نقش ترکمانهاي ايران در مبارزه با استعمار
یادداشت |
حاج آخوند ناصر قزل
اين مقاله به بررسي نقش قوم ترکمان ايران در مبارزه با استعمار و حفظ وحدت ملي از دوران قاجار تا اوايل پهلوي ميپردازد. با توجه به موقعيت جغرافيايي ترکمانها در شمال و شمال شرق کشور آنان در برابر نفوذ روسيه تزاري و سياستهاي بريتانيا در ايران نقش دفاعي و مقاومت آميز ايفا کردند. مقاله با تحليل منابع تاريخي و اسناد معتبر تلاش دارد سهم واقعي اين قوم را در روند شکل گيري حاکميت ملي ايران روشن سازد مقاومت آنها نه تنها شامل درگيري هاي نظامي مستقيم بود بلکه شامل حفظ امنيت مناطق مرزي و ممانعت از نفوذ سياسي و اقتصادي بيگانگان نيز ميشد. اين پايداري به ويژه در برابر گسترش دامنه نفوذ روسيه پس از اشغال آسياي مرکزي يکي از عوامل کليدي در حفظ تماميت ارضي ايران در شمال شرق محسوب ميشود.
مقدمه
مبارزه با استعمار از مهمترين فصلهاي تاريخ معاصر ايران است. در اين ميان اقوام گوناگون ايراني با توجه به موقعيت جغرافيايي و فرهنگي خود نقشهاي متفاوتي در اين مبارزه ايفا کرده اند قوم ترکمان که عمدتاً در مناطق گرگان، گنبد، مراوه تپه و خراسان شمالي سکونت دارند از جمله گروههايي بودند که در خط مقدم مقابله با نفوذ قدرتهاي خارجي به ويژه روسيه تزاري و انگلستان قرار داشتند.
جايگاه جغرافيايي اين مناطق هم مرز با آسياي مرکزي و درياي خزر ترکمانها را به محافظان طبيعي مرزهاي شمالي ايران تبديل کرده بود. حضور استعمارگران در اين نواحي از طريق نفوذ سياسي اقتصادي و نظامي سبب شد که ترکمانها به مقاومت جدي در برابر اين تجاوزها دست زنند. اين مقاومتها اغلب به صورت پراکنده و مبتني بر ساختارهاي سنتي ايلي و قبيله اي سازماندهي ميشد اما در لحظات حساس تاريخي مانند انقلاب مشروطه تأثيرات قابل توجهي بر موازنه قوا در سطح ملي گذاشتند. تلاش براي سلطه بر اين مناطق که دروازه ورود به قلب ايران محسوب ميشد همواره مورد توجه دولتهاي استعماري بود و ترکمانها در هر بار مانع اين پيشروي شدند.
1. زمينه تاريخي و موقعيت استراتژيک ترکمانها
در قرن نوزدهم ميلادي ايران در معرض رقابت شديد روسيه و انگلستان براي نفوذ در آسياي مرکزي و خليج فارس قرار داشت اين رقابت که به بازي بزرگ معروف است، ايران را به صحنه اصلي منازعات قدرتهاي جهاني تبديل کرده بود ترکمانهاي ايران که در همسايگي ترکمنستان و خانات خيوه و بخارا زندگي ميکردند اولين سپر دفاعي ايران در برابر گسترش نفوذ روسها بودند.
پس از پيمانهاي ويرانگر گلستان (1813) (م) و ترکمانچاي 1828 م که بخشهايي از شمال ايران از کنترل دولت مرکزي خارج شد و آذربايجان به روسيه واگذار گرديد مناطق ترکمان نشين شمال شرقي اهميت استراتژيک مضاعفي يافتند اين قبايل که از نظر تاريخي ارتباطات قبيله اي گسترده اي با ترکمانان آن سوي مرز داشتند در غياب يک ارتش منظم و مجهز دولتي در مرزها عملاً مأموريت غير رسمي حفظ امنيت مرزها را بر عهده گرفتند و مانع از عبور و استقرار نيروهاي پيشتاز روسها در خاک ايران شدند.
تحليل ژئوپليتيکي منطقه نشان ميدهد که هرگونه تهاجم به ترکمن صحرا ميتوانست مستقيماً امنيت استرآباد گرگان کنوني پايتخت شمالي قاجار و مسير ارتباطي با خراسان و مازندران را تهديد کند. به همين دليل دولت مرکزي هر چند گاهي با آنها درگيريهايي داشت اما در عمل به توانايي بازدارندگي اين قبايل وابسته بود از سوي ديگر روسها نيز با در نظر گرفتن ماهيت چريکي و آشنايي ترکمانها با محيط سخت منطقه حساب ويژه اي براي تهاجم مستقيم باز ميکردند و ترجيح ميدادند از طريق نفوذ اقتصادي و سياسي اهداف خود را پيش ببرند. اين وضعيت زمينه ساز تعارضات مکرر بود.
