زنگ خطر زير پاي شهر گنبدکاووس ...


یادداشت |

علي کيان 

گودبرداري رهاشده در تقاطع خيابان مدرس و امام خميني جنوبي، موسوم به زمين انبار زمزم، امروز ديگر يک زمين بلااستفاده نيست، بلکه به تهديدي آشکار براي ايمني شهروندان، سازه‌هاي اطراف و مديريت شهري تبديل شده است، خطري که سال‌هاست ديده مي‌شود، اما جدي گرفته نمي‌شود. تقاطع خيابان مدرس به خيابان امام خميني جنوبي شهر گنبد، که شهروندان آن را با نام چهارراه راهنمايي و رانندگي مي‌شناسند، يکي از نقاط پرتردد و حساس شهر است. در مجاورت اين تقاطع، زميني قرار دارد که سال‌ها به‌عنوان انبار زمزم شناخته مي‌شد و مدت‌ها بلااستفاده رها شده بود. با اين حال، چندي پيش بدون اطلاع‌رساني شفاف و بدون تداوم عمليات اجرايي، در اين زمين گودبرداري انجام شد، اقدامي که نه‌تنها به توسعه شهري منجر نشد، بلکه زنجيره‌اي از مخاطرات جدي را به همراه آورد.

نخستين نشانه خطر، ديوارهاي پيراموني زمين است که پس از گودبرداري، در وضعيت ناپايدار قرار گرفته و آثار ريزش در آن‌ها کاملاً مشهود است. اين وضعيت در نقطه‌اي پرتردد، به‌تنهايي براي هشدار دادن به متوليان امر کافي است. با اين حال، عمليات ساختماني پس از گودبرداري متوقف شده و زمين به حال خود رها شده است.

دومين پيامد اين رهاشدگي، تجمع حجم قابل توجهي از آب در کف گود است. اين آب نه‌تنها بوي نامطبوعي در منطقه ايجاد کرده و آسايش ساکنان و کسبه اطراف را مختل ساخته، بلکه به‌تدريج موجب نم‌زدگي و آسيب به سازه‌هاي مجاور نيز مي‌شود. اشباع خاک ناشي از اين تجمع آب، شرايط ژئوتکنيکي زمين را به‌شدت تغيير داده و گران‌روي خاک محدوده را افزايش داده است، مسئله‌اي که در علم مهندسي، زنگ خطر جدي براي پايداري معابر و ساختمان‌هاي اطراف محسوب مي‌شود.

در چنين شرايطي، خطر تنها محدود به خود زمين نيست. گران‌روي و اشباع خاک اطراف مي‌تواند به ريزش بخشي از خيابان‌هاي مدرس و امام خميني جنوبي منجر شود، خيابان‌هايي که شريان‌هاي اصلي تردد شهري به شمار مي‌روند. افزون بر آن، ساختمان‌هاي مجاور نيز در معرض تهديد مستقيم قرار دارند. در اين ميان، بانک ملي که در جوار اين زمين واقع شده، بنا به موقعيت و شرايط سازه‌اي، مي‌تواند نخستين ساختماني باشد که در صورت بروز حادثه، آسيب جدي ببيند.

اکنون پرسش‌هاي جدي مطرح است: در صورت وقوع حادثه، چه نهادي پاسخگوي خسارات مالي و جاني خواهد بود؟ مسئوليت مالک زمين در قبال اين وضعيت خطرناک چيست و چرا تاکنون اقدام مؤثري براي ايمن‌سازي يا تکميل پروژه انجام نشده است؟ مهم‌تر از آن، نقش و وظيفه دستگاه‌هاي نظارتي و مديريت شهري کجاست؟ آيا واقعاً بايد منتظر وقوع يک فاجعه ماند تا چاره‌انديشي آغاز شود؟

بي‌ترديد، پيشگيري کم‌هزينه‌تر و انساني‌تر از جبران خسارت پس از حادثه است. انتظار مي‌رود مسئولان مربوطه، پيش از آنکه اين گود فراموش‌شده به بحراني غيرقابل کنترل تبديل شود، با ورود جدي، شفاف و مسئولانه، نسبت به تعيين تکليف اين زمين و تأمين ايمني شهروندان اقدام کنند.

سکوت و بي‌تفاوتي در برابر چنين خطري، خود نوعي مشارکت در پيامدهاي احتمالي آن است.

 

فعال رسانهاي