سلوک در مکتب شهيد سليماني
یادداشت |
معرفي اجمالي کتاب سلوک در
مکتب شهيدسليماني نوشته محمد جواد رودگر
محمد ديلم کتولي
اين کتاب قطرهاي در برابر عظمت خدمات سردار به اسلام است. شهيد سليماني باعث افتخار و وحدتبخش بود و جاذبه و دافعهاي شبيه پيروان امام علي(ع) را داشت.
ايشان شخصيتي با ابعاد مختلف نظامي و اخلاقي برجسته بود و خداوند مِهر خودش را دردل مردم انداخت که ايشان را دوست داشته باشند.
در دفاع مقدس از همه استانها لشکرياني جمع شده بودند،اما سردار سليماني، حجم وسيعتر رزمندگان را از کشورهاي مختلف جمع کرده بود و برادران افغانستاني و پاکستاني را تبديل به جرياني بزرگ کرد. حشدالشعبي، فاطميون،زينبيون و غيره راتشکيل داد.
در واقع نمونهاي از امام علي(ع) در اين دوره ظاهر شد که با همه فرقهها کار کرد و هيچگاه ازفرق واحزاب نام نبردودنبال هدف اصلي بود.
ايشان وصيتنامه خود را اينگونه شروع ميکنند که :« خدايا شکر که من را در زماني قراردادي که خميني کبير(ره) در آن زمان قرار داشت. شيدايي عارفانه چيزي بيش از اين نيست. نقطه شروع تحول اين افراد از انقلاب است و اين نورافکن را امام(ره) در ايران انداخت و اين افراد جوشيدند. در واقع نفس قدسي امام اين عالم معنا را بهوجود آورد. مرحله دوم صعود سردار سليماني، دفاع مقدس بود. ظواهر نشان ميدهد، ايشان آن زمان با افرادي همرزم بودند که از نظر معنوي از آنها فروتر بودهاند. مرحله سوم بسط اين شخصيت معنوي است واين 30 سال،فرصتي بوده تا شهيدسليماني ازهمرزمانش بالاتر برود. دلباختگي مردم به اين شخصيت به اين دليل است که اين شهيد بزرگوار ساخته و پرداخته رسانهها نبودو مقبوليت ايشان کاملا طبيعي بود.اين نشان ميدهد،وقتي کسي اخلاص داشته باشد،خداوند محبت او را در دلها قرار ميدهد. اين کتاب در مواجههاي که با سليماني داشته از دو جهت قابل بررسي است. منطق شهيد سليماني، منطق جذب حداکثري بوده، صلح کل نبوده و نحوه مواجهه با مردم را به ما ياد ميدهد. نويسنده کتاب در جايي اشاره مي کند که :« اين کتاب شايد قطرهاي در برابر عظمت وجود و خدمت سردار سليماني به اسلام باشد که خداوند توفيق نگارش آن را رفيق ما ساخت. ما در طول عمر يکبار هم با ايشان ارتباط نداشتيم. شايد سؤال شود پس چگونه درباره حاج قاسم کتاب نوشتهايد؟ در پاسخ اين سؤال عرض ميکنم که ما بايد حشر و نشر متافيزيکي با سردار داشته باشيم و آنچه از فعاليتهاي متعدد ايشان در انقلاب اسلامي و دفاع مقدس براي ما روايت ميکنند، تبيين کنيم تا نشان دهيم شهيد سليماني، فرزند اسلام و فرزند اين انقلاب است.
بر عهده همه افراد است که آنچه از متن زندگي سردار سليماني ميدانند، بنويسند تا روايتها تبديل به درايتها شود و بُعد تبييني و تربيتي شخصيت ايشان در ميان نسلها به يادگار بماند و به خاطرهگويي از سردار سليماني اکتفا نکنيم و سردار سليماني را بهعنوان الگو و اسوه معرفي کنيم. سردار سليماني مُريد و مُرادي چون رهبر معظم انقلاب اسلامي بود و بعد به جايي رسيدکه خودش مُراد شد. اين کتاب به سرداري ميپردازد که هم سجادهنشين بود و هم در سنگر مبارزه ميکرد، هم اهل مناجات در شبانگاه بود هم با استکبار جهاني درافتاد و آنها را به زانو درآورد. معنويتي که در کتاب از آن صحبت شده، يعني ارتباط با خدا و نشان دادن اين ارتباط در متن زندگي است.
شاکله فکري شهيد سليماني را استاد مطهري ساخت و آخرين کتابي که سردار در آخرين روزهاي حياتش مطالعه ميکرد، کتاب «انسان کامل» شهيد مطهري بود.