2. مبارزه با نفوذ روسيه تزاري
يکي از برجسته ترين نمونه هاي مقاومت ترکمانها در برابر استعمار مقابله با نهادهاي نظامي و سياسي روسيه تزاري بود پس از اشغال خانات خيوه (1873) (م) و بخارا (1868 م) توسط روسيه مرزهاي ايران به صورت مستقيم با قلمرو توسعه طلب روسيه هم مرز شد. روسها قصد داشتند دامنه نفوذ خود را تا مناطق ترکمان نشين ايران برسانند به بهانه تعقيب راهزنان و مجريان قانون قبايل ترکمان ساکن در نواحي گنبد و مراوه تپه که ساختار قبيله اي سازمان يافته اي داشتند مانند ايل يا موت و گوکلان با اتحادهاي محلي قوي از نفوذ مأموران و سربازان روس جلوگيري کردند. درگيريهاي مرزي متعددي در طول دهه هاي 1880 و 1890 ميلادي در منطقه مرزي بجنورد و شمال قوچان رخ داد که در آنها ترکمانان موفق شدند حملات شناسايي يا تجاوزات کوچک روسها را دفع کنند.
شواهدي از منابع روسي
منابع تاريخي روسي نيز به وجود اين مقاومت اشاره کرده اند و آن را عاملي در کندي نفوذ روسيه در شرق درياي خزر دانسته اند در گزارشهاي نظامي تزاري اشاره ميشود که براي تثبيت امنيت در مرزهاي جديد نياز به اعزام نيروهاي منظم و ساخت استحکامات دائمي وجود دارد زيرا نيروهاي شبه نظامي محلي ترکمانان) به سختي تحت فرمان در مي آيند و وفاداري آنها به دولت مرکزي ايران بسيار سست است و در برابر نفوذ روسها ايستادگي ميکنند.
علاوه بر اين، اين مقاومتها توسط دين و روحانيت محلي نيز تقويت ميشد. ترکمان ها روابط نزديکي با روحانيون و مجتهدان محلي داشتند که آنان را به دفاع از سرزمين اسلامي و مقابله با کفار شمالي تشويق ميکردند اين تلفيق مبارزه ملي با احساسات ديني مقاومت را پايدارتر مي ساخت.
نقش ترکمانها در انقلاب مشروطه
در جريان انقلاب مشروطه آغاز 1285 هـ.ش ٫ 1906 م شمال شرق ايران به دليل نزديکي به روسيه و حضور پرتعداد نيروهاي روسي در مشهد و گنبد منطقه اي حساس و استراتژيک بود. ترکمانهاي شمال خراسان و گرگان عموماً از مشروطه خواهان حمايت کردند، هرچند اين حمايت با انگيزه هاي متفاوت قبيله اي و محلي ترکيب شده بود.
تأمين امنيت خطوط ارتباطي
هدف اصلي استعمارگران روسيه در اين دوره جلوگيري از اتحاد نيروهاي مشروطه خواه و قطع ارتباط آنها با مناطق روس نشين و حتي قفقاز بود. سران محلي ترکمان مانند حاج قربان خان از سران ترکمان ياموت و امان قلي خان روابط سياسي فعال و مثبتي با رهبران مشروطه در تهران و مناطق غربي برقرار کردند اين ارتباطات به چند دليل حياتي بود .
حفاظت از راههاي تدارکاتي آنها مناطق عبوري شمالي به ويژه در گرگان و ترکمن صحرا را تحت نظارت خود داشتند و از تردد امن کاروانهاي تجاري و حتي انتقال اطلاعات محرمانه براي مشروطه خواهان اطمينان حاصل ميکردند. سدي در برابر نفوذ محمد علي شاهي محمد علي شاه قاجار که به شدت تحت حمايت روسيه بود در تلاش بود تا مناطق مرزي را تحت کنترل نيروهاي وفادار خود درآورد. مقاومت ترکمانها که اغلب تمايل به استقلال از مرکزيت ضعيف قاجار داشتند، عملاً مانع از آن شد که نيروهاي شاه بتوانند به آساني از شمال براي سرکوب مشروطه استفاده کنند. اسناد وزارت خارجه وقت ايران و گزارشهاي سفارت بريتانيا در تهران به وضوح به نقش اين گروه هاي ترکمان در حفظ امنيت خطوط تلگرافي و جاده هاي ارتباطي در برابر اوباش و نيروهاي طرفدار استبداد اشاره کرده اند بريتانيا نيز که از نفوذ روسيه در شمال ايران واهمه داشت در خفا از استقلال عمل اين قبايل در برابر روسها استقبال ميکرد.
4. مقابله با سياستهاي استعماري انگلستان
اگرچه فشار روسيه تزاري در شمال شرق ملموس تر بود اما انگلستان نيز در اوايل قرن بيستم با استفاده از نفوذ اقتصادي و اطلاعاتي خود در شرق ايران به ويژه در خراسان و سيستان در پي تضعيف حاکميت دولت مرکزي و ايجاد مناطق نفوذ براي مقابله با تهديد روسيه بود.
