خانواده قاضي در گرگان


یادداشت |

محمد انصار

 

خانواده‌هاي گرگاني کساني هستند که از ديرباز در اين سرزمين زندگي کرده‌اند و يک يا چند نفرشان، در تاريخ و فرهنگ آنجا نقش مهمي داشته‌اند. يکي از آن ها قاضي ها هستند. سرشناس‌ترين آنها، شيخ اسماعيل قاضي بود. از کارهاي مهم او، بازسازي و راه اندازي مدرسه‌ي عماديه بود. زيرا که چراغ آنجا براي مدتي، خاموش شده بود. او در جنوب امامزاده نور گرگان زندگي کرد. خانه‌اش، محل رفت و آمد مردم بود. دو حياط داشت. در آنجا خريد و فروش مي‌کرد تا به فرمانروايان، نيازي نداشته باشد. سرانجام در سال 1317 درگذشت. وراث ايشان، خانه‌اش را به آيت الله سيدسجاد علوي فروختند. اکنون در جاي آن، آپارتمان ساخته‌اند. وراث پس از فروش آن خانه، در محله باغشاه، زندگي ‌کردند. همسرش دختر سيد عباس سلطان الذاکرين(فوت 1312) و شمسي بيگم (فوت 1308) بود که از نسل ميرحيدر نوه ميرکريم هستند. بيشتر آنها، مداح و منبري بودند. فاميلي آنها، قدس ميرحيدري است. برادر همسرش(جعفر) از فرهنگيان، نويسندگان و مداحان قديمي شهر بود.

شيخ چند فرزند داشتند:

1-نعمت که در سال 1302 به دنيا آمد. نماينده مردم گرگان در مجلس شوراي ملي بود. در سال 1375 درگذشت و در تهران به خاک سپرده شد. او نويسنده و پژوهشگر بود. کتاب‌هاي زيادي نوشت. مانند: ايل قاجار در پهنه تاريخ، به سوي سيمرغ، عشق و مرگ پوشکين، هفت شهر عشق، علل سقوط حکومت رضاشاه. همسرش مريم تبريزي بود. آنها فرزندي نداشتند.

2- فاطمه که با آقانظام ميرکاظمي (از معتمدين محله‌ي دباغان) ازدواج کرد. آنها، صاحب 9 فرزند شدند.

3- جعفر که پدر منوچهر قاضي (از پيشکسوتان راديو گرگان) مي‌شود. 4- عيسي 5- رحيمه که تاکنون زنده است و در گرگان زندگي مي‌کند.

شيخ، خواهري به نام خاور داشت که همسر آقاميرزا حسين خان قاضي اعظمي شد. آنها فرزندي به نام محمد داشتند. همسر محمد، زينب النساء صادقيان بود که از آنها دو پسر به نام‌هاي محمد حسين (متوفاي سال 1382) و محمد ابراهيم به دنيا آمد. از نسل اين خانواده، چند نفر شاعر شدند.

شيخ، برادري به نام رمضانعلي (وکيل التجار) داشت که نسل او، نام خانوادگي‌شان، قاضي اعظمي شد. اين دو برادر، از رهبران مشروطه خواهان استرآباد بودند. خانه‌ي رمضانعلي، در جنوب محله‌ي دربنو، جاي گردهمايي دوستداران مشروطه بود. يعني چسبيده به محله‌ي ميدان، همان محله‌اي که مردمانش، بر ضد مشروطه بودند. آن، در دوره‌ي رضاشاه، با ساخت خيابان پهلوي (امام خميني)  از بين رفت. اکنون کنار قبرستان سيد باقر، خانه‌اي به نام قاضي اعظمي هست که آن، به جاي همان خانه‌ي قبلي است. اين خانه، در سال 1397 در ميراث فرهنگي کشور، ثبت ملي شد. درگذشته، متن فرمان‌ها يا اطلاعيه‌هاي مهم، در آنجا نصب مي‌شد. مانند اعلاميه 1326 قمري. رمضانعلي از کساني بود که در محله‌ي دربنو، مقبره‌ي سيدباقر و عبدالرزاق استرآبادي را سرو سامان داد. اما آنجا حدوداً در سال‌هاي 1340 از بين رفت. تا اينکه ده سال پيش، بازسازي شد.

عباس سپهر گرگاني درباره‌ي او چنين نوشت: «رمضانعلي معروف به وکيل التجار املاک زيادي داشت به زور گرفته شد. از آزادي خواهان گرگان بود. بارها به دستور حکومت، تبعيد شد. انساني سفره دار و مهمان نواز بود. برادرش (شيخ اسماعيل) از علماء طراز اول شهر بود. او را آخرين عالم معقول شهر گرگان مي‌دانند. اين دو برادر، پيش از سال 1320 از دنيا رفتند.»

درباره‌ي رفتارهاي اين دو برادر در دوره‌ي مشروطه، گزارش‌هايي نوشتند و براي سفارت انگليس فرستادند که در کتاب مخابرات استرآباد (ايرج افشار) به چاپ رسيده است.

رمضانعلي چهار دختر به نام‌هاي معصومه، فاطمه صغري، مرصع، سلطنت و يک پسر به نام جعفر داشت که عضو انجمن شهر گرگان شد که او هم دو فرزند دارد: 1- فرود (1317-1373) که پزشک داخلي و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي تهران بود.2- رمضانعلي که همنام پدربزرگش بود. به او پيروز (1321- 1392) هم مي‌گفتند. جعفر از فعالان سياسي بود. از مصدق پشتيباني مي‌کرد. از مخالفين سيدمحمدعلي شوشتري (نماينده مردم گرگان در مجلس شوراي ملي) بود. يکبار در سال 1332، ناظر انتخابات مجلس شد. همچنين از او خواستند که براي انتخابات مجلس، کانديدا شود اما نپذيرفت. در سال 1326 هنگامي که اداره فرهنگ و هنر، به آيين‌هاي اسلامي، توجهي نکرد او و چند نفر ديگر، نامه‌اي اعتراضي نوشتند. هنگامي که رئيس الذاکرين (سال 1342) و شيخ رسول رضايي (سال 1348) را مي‌خواستند، بازداشت کنند، او پادرمياني کرد و نگذاشت که اين کار انجام شود. خانواده‌ي قاضي، مغازه‌هايي در خيابان امام خميني و املاکي در اراضي جنگلي جنوب شهر گرگان، داشتند. همچنين مالک روستاي ميرمحله و نوديجه (از توابع شهر گرگان) بودند. شايد جدّ بزرگ آنها، همان آقا کاظم قاضي باشد که نامش در رساله شرح حال علما و ادباي استرآباد (اثر محمد صالح استرآبادي)  آمده است و اين خانواده هم، به همين دليل، نام خانوادگي‌شان را قاضي و قاضي اعظمي گذاشتند. از ديگر کارهاي مهم اين خانواده، ساخت مسجد در کنار خانه‌ي‌شان بود که در نامه اداره‌ي اوقاف، سه نام براي او نوشته شد: «وکيل‌الدوله، وکيل‌التجار، قاضي‌ها». البته بعداً نام صاحب‌الزمان را بر روي آن گذاشتند و مديريت آن را به سيدحسن رئيسي از فرهنگيان قديمي سپردند.

 

پژوهشگر