نگاهي به اجراي ارکستر نوبانگ در تالار فخرالدين‌اسعد گرگاني بازتاب اصالت


یادداشت |

 

جعفر صيدانلو

 

 شامگاه 24 آذرماه 1404 تالار فخرالدين اسعد گرگاني ميزبان رويدادي بود که مي‌توان آن را گامي جدي براي تثبيت ظرفيت‌هاي بومي موسيقي در استان گلستان دانست. ارکستر «نوبانگ» به سرپرستي و رهبري داود خشنودي با تکيه بر توانمندي بيست نوازنده جوان، مجموعه‌اي از آثار شاخص موسيقي ايران را به روي صحنه برد.

 

انتخابي هوشمندانه در دستگاه چهارگاه

انتخاب دستگاه چهارگاه براي آغاز فعاليت يک ارکستر جوان نشان از دغدغه‌مندي فني رهبر گروه دارد. اجراي قطعاتي که پيچيدگي‌هاي ريتميک و تکنيکي بالايي دارند محک مناسبي براي سنجش توانايي اين نوازندگان بود. رپرتوار اين کنسرت مرور وفادارانه‌اي بر آثار ماندگار موسيقي مدرن ايران بود.

اجراي قطعه «چکاد» اثر زنده‌ياد پرويز مشکاتيان که با تنظيم و اجراي منسجم گروه همراه بود. بازخواني آثار حسين عليزاده شامل «ضيافت»، «لزگي» و «تصنيف پيش‌زنگوله» که تسلط گروه بر نوانس‌ها و ظرايف نوازندگي را به نمايش گذاشت.  ارائه قطعاتي از فرامرز پايور و سعيد فرج‌پوري هم تنوع مکتبي اجراي نوبانگ را تکميل کرد. بايد با صداي بلند گفت درود به شرفتان آقاي خشنودي که در اين وانفساي موسيقي‌هاي دم‌دستي و جنگ‌هاي شادي بي‌محتوا پاي اعتبار موسيقي جدي ايستاديد و ثابت کرديد که موسيقي فاخر اگر با استاندارد بالا اجرا شود هنوز هم مي‌تواند تالارها را به تسخير خود درآورد.

 

معرفي نسلي نو از نوازندگان گلستان

نکته پراهميت اين اجرا معرفي رسمي نسل جديدي از نوازندگان مستعد بومي بود که بسياري از آن‌ها متولدين دهه‌هاي هشتاد و نود هستند. اين هنرمندان سرمايه‌هاي انساني ارکستر ملي استان خواهند بود که حضورشان بر صحنه  نويدبخش تداوم راه بزرگاني چون محمدرضا لطفي، جواد داوري و ... در اين ديار است. اين جوانان ثابت کردند که هنر اگر با هدايت درست همراه باشد مي‌تواند سدي در برابر ابتذال فرهنگي ايجاد کند.

ترکيب نوازندگان نوبانگ هم ويتريني از استعدادهاي درخشان است.  بخش سازهاي کششي را  فرحان خناري، روزبه زماني، محمد سرائي و پارسا پيشداد در کمانچه که با آرشه‌هاي منسجم، روح تازه‌اي به قطعات بخشيدند.

بخش سازهاي مضرابي را نويد جهان‌آراي، سجاد جلالي، شهريار بهارآراء در تار و فاطمه محمدخاني در بم‌تار در کنار سجاد گرزين، حميد رضايي، ثنا باقي و سارا يزدي در سنتور که ضرباهنگ ارکستر را با دقت و ظرافت حفظ کردند. سازهاي مکمل مضرابي را رها کاوياني با نواي قانون و پريا دهقان با مضراب‌هاي عود، غناي صوتي ارکستر را دوچندان کردند. بخش کوبه‌اي را امين جانعلي‌نژاد، احسان شيخي، محدثه اکبري و شنتيا کي‌پور در سازهاي کوبه‌اي تپش‌هاي ريتميک برنامه را مديريت کردند. همگي در کنار صداي جوان، متين و آينده‌دار سالار ثلبي بودند که نشان داد حنجره‌اش به درستي با نغمات اصيل پيوند خورده است.

 

ضرورت حمايت از جريانهاي خودجوش هنري

در حالي که غالباً از کم‌کاري ارگان‌هاي متولي فرهنگ و مسئوليني که تنها در صفوف سخنراني و مراسم‌هاي نمايشي ديده مي‌شوند گلايه داريم ارکستر نوبانگ محصول يک اراده جمعي و خودجوش در بدنه هنر موسيقي گرگان بود. اين اجرا ثابت کرد که براي خلق يک اثر ماندگار نيازي به بودجه‌هاي گزاف دولتي نيست بلکه اخلاق همکاري و دغدغه مشترک گره‌گشا خواهد بود.

همراهي چهره‌هاي دغدغه‌مند و هنرمنداني چون حسين ضميري،‌ حامدکي‌پور، رضا اماميان، عرفان حسيني، پويا خوش‌بين و سهيل سيدين در کنار حمايت‌هاي فني استوديوهاي موگه و آنژه، چاپخانه نقش ماندگار و تيم صدابرداري حرفه‌اي سيد محمد حسيني، نشان داد که وقتي هدف اعتلاي فرهنگ باشد بخش خصوصي و اهالي هنر منتظر بروکراسي‌هاي خشک دولتي نمي‌مانند و خودشان چراغ هنر را روشن نگاه مي‌دارند.

استقبال نزديک به پانصد نفر در يک روز وسط هفته نشان‌دهنده وجود ذائقه شنيداري مشتاق براي موسيقي جدي در گرگان است. اين حضور پرشور پيامي روشن براي مديران فرهنگي استان دارد. «ضرورت حمايت عملي از تشکيل ارکستر ملي استان گلستان» امروز تثبيت ارکستر ملي استان و حمايت از اجراهاي بومي فاخر نبايد در حد يک وعده کاغذي در کشوي مديران باقي بماند. حمايت از اين نوازندگان جوان  بسيار ارزشمندتر از تسهيل مسير براي کنسرت‌هاي تجاري پايتخت‌نشين است که جز خروج سرمايه مادي و معنوي از استان عايدي ديگري ندارند. مسئولين فرهنگي بايد ميان بنگاه‌داري تجاري تالارها و حمايت از جريان‌هاي هويت‌ساز يکي را برگزينند.

ارکستر نوبانگ ثابت کرد که براي ارتقاي سطح فرهنگي منطقه به‌جاي تکيه صرف بر کنسرت‌هاي تجاري بايد بر آموزش و حمايت از استعدادهاي بومي تمرکز کرد. اميد است که اين اجرا سرآغازي براي تداوم حمايت‌ها از هنرمندان جوان استان باشد تا سرمايه‌هاي معنوي اين ديار مجالي براي درخشش دائمي بيابند. باشد که نوبانگ آغازي بر پايان عصر غريب‌پرستي در هنر گرگان باشد و روزي نرسد که دوباره در سوگ بزرگان بنشينيم و حسرت بخوريم که چرا وقتي زنده بودند و مي‌نواختند قدرشان را ندانستيم. نوبانگ، طنيني است که بايد ماندگار شود.