بررسي وضعيت پياده روها در شهر (از سري يادداشت هاي تهيه شده پيرامون آسيب شناسي فضاهاي عمومي شهري)
یادداشت |
رضا جهاني
غرش رعد و برق در آسمان، عابر پياده را يک لحظه در جاي خود ميخکوب کرد، باران در حال باريدن است و مرد پياده با چتري در دست در پياده رو کم عرض خيابان به طرف مقصدش حرکت ميکند. چند قدمي نرفته است که با تير برق در وسط پياده رو مواجه ميگردد، بين ستون بتوني تير برق و ديوار ساختمان، فاصله اي نيست که عابرِ پياده بتواند همراه با چترش از آن عبور کند، به ناچار از کنار مانع و از روي کانال (جوي آب) به باند سواره ميپرد و اندکي از مسير خود را در قلمرو ماشينها طي ميکند تا در موقعيت مناسبي دوباره به پياده رو برگردد، در اين هنگام اتومبيلي به سرعت از کنار او رد ميشود و آب گلآلودي که در چالة سطح خيابان جمع شده است را به لباس و سر و صورت عابر ميپاشد و از صحنه دور ميشود.
وضعيت پياده رو در سطح شهرها داستان تکراري رعايت نکردن حقوق شهروندي است، داستان ناتمامي از مشکلاتي که گريبان مردم کوچه و خيابان را ميگيرد. تجاوز ساختمان ها به حريم پياده رو، سطوح ناصاف، عرض کم، سد شدن معابر و پياده روها با مصالح و نخالههاي ساختماني و اجناس مغازهها و... ، از مشکلاتي است که معمولا عابران پياده با آن روبرو هستند.
امروزه پياده روها در بيشتر مواقع از استانداردهاي لازم برخوردار نيستند و فضاي پيشبيني شده براي عبور مردم با حجم تردد آنها مناسب نيست، چيدمان غير اصولي صندوقهاي پست، تيرهاي برق و سطلهاي زباله و... در مسير پياده روها، موانع متعددي را بوجود آورده و رفت و آمد عابران را مختل کرده است. نور و روشنايي شبانة اکثر پياده روها در بسياري از شهرها متعادل و مناسب نيست، برخي از مغازه داران بخش عمدهاي از فضاي پياده روهاي جلوي مغازههايشان را ملک شخصي خود ميپندارند و اجناس خود را در محل عبور عابرين پياده ميچينند!
در حال حاضر، پياده روهاي شهري بدون توجه به مکان آنها و حجم تردد عابرين و کاربريهاي مجاور اين پياده روها، شبيه هم طراحي و اجرا ميشوند، فارغ از اينکه اين پياده رو بخشي از يک خيابان عبوري است يا يک خيابان تجاري، چه حجم عابريني از آن عبور ميکنند و يا جاذبههاي گردشگري موجود در مسير اين پياده روها و يا ساختمانها و مجموعههاي مسکوني با تراکم بالا (ساخته شده و يا پيشبيني شده براي احداث) چه تاثيري بر افزايش تراکم تردد عابرين پياده در اين مسيرها خواهد داشت؟
پياده روهاي احداثي در بيشتر موارد از يک الگوي کلي و کليشهاي تبعيت ميکنند، الگوهايي که بر اساس آن دو مسير پياده به صورت نواري باريک در دو طرف يک مسير پهن سواره واقع شده است. بطور کلي ميتوان گفت: پيادهروهاي شهري، در بسياري از موارد فاقد هر نوع کيفيت براي حضور انواع رفتارهاي پيادههاست. گاهي مسيرهاي حرکتي براي عابر پياده به قدري مغشوش و نامناسب هستند که خسته کننده و آزار دهندهتر ميشوند. وضعيت نابسامان مسيرهاي پياده به لحاظ شرايط فيزيکي، کالبدي بر روان شهروند هم تاثير منفي ميگذارد و باعث ميشود که افراد سعي کنند از آن فرار کرده و به ناچار به استفاده از اتومبيل شخصي بپردازند. در اين ميان نهتنها دود و آلودگي هواي شهر و آلودگيهاي صوتي و زيست محيطي و مشکلات ديگر بيشتر ميشود، بلکه شهروند نسبت به بسياري از محرکهاي محيط از جمله مکانهاي تاريخي، نقاط خاطره انگيز و جاذبههاي محيط بيتوجه شده و بهرهاي از آنها نميبرد.
نبايد فراموش کنيم که پيادهرو محل عبور انسان است و انسان در مرحلة اول نيازمند ايمني و امنيت ميباشد. انسان يک موجود اجتماعي است و به تعامل با همنوعان خود نياز دارد، يک شهر بعنوان محل زندگي انسانها نيازمند فضاهايي براي تعاملات اجتماعي شهروندان ميباشد و پيادهرو از جمله مکانهايي است که افراد در اين مکانها، در کنار هم قدم ميزنند، با همديگر آشنا ميشوند، ارتباط چهره به چهره برقرار ميسازند و به لطف اين همراهي و هم قدمي، اندکي نيز فعاليت جسماني دارند و بر سلامت روحي و جسمي خويش ميافزايند. علاوه بر اينها، پياده روي نقش عمدهاي در سر زندگي محلات و افزايش روابط اجتماعي ميان ساکنين يک محله دارد. طراحي کالبدي مناسب براي پيادهروها و لحاظ نمودن استانداردهاي لازم براي عرض اين پيادهروها، نوع کفسازي، شيب آن ها، تامين روشنايي شب و... از عوامل تاثير گذار در پيادهروي مردم بشمار ميرود.
پيادهرو بعنوان يک فضاي عمومي اجتماع پذير و انسان مدار در ساختار شهر، صرفاً بعنوان فضايي براي عبور پياده نيست، پيادهرو مکاني است که در آن رفتارهاي متنوعي همچون قدم زدن، دويدن، ايستادن، تماشا کردن، نشستن و گپ زدن، نشستن و استراحت کردن، بازي کردن و دستفروشي و... اتفاق ميافتد. اما آنچه که امروزه بعنوان پيادهرو با آن مواجه هستيم، سرشار از بيتوجهي به نحوة حضور و حرکت پيادهها (چه به لحاظ فيزيکي و چه به لحاظ رواني و نوع رفتار آن ها) است. عليرغم آنکه نخستين توقعي که از يک پيادهراه و يا پيادهرو ميرود، رواني حرکت و ايمني است، چه بسيارند مواردي که فرد پياده در مسير حرکت خود در پيادهرو با موانعي همچون تير برق و تلفن، رمپ پارکينگ يک واحد مسکوني و يا تجاري که به فضاي پيادهرو تجاوز کرده، پلّه ناشي از اختلاف سطح ساختمان و پيادهرو، مسير سوارهاي که پيادهرو را بدون هيچ علامت هشدار دهندهاي قطع نموده و... مواجه ميشوند که بدليل بيتوجهي طراحان شهