گلستان در انتظار تحول


تیتر اول |

صابر قزلسفلو- دولت چهاردهم به رياست دکتر مسعود پزشکيان، با شعار وفاق ملي، اصلاح و اعتدال و با پشتوانه آراي مردمي که از فشارهاي اقتصادي، تبعيض‌هاي اجتماعي و انحصارطلبي‌هاي دولت سيزدهم به ستوه آمده

بودند، روي کار آمد. دراستان گلستان، سرزميني با مردماني همدل از اقوام گوناگون، اين رأي قاطع به اميد

انتخاب مديراني جسور، متخصص و همسو با گفتمان دولت شکل گرفت. اما پس از گذشت يک سال، انتخاب جناب طهماسبي به‌عنوان استاندار و تداوم حضور مديران ناکارآمد دولت پيشين، اميدي که در دل مردم جوانه زده بود را به يأسي تلخ بدل کرده است. اين گزارش به بررسي ريشه‌هاي ناکارآمدي مديريت ارشد استان و موانع تحقق تحول در گلستان مي‌پردازد و راهکارهايي عملياتي براي برون‌رفت از اين وضعيت پيشنهاد مي‌دهد.

زمينه؛ انتظارات برآورده نشده مردم گلستان

استان گلستان، با وجود ظرفيت‌هاي بي‌نظير کشاورزي، گردشگري، صنعتي، معدني، تجاري و انساني، همچنان در زمره پنج استان محروم کشور قرار دارد. مردم اين ديار، با رأي قاطع به دکتر پزشکيان، انتظار داشتند که با انتخاب استانداري شجاع وهمسو با گفتمان وفاق ملي، شاهد گشايش اقتصادي، رونق کسب‌وکار و بازگشت نخبگان به عرصه خدمت باشند. اما انتصاب جناب طهماسبي و تداوم حضور مديراني که با سياست‌هاي خالص‌سازي دولت سيزدهم، نخبگان را به حاشيه رانده و بسياري را خانه‌نشين کرده بودند، نه تنها اين انتظارات را برآورده نکرد، بلکه حتي صداي اعتراض گروه‌هاي اصولگرا را نيز بلند کرد. گزارش‌هاي رسانه‌هاي محلي و تحليل‌هاي فعالان سياسي نشان‌دهنده نارضايتي گسترده از فقدان تحول در مديريت استان است. اين در حالي است که رهبر انقلاب در مراسم تنفيذ دولت چهاردهم، بر ضرورت حمايت از برنامه‌هاي دولت و پرهيز از سهم‌خواهي‌هاي سياسي تأکيد کرده بودند.

 

ريشههاي ناکارآمدي و موانع تحول در گلستان

ناکارآمدي مديريت ارشد استان و عدم تحقق وعده‌هاي دولت چهاردهم در گلستان، ريشه در عوامل متعددي دارد که در ادامه به تفصيل بررسي مي‌شوند:

 

1- ناهمخواني تيم اجرايي با گفتمان دولت: انتخاب معاونان و مديراني که نه تنها با گفتمان وفاق ملي واصلاح‌طلبي دکتر پزشکيان همسو نيستند، بلکه در مواردي ادامه‌دهنده سياست‌هاي انحصارطلبانه دولت پيشين‌اند، اصلي‌ترين مانع تحول در گلستان است. اين مديران، که برخي از آن‌ها در دولت سيزدهم بابرچسب‌زني و حاشيه‌سازي، نخبگان را از گردونه خدمت خارج کرده بودند، همچنان بر مسند قدرت باقي مانده‌اند. اين انتخاب‌ها، نتيجه نفوذ جريان‌هاي خاص و سهم‌خواهي‌هاي سياسي است که برخلاف توصيه‌هاي صريح رهبري، از همان روزهاي نخست دولت چهاردهم خود را نشان داد.

