آتش سوزي هاي اخير در جنگل ها و گرد و غبار بي پايان در شهرها، حکايت از يک بحران دارند: بحران ِ مديريت !
یادداشت |
رضا جهاني
بخش عمده اي از فلات ايران را پهنه هاي خشک و نيمه خشک در برگرفته است، اندک مناطقي از اين فلات به عنوان مناطق معتدل کوهستاني هستند و بخش بسيار کوچکي هم جنگل هاي با آب و هواي معتدل و مرطوب (اقليم مديترانه اي)، در حاشيه درياي خزر و يا کوهپايه هاي زاگرس واقع شده اند. کشور ايران با اين وضعيت اقليمي و آب و هوايي،کشور حادثه خيزي هم به حساب مي آيد و همواره با بلاياي طبيعي متعدد و متنوعي مواجه است. بر اساس مطالعات جهاني، خسارات ناشي از حوادث طبيعي و انسان ساخت در ايران، سالانه به طور متوسط 5 ميليارد دلار است (بدين ترتيب، ايران جزو 10 کشور حادثه خيز جهان و چهارمين کشور آسيا به شمار مي رود).بر اساس آمارِ مرکز آمار ايران، جنگلها در سال 1900 ميلادي، حدود 19 ميليون هکتار از سطح ايران را پوشش ميدادهاند، اما تا سال 2012 اين مساحت به 14.4 ميليون هکتار کاهش يافت. با افزايش روند تخريب و نابودي جنگل ها در دهه هاي اخير، کل مساحت جنگلهاي ايران در سال2017 به 10.7 ميليون هکتار رسيد (43 درصد کمتراز سطح جنگل ها در سال1900).
در ايرانِ امروزي، تقريباً هيچ جنگل بکر و دستنخوردهاي باقي نمانده است. عوامل مختلفي ازجمله رشد جمعيت، تخصيص زمين براي کشاورزي، ويلاسازي هاي افسارگسيخته در کوهپايه ها و مناطق جنگلي، بهرهبرداري از جنگلها توسط عشاير و افزايش تقاضا براي چوب بهعنوان مصالح ساختماني يا سوخت، منابع جنگلي کشور را تخريب يا تحليل برده است. در دهه هاي اخيرهم به دليل تغييرات اقليمي و به هم خوردن وضعيت اکوسيستم منطقه، حدود يک ميليون هکتار از جنگلهاي غني زاگرس از بين رفتهاند. ظاهرا نهادهاي دولتيِ مسئول اجراي قوانين و مقررات مربوط به مناطق جنگلي ضعيف و کمبودجه هستند. افراد قلدر و زياده خواه هم بدون ترس و واهمه، بي محابا درختان را قطع ميکنند و گاهي براي تهيه زمين قابل کشت و يا ايجاد عرصه هايي براي ساخت و ساز، عمداً جنگلها را به آتش ميکشند.بر اساس آمارهاي دولتي طي سالهاي 1389 و 1390، بيش از 1٫5 ميليون متر مکعب چوب از جنگلهاي شمال ايران برداشت شده است. رئيس انجمن جنگلباني اعلام کرد که اين رقم، بيانگر آمار رسمي در اين زمينه است و بدون شک در کنار اين برداشتها، قطع درختان بهطور غيرقانوني نيز بشدت در جريان است که بر ميزان کل نابودي جنگلها ميافزايد. متخصصان جنگل گفتهاند که جنگلهاي شمال ايران تاکنون به اندازهاي آسيب ديدهاند که تاب اين برداشت گسترده را ندارند. پيشبيني شده است که با ادامه اين روند، جنگلهاي شمال ايران به سرنوشت جنگلهاي غرب ايران دچار خواهند شد و از ميان خواهند رفت. در حال حاضر تنوع زيستي و حيات وحش در جنگلهاي شمال از ميان رفته است. از سوي ديگر، کارشناسان يکي از دلايل وقوع سيلهاي ويرانگر را در شمال ايران، نابودي پوشش گياهي و بريدن درختان منطقه ارزيابي کردهاند. وضعيت نامناسب جنگل ها از يک طرف وخشکساليهاي دورهاي و ايجاد گرد و غبار( ريزگرد ها) در بيشتر مناطق کشور، اين روزها زندگي را بر مردم بسيار سخت و ناگوار ساخته است. اگر به شناسايي عوامل ايجاد اين بحران ها بپردازيم، نقش انسان زياده خواه و عصيانگر در اين مخاطرات را بسيار پررنگ خواهيم ديد. بريدن درختان و يا آتش زدن جنگل ها و نابودي و تخريب منابع طبيعي و تجاوز به عرصه هاي جنگلي و اراضي ملي، حريم رودخانه ها و....، توسط بشر صورت مي گيرد و گياهان و جانوران در اين ميان قرباني حرص و طمع انسان ها مي شوند! اگر تک تک مخاطرات طبيعي در ايران را مورد بررسي قرار دهيم، به نقش و دخالت مستقيم و غير مستقيم انسان در بوجود آمدن بسياري از آن ها و يا تشديد و تسريع در وقوع برخي از آن ها، پي خواهيم برد. خشکسالي ها، وقوع سيل هاي مخرب، آلودگي هوا و پديده گرد و غبار( ريزگردهاي خطرناک که دو سه سالي ست استان گلستان و بخش هايي از مازندران، خراسان شمالي و رضوي را نيز با معضل روبرو ساخته است)، دفع نامناسب و غير بهداشتي زباله ها در اطراف شهرها و روستاها و آلودگي محيط زيت ، جنگل تراشي، قطع درختان، آتش زدن عمدي عرصه هاي جنگلي و تبديل جنگل ها به زمين هاي زراعي، افزايش ساخت و ساز در کنار رودخانه ها، جنگل ها و منابع طبيعي، کوه ها و کوهپايه ها، استفاده بي رويه و غير اصولي از منابع آب هاي زير زميني و ايجاد پديده فرونشست در مناطق مختلف کشور و... و... از مواردي است که باعث و باني آن بشر زياده خواه و سيري ناپذير است، بشري که با دست خود محيط زندگي خويش را به نابودي مي کشاند!؟
اگر از جنگل ها، منابع طبيعي و رودخانه ها به خوبي حفاظت و مراقبت مي شد، بحران هاي زيست محيطي( سيل و آتش سوزي و پديده گرد و غبار( ريزگرد ها) و ...) به وجود نمي آمدند و امروز با اين مشکلات و معضلات مواجه نمي شديم. موضوع پيش بيني، پيشگيري و برنامه ريزي اساس کار در مديريت بحران است که متاسفانه سال هاي سال است که سيستم مديريت بحران در کشور ما ظاهرا اعتقادي به اين مباحث نداشته و از بي برنامگي و سردرگمي براي پيشگيري از حوادث و بحران ها رنج مي برد و اين معضل موجب وارد شدن صدمات جاني و مالي فراواني به مردم و محيط زيست در حوادث و بحران ها شده است. وقوع آتش سوزي هاي اخير در جنگل هاي هيرکاني ( اليت چالوس و درازنو گلستان) و جنگل هاي ارسباران( نمنق در قره داغ) و عدم اطلاع رساني هاي به موقع و عدم وجود امکانات به روز اطفاء حريق( هواپيما و هلي کوپترهاي آب پاش آماده عمليات) از نمونه هاي بارز ضعف در مديريت بحران است که اميدواريم مسوولين امر از اين حوادث درس بگيرند و در بحران هاي آتي، غافلگير و سردرگم نشوند.
(عضو سازمان نظام مهندسي ساختمان
استان گلستان)