سودمندي هاي صراحت يک رئيس جمهور
یادداشت |
محمود شفيعي
در طول تاريخ طولاني مدت حکومت در ايران همواره حاکمان خود را تافته جدا بافته دانسته و هيچگاه از خلوت خودماني تصميم گيري نمي کاستند و بر جلوت همگاني در تصميم سازي رو نمي آوردند. همين عادت، در طولاني مدت و بعد از نهادينه گشتن، گونه اي از قداست بر حاکمان خلوت نشين وصله پينه مي کرد و به تدريج کوهي از فاصله بين مردم و حکومت به وجود مي آورد. بعد از انقلاب اسلامي، به تدريج که سال هاي اول انقلاب سپري گشت و ماه عسل انقلاب به سر آمد، خوي خود برتر بيني بر حاکمان جديد، بسان آنچه در گذشته نهادينه گشته بود، چيره گشت و آنان را بر دوري گزيدن از چشم سراسربين ملت قانع ساخت. همين پديده، خاستگاه بحران هاي درهم تنيده کشورمان را که همان فاصله عميق بين دولت و ملت است رقم زد. دچار شدن نظام سياسي اکنون به انواع گرفتاري ها را، بي ترديد، بايد از ميوه هاي زهرآگين شجره خبيثه نظام منهاي مردم برشمرد. درون چنين شرايط ملال آوري، موهبت الهي شامل حال مردمان نجيب ايران زمين گشت و رئيس جمهوري از جنس خود آنان بر اريکه قدرت سياسي نشست. دکتر پزشکيان از روز اول تحويل کليد پاستور تا به امروز، لحظه اي، به لحاظ روحي و رواني، از سواد اعظم مردم، همان ها که در ادبيات ديني رضايت و عدم رضايت شان معيار مشروعيت و نامشروع بودن يک نظام سياسي است، دوري نگزيد. رئيس جمهور صراحت لهجه را در بيان مشکلات و در ميان گذاشتن آنها با مردمان خود، بر زبان نفاق و استفاده از توجيهات غلط و تحريف واقعيت ها و خيال بافي ها، اولويت بخشيد. در اين چارچوب، دکتر پزشکيان ابايي از اين نداشت که کمبودهاي امروز آب و برق و مجموعه اي بسيار از ناترازي هاي مربوط به زيرساخت هاي کشور را با صراحت، شجاعت و صداقت در محضر عقل عموم در ميان بگذارد.. سودهاي چنين اعترافي فراوان است. با نپوشاندن دردهاي مزمن، خود به خود، درمان آنها در اولويت دولت قرار مي گيرد. با به رسميت شناختن کمبودهاي کشور همه راه کارها براي حل آنها بسيج مي گردد. با عمومي سازي مسائل اقتصادي کشور از نيروي مادي و معنوي بي پايان مردمي در حل مسائل درهم تنيده کشور بهتر مي توان سود جست. اما مهمتر از همه، چنين اعترافاتي اعتماد مردم بر حکومت را افزايش مي دهد و فاصله غيرقابل قبول فعلي بين مردم و حکومت کاهش مي يابد. دولتيان با اين رويه مي توانند به دولت مرد تبديل گردند و با تکيه بر قدرت ملي، اقتدار خود را بازيابند و آن را هميشگي سازند. دولت نيرومند و پايدار محصول جامعه آگاه و مقتدري است که حکومتش را نامحرم نمي داند و دولت را نماينده خود مي شناسد.