پيشنهادي براي مديريت پايدار اراضي شيبدار گرگان


تیتر اول |

محمد اسماعيل اسدي-  اراضي شيبدار از آسيب‌پذيرترين واحدهاي سرزميني به ‌شمار مي‌روند و هرگونه بهره‌برداري نادرست از آن‌ها مي‌تواند به فرسايش شديد خاک، کاهش حاصلخيزي، افزايش رواناب و تشديد خطر سيلاب‌هاي شهري منجر شود. در سال‌هاي اخير، تداوم کشت و خاک‌ورزي غيراصولي در بخش‌هايي از اراضي شيبدار، به ‌ويژه در محدوده‌هاي درون‌شهري و پيراموني شهر گرگان ( کوي عرفان)، اين مخاطرات را به‌ طور جدي افزايش داده است؛ موضوعي که توجه هم ‌زمان علمي، مديريتي و اجرايي را مي‌طلبد. در اراضي شيبدار، در صورت نبود پوشش گياهي مناسب و انجام شخم در جهت شيب، بارش‌هاي جوي به‌ جاي نفوذ در خاک، به رواناب سطحي تبديل شده و لايه حاصلخيز خاک را با خود جابه‌جا مي‌کنند. پيامد اين فرآيند، تخريب تدريجي زمين، انتقال رسوبات به پايين‌دست، پر شدن مجاري آب و افزايش احتمال وقوع سيلاب در مناطق شهري است. اين شرايط در شهري مانند گرگان که بخشي از توسعه آن بر دامنه‌ها و اراضي شيبدار استقرار يافته، اهميت و حساسيت دوچندان دارد. بررسي‌هاي علمي و ميداني اينجانب به عنوان پژوهشگر خاک و آب  نشان مي‌دهد که ادامه خاک‌ورزي برگردان، کشت‌هاي ناپايدار و بي‌توجهي به اصول حفاظت خاک، با اهداف توسعه پايدار و مديريت سرزمين همخواني ندارد. في المثل در اراضي با شيب 100 درصد کوي عرفان که به عيان و با چشم غير مسلح در معرض ديد هر روز مسئولان و شهروندان است گندمي کشت مي شود که شايد عملکرد آن به 500 کيلو در هکتار نرسد ولي خاکي هدر رفت مي رود که فقط تشکيل 1 سانتيمتر آن بين 300 تا 800 سال زمان مي برد. اين شيوه‌ها نه ‌تنها سرمايه طبيعي خاک را از بين مي‌برند، بلکه با افزايش رواناب، هزينه‌هاي زيست‌محيطي و اجتماعي قابل‌توجهي را به شهر تحميل مي‌کنند.

در مقابل، تغيير الگوي بهره‌برداري از اراضي شيبدار به سمت پوشش‌هاي گياهي دائمي، راهکاري مؤثر و پايدار به ‌شمار مي‌رود. کشت گياهان دارويي چندساله کم‌آب‌بر نظير اسطوخودوس و رزماري، در کنار کاشت درختان مقاوم به کم‌آبي با تکيه بر «آب سبز» ـ رطوبت ذخيره‌ شده در خاک ناشي از بارش‌هاي طبيعي ـ مي‌تواند نقش کليدي در تثبيت خاک، افزايش نفوذ آب و کاهش رواناب ايفا کند. گونه‌هايي مانند زيتون، بادام، فندق، پسته و انگور ديم، با سيستم ريشه‌اي عميق و سازگاري بالا با شرايط کم‌آبي، از گزينه‌هاي مناسب براي اين اراضي محسوب مي‌شوند. موفقيت اين الگوهاي کشت، مستلزم اجراي هم‌زمان اقدامات حفاظتي نظير کشت در خطوط تراز، تراس‌بندي، حداقل دستکاري مکانيکي خاک و حفظ بقاياي گياهي است؛ اقداماتي که به ‌ويژه در محدوده‌هاي درون ‌شهري و پيراموني گرگان، مي‌توانند نقش مؤثري در کاهش خطر رواناب‌هاي مخرب و حفاظت از زيرساخت‌هاي شهري ايفا کنند. نکته اساسي آن است که مديريت و حفاظت از اراضي شيبدار، مسئوليت يک سازمان يا اداره خاص نيست، بلکه موضوعي فرابخشي و همگاني به‌شمار مي‌رود. در اين زمينه، نقش‌آفريني هماهنگ استانداري، فرمانداري، شهرداري، سازمان جهاد کشاورزي، اداره کل منابع طبيعي و آبخيزداري، اداره کل حفاظت محيط زيست و ساير نهادهاي مرتبط، در کنار مشارکت بهره‌برداران و شهروندان، امري ضروري است. نبود هماهنگي ميان دستگاه‌ها مي‌تواند هرگونه اقدام حفاظتي را کم ‌اثر يا بي‌نتيجه سازد. در مجموع، حفاظت از خاک و بهره‌گيري هوشمندانه از آب سبز در اراضي شيبدار شهر گرگان، نيازمند رويکردي يکپارچه، علمي و بوم‌ شناختي است. تنها با همکاري همه نهادهاي مسئول و مشارکت اجتماعي مي‌توان از تخريب بيشتر اين اراضي جلوگيري کرد و آن‌ها را به فرصتي براي توسعه پايدار، افزايش تاب‌آوري شهري و حفظ سرمايه‌هاي طبيعي براي نسل‌هاي آينده تبديل ساخت.

 

پژوهشگر ارشد و بين المللي حفاظت آب و خاک