2-  فقدان جسارت در تغيير مديران ناکارآمد: بايد از جسارت لازم براي کنارگذاشتن مديران ناکارآمد و همسو نبودن با گفتمان دولت برخوردار بود. اين ناکارآمدي

ريشه در چندعامل دارد: نخست، وابستگي‌هاي سياسي و فشار گروه‌هاي ذي‌نفوذ که مانع از تغييرات ساختاري در بدنه اجرايي استان شده‌اند؛ دوم، فقدان ارزيابي دقيق از عملکرد مديران و نبود معيارهاي شايسته‌سالاري درانتصابات؛ و سوم، ترس از واکنش‌هاي احتمالي جريان‌هاي مخالف که منجر به محافظه‌کاري درتصميم‌گيري‌ها شده است. اين وضعيت، اعتماد عمومي به دولت را تضعيف کرده و حس نااميدي را در ميان مردم تقويت کرده است.

3- عدم بهرهگيري از ظرفيتهاي بومي و نخبگان محلي: گلستان، با تنوع قوميتي و فرهنگي، داراي ظرفيت‌هاي انساني بي‌نظيري است که مي‌توانند محور توسعه استان باشند. اما تداوم حضور مديراني که فاقد شناخت کافي از نيازها و پتانسيل‌هاي محلي‌اند، مانع از بهره‌گيري از اين ظرفيت‌ها شده است. نخبگان و معتمدان محلي، که در جريان انتخابات نقش مهمي در جلب آراي مردمي داشتند، به حاشيه رانده شده‌اند و اين امر، حس بي‌اعتمادي را در ميان اقوام و گروه‌هاي سياسي تقويت کرده است.

4- فقدان برنامه عملياتي براي توسعه اقتصادي: گلستان با ظرفيت‌هاي کشاورزي، گردشگري، صنعتي، معدني و تجاري، پتانسيل تبديل شدن به قطب اقتصادي منطقه را دارد. اما نبود برنامه‌اي منسجم براي فعال‌سازي اين ظرفيت‌ها، ازجمله تسهيل سرمايه‌گذاري، رفع موانع توليد و حمايت از کسب‌وکارهاي کوچک، باعث شده است که مشکلات معيشتي مردم، به‌ويژه جوانان جوياي کار، همچنان پابرجا بماند. گزارش‌هاي اقتصادي نشان مي‌دهد که نرخ بيکاري در گلستان همچنان بالاتر از ميانگين کشوري است(حدود 12 درصد در سال 1404، بر اساس آمارهاي غيررسمي).

5- ضعف در هماهنگي با نهادهاي ملي و استاني: مديريت ارشد استان نتوانسته است هماهنگي مؤثري با نمايندگان مجلس، مجمع نمايندگان استان و ساير نهادهاي نظارتي و اجرايي برقرار کند. اين ناهماهنگي، مانع از اجراي پروژه‌هاي کلان زيرساختي، مانند توسعه راه‌هاي مواصلاتي يا احياي پروژه‌هاي نيمه‌تمام صنعتي، شده است. به عنوان مثال، پروژه‌هاي کليدي مانند توسعه بنادر يا تکميل جاده‌هاي روستايي، همچنان در پيچ‌وخم بروکراسي معطل مانده‌اند.

6- تأثير چالشهاي کلان و مديريت ناکارآمد محلي: گرچه تحريم‌هاي اقتصادي و اثرات جنگ 12روزه با رژيم صهيونيستي محدوديت‌هايي براي کل کشور ايجاد کرده است، اما اين چالش‌ها نمي‌توانند توجيه‌کننده فقدان ابتکار عمل در سطح استاني باشند. مديريت ارشد گلستان نتوانسته است با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي بومي، اثرات اين محدوديت‌ها را کاهش دهد يا پروژه‌هاي محلي را به پيش ببرد. اين ناکامي، به‌ويژه در زمينه بهبود معيشت و ايجاد اشتغال، باور مردم به تغيير را کمرنگ کرده است.

