علت نداشتن فضاهاي ورزشي مناسب(سالن هاي سرپوشيده) درگرگان و اين استان، بيش از همه به تماشاگران سرمايه هاي اصلي ورزش اجحاف ونامهرباني شده است. زيرا براي ورود و ديدن يک مسابقه ي ورزشي با چه مصيبت و گرفتاري هايي روبرو مي شوند که نمونه ي بارز آن سونامي استقبال تماشاگران گرگاني از ديدار سوم فينال بسکتبال ليگ برتر کشور بين شهرداري گرگان و طبيعت تهران در اوايل سال جاري بود(ازآن بايد به حماسه اي کم نظير يادکرد) که بسياري از شما با چشمان خود ديديد که درسالن سه هزاري شش هزارتن به شکل عجيبي ساعت ها نشستند و چند برابر آن پشت درهاي بسته ماندند و در خيابان هاي پيرامون ورزشگاه آزادي مايوسانه پرسه زدند که جا دارد جدي و فوري به اين معضل سي ساله رسيدگي شود.
اما درچنين شرايطي آيا جايي براي انجام ماموريت خبرنگاران باقي مي ماند؟
بطورحتم خودتان بارها شاهد پشت درماندن و بي حرمتي به خبرنگاران بوده ايد و مي دانيد که با چه مشکلاتي روبرو هستند. ورزشي نويسان در مکاني مستقر هستند که اصلا شباهتي به جايگاه خبرنگاران ندارد! روبروي آن ها به اصطلاح ميزي وجود دارد که پايه هاي آن متزلزل و شکننده است و هر آن امکان سقوط خبرنگار و ميز با هم وجود دارد(خدا رحم کند)
با اين وضعيت آياحرفي براي تکريم و احترام باقي مي ماند؟ اگر همچنان معتقديد که توسعه بدون حضور رسانه ها امکان پذير نيست و چنانچه برگفته هاي خود پايبندبوده وعلاقه مند به ارايه خدمات به آن ها هستيد اين گوي و اين ميدان.
کارسختي نيست. مي توانيد به خبرنگاران عرصه هاي مختلف توجه داشته باشيد و به امورات آن هارسيدگي نماييد.
هنگامي که آن ها از بديهي ترين حق وحقوق خود که داشتن يک جايگاه مناسب است محرومند، براي ديگر امورات خود چه بايد کنند؟ آيا در مواجهه با برخوردهاي ناخوشايند و پاسخگو نبودن برخي از مديران کسي آن ها را ياري خواهد کرد؟
آيا نسبت به امنيت شغلي خبرنگاران تمهيداتي انديشيده شده است تا با فراغ بال در ميدان نبرد رسانه اي حاضر شوند؟ يقينا پاسخ اين پرسش ها نه است وشما نيز خوب مي دانيد که اين مقوله ها اصلا در تقويم کاري متوليان جايي ندارند!
شايد روز خبرنگار فقط فرصتي براي تکرار شعارهاي کليشه اي باشد نه براي اقدام عملي! که با اين وجود بازهم نقطه سر خط. خبرنگار...ندارد. خبرنگار...ندارد و.....؟!
و اما خبرنگار براي شرافت شغلي و براي پايبندي به قلمت بنويس وثابت کن که همچنان قلم توتم تواست.