مقاومت در برابر امتيازات
ترکمان ها در اين دوران در کنار ديگر ايلات منطقه اي مانند کردها و بلوچها در چندين مورد از دخالت هاي مستقيم يا غير مستقيم انگليسيها در امور منطقه جلوگيري کردند. يکي از ابزارهاي نفوذ بريتانيا تلاش براي کسب امتيازات تجاري و منابع طبيعي بود.
در گزارشهاي تاريخي محلي آمده است که نيروهاي نظامي ترکمان در حوزه هاي رضا کردارهاي منطقه نکا و گنبد در برابر تلاش انگليسيها براي گرفتن امتيازات نفتي کوچک يا تأسيس ايستگاه هاي ارتباطي نظامي که اغلب با پوشش تجاري صورت ميگرفت مقاومت کردند. اين قبايل محلي با تشکيل نيروهاي شبه نظامي خود مسيرهاي تجاري و مرزي را ايمن نگاه داشتند و مانع از نفوذ مأموران بريتانيايي در مناطقي شدند که روسها ادعاي نفوذ در آنجا را داشتند.
تلاش براي حفظ تعادل بين دو قدرت رقيب
همکاري ترکمانها با دولت مرکزي در دفاع از استقلال ايران در مقاطعي که دولت مرکزي توانسته بود يکپارچگي خود را حفظ کند بسيار مؤثر بود براي مثال در دوران هرج و مرج پس از ترور ناصرالدين شاه و ضعف دولت مرکزي ترکمانان مانع از آن شدند که انگليسي ها بتوانند به سادگي پايگاههايي در نزديکي درياي خزر برقرار کنند امري که مي توانست موقعيت استراتژيک بريتانيا را در کل ايران تقويت کند.
دوران پهلوي و استمرار نقش ملي
با آغاز دوران پهلوي از سال 1299 هـ . ش ٫ 1921 م، سياست دولت مرکزي بر تثبيت حاکميت ملي خلع سلاح عمومي و يکپارچه سازي ساختارهاي نظامي کشور استوار شد. اين دوره شاهد تغييراتي اساسي در نحوه تعامل دولت با ايلات مرزي بود رضا شاه تلاش کرد با جذب رهبران محلي و ادغام ساختارهاي قبيله اي در ساختار نوين نظامي نيروي دفاعي کشور را تقويت کند.
حفظ مرزها در برابر شوروي
در اين دوره تهديد استعماري شکل جديدي به خود گرفت شوروي کمونيستي در زمان جنگ جهاني دوم زماني که ايران اشغال شد ترکمانها نقش حياتي در خط مقدم دفاعي ايران ايفا کردند. شوروي در آن زمان تلاش ميکرد از اقليتهاي قومي مرزي براي ايجاد نفوذ سياسي و احتمالاً جدايي طلبانه در شمال ايران استفاده کند.
با اين حال همکاري گسترده و پيوستن بسياري از جوانان ترکمان به هنگهاي مرزباني و ارتش نوين ايران عملاً اين راه را بر شوروي بست وفاداري که در مقاومتهاي پيشين عليه تزاريسم شکل گرفته بود اکنون به دفاع از دولت ملي جديد معطوف شد ترکمانان با تکيه بر تجربه نظامي خود در مناطق دشوار مرزي به يکي از مطمئن ترين نيروها در پاسداري از تماميت ارضي ايران در برابر تهديدات از سوي شمال تبديل شدند.
حتي در مورد درگيريهاي مرزي کوچک با شوروي در دهه هاي 20 و 30 ميلادي مشارکت نيروهاي ترکمان تحت فرماندهي ارتش ايران به تثبيت مرزهاي تعريف شده توسط دولت مرکزي کمک شاياني نمود.
نتيجه گيري:
قوم ترکمان ايران با توجه به پيشينه تاريخي موقعيت جغرافيايي ممتاز در مرزهاي شمالي و فرهنگ استقلال طلب خود از بازيگران مهم و اغلب دست کم گرفته شده در مبارزه با نفوذ استعمار در شمال و شمال شرق کشور بوده اند. آنان نه تنها در برابر نفوذ مستقيم روسيه تزاري و سياستهاي پنهان انگلستان ايستادگي کردند بلکه در مراحل حساس تاريخي مانند شکل گيري نظام مشروطه و حفظ حاکميت ملي ايران در دوران ضعف قاجار و تهديدات اوليه پهلوي نقش فعالي ايفا نمودند اين مقاومت ها که ريشه در حفظ خانه ها و مراتع قبيله اي داشت به طور ناخواسته و تاريخي در خدمت حفظ مرزهاي ملي ايران قرار گرفت.
تاريخ مقاومت ترکمانها نشان ميدهد که هويت ملي ايراني از پيوند و مشارکت فعال اقوام گوناگون شکل گرفته و هر يک سهمي بي بديل در حفظ استقلال تماميت ارضي و عزت کشور داشته اند. ناديده گرفتن اين سهم به معناي ناديده گرفتن بخشي اساسي از ساختار دفاعي تاريخي ايران در برابر قدرت هاي جهاني است.
کارشناس ارشد فقه و اصول