 

راهکارهايي  براي احياي اميد در گلستان

براي بازگرداندن اعتماد مردم و تحقق شعارهاي دولت چهاردهم در گلستان، اقدامات زير پيشنهاد مي‌شود:

1. بازنگري فوري در تيم اجرايي استان:  بايد با کنار گذاشتن مديران ناکارآمد و تشکيل تيمي متخصص، جسور و همسو با گفتمان وفاق ملي، زمينه را براي تحول مديريتي فراهم شود. اين تيم بايد شامل مديراني باشد که توانايي اجراي برنامه‌هاي توسعه‌اي مبتني براسناد بالادستي و همچنين برنامه هفتم توسعه راداشته باشند. شايسته‌سالاري بايد معيار اصلي انتصابات باشد، نه وابستگي‌هاي سياسي.

2. بهرهگيري از نخبگان و معتمدان محلي: تشکيل شوراهاي مشورتي با حضور نمايندگان اقوام،

نخبگان و فعالان سياسي و اجتماعي مي‌تواند به تقويت وفاق ملي و بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي بومي منجر شود. اين شوراها بايد در تصميم‌گيري‌هاي کلان، از جمله تدوين برنامه‌هاي توسعه‌اي، نقش کليدي ايفا کنند.

3. تدوين برنامه عملياتي براي توسعه اقتصادي: استانداري بايد با همکاري کارشناسان و فعالان اقتصادي، برنامه‌اي جامع براي فعال‌سازي ظرفيت‌هاي اقتصادي استان تدوين کند.

4. تقويت هماهنگي با نهادهاي ملي و استاني: لازم است  بايد با تقويت تعامل با مجمع نمايندگان استان، سازمان برنامه‌وبودجه و وزارتخانه‌هاي مرتبط، بودجه و حمايت لازم براي اجراي پروژه‌هاي زيرساختي، مانند تکميل راه‌آهن گرگان-مشهد يا توسعه بندر ترکمن، را جذب کند. اين هماهنگي مي‌تواند به تسريع در اجراي پروژه‌هاي کليدي منجر شود.

5. شفافيت و پاسخگويي به مردم: انتشار گزارش‌هاي دوره‌اي از عملکرد ها و برگزاري

جلسات پرسش‌وپاسخ با مردم و رسانه‌ها، اعتماد عمومي را بازسازي خواهد کرد. اين اقدام، نه تنها مانع از گسترش يأس مي‌شود، بلکه زمينه‌ساز مشارکت بيشتر مردم در فرآيند توسعه خواهد بود.

6. تمرکز بر اشتغال جوانان: با توجه به نرخ بالاي بيکاري در گلستان، لازم است برنامه‌هاي ويژه‌اي

براي ايجاد فرصت‌هاي شغلي، به‌ويژه براي جوانان، تدوين شود. حمايت از استارتاپ‌هاي محلي، ارائه تسهيلات به کسب‌وکارهاي کوچک و آموزش مهارت‌هاي شغلي مي‌تواند به کاهش بيکاري کمک کند.

نتيجه‌گيري؛ فرصتي براي بازسازي اعتماد

مسوولان اجرايي بايد بدانند،  برآمده از اراده مردمي هستيد که با اميد به تغيير و تحول، به دولت دکتر

پزشکيان رأي دادند. اين اعتماد، امانتي گران‌قدر است که بايد با عملکردي شجاعانه و مسئولانه پاسداري شود. گلستان، بامردماني از جنس طلا و ظرفيت‌هاي بي‌نظير، شايسته زندگي بهتري است. کسبه‌اي که در انتظار گشايش اقتصادي‌اند، جواناني که به دنبال شغل‌اند و نخبگاني که از حاشيه‌نشيني خسته‌اند، از شما انتظار دارند که با طرحي نو، رنگ اميد را به اين ديار بازگردانيد. ريشه‌هاي ناکارآمدي کنوني، از نفوذ سهم‌خواهي‌هاي سياسي تا فقدان جسارت در تغيير، قابل اصلاح‌اند، به شرطي که اراده‌اي قاطع در کار باشد. زمان کوتاه است، اما هنوز فرصت براي جبران باقي است. تاريخ گواه خواهد بود که آيا اين فرصت به تحولي ماندگار براي گلستان بدل خواهد شد يا خير.

 

کارشناس توسعه