کتاب سلوک در مکتب سليماني ارائه اصول و ريشههاي اصلي سير انفسي و تعالي وجودي انسانِ سائراليالله و مسافرکويِ دوست است که در طول چهل سال سلوکِ توقفناپذير فعال و نه منفعل، پويا و ديناميک نه ساکن و استاتيک آن هم در سايه شجره طيبه ولايت تداوم و تحقق داشت و مفاهيمي چون هجرت و جهاد را قرين عمل صالح و اخلاص کرد و تفسير عيني و نشانيهاي بي نشانان را در سبک سلوک فردي و اجتماعي نشانمان داد. در اين کتاب سلوک سلبي و ايجابي سردارِ پرافتخار، تمام ناشدني، ناميرا و جاودانه امام خميني و آيت الله خامنه اي را درعينيت حيات طيبه متجلي ميسازد, که چگونه انسان در پرتو معرفت، محبت، عبوديت، سرعت و سبقت توأم با مراقبتِ نفس ميتواند فرشته صورت و فرشته سيرت شده و به تدريج پا را فراتر از فرشتگان گذاشته و روح ريحاني و رحماني يابد. سلوک در مکتب سليماني نَمي از يَم وجودِ بهشتي و بهشت وجودِي مالک اشترِ زمان است که برخي مباني و مولفهها، شاخصها و معيارهاي زندگي انقلابي را درقالب سير و سلوک در متن زندگي نه در خلوت و خلسه تبيين کرده است. در اين مکتب برترين کمال و بزرگترين کرامت «عبوديت» است و همه اين حقايق ذيل و ظِل «امامت و ولايت»تعريف پذير و تحقق يابندهاند، همانطوري که در حديث:
«بِناعرف الله، بِناعبدالله، بِنا وحدالله» نيز بدان تصريح شده است. آنچه از واژه «سلوک» متبادر به ذهن ميشود، سلوکِ عرفاني است و اين تبادر نيز علامت «حقيقت» است، لکن با عنايت به مباني و منابع وحياني عرفان، سلوک به امور باطني و عبادات متعارف و اذکار و اعمال خاص عبادي منحصر نيست، بلکه سلوکِ عرفاني در معارف وحياني قابليت تعميم در عرصههاي فردي، خانوادگي و اجتماعي داشته و همه اضلاع و ابعاد زندگيِ سالک را شامل ميشود؛ بنابراين سلوک مصداقهاي مختلفي را در بر ميگيرد، در واقع بر اساس نصوص و آموزههاي ديني ميتوان سلوکِ معنوي- باطني را به سلوک: الف) عبادي خاص
ب) عبادي عام تقسيم کرد تا در خاص مصداقهايي مثل نمازها و روزههاي واجب و مستحب، ذکر خدا، ادعيه و نيايشها و… و در عام مطلقِ فعاليتهاي سالک را با قيد «قيام لله» يا براي «خدا بودن»، انجام تکاليف فردي و اجتماعي در ابعاد مختلف از خرد و کلان را دربرگيرد و سلوک در مکتب سليماني، سلوکِ خاص و عام است تا شامل همه ساحات (عرضي) سطوح (طولي) شده و سلوک اخلاقي، سلوک با همسر و فرزندان، سلوک اقتصادي، سلوک عبادي، سلوک سياسي، سلوک فرهنگي و اجتماعي، سلوک نظامي و امنيتي را با مراتب و درجاتي که دارند دربرگيرد؛
در پايان بحث آخرين دست خط منتشر نشده شهيد سليماني براي خانواده شهدا را بازخواني مي کنم:
بسم الله الرحمن الرحيم
با عرض سلام و اميد به دعاي خيرتان در اين نيازمندي و اوج درماندگي آنچه مسلم است و خداوند سبحان قطعيت آنرا مورد تاکيد قرار داده است اين است که مجاهدين راه خود را دوست دارد و راه هاي متعدد وصول بخود و معرفت قرب الهي را به آنها مي نماياند و اگر به مرتبه بالاتري همچون شهادت برسند آنها را به سرانجامي ميرساند که بشريت از درک چگونگي آن عاجز است و آن مقام زندگي ابدي و عندربهم يرزقون است انساني که توفيق پيدا ميکند به چنين شايستگان برگزيده اي که خدمت کند اجرا و يقيناً اجر و نوعي شهادت و مجاهدت است ضمن اينکه نشاندن لبخند بر لبان يتيماني که هستي خود را در راه خداوند سبحان از دست داده اند و در دوره نياز خود را بخاطر آسايش و امنيت ديگران از لذت بخش ترين و معنوي ترين هديه الهي در اين عالم خاکي يعني پدر محروم نموده اند خدمتي غير قابل ارزش گذاري است.
شاعر جانباز و فعال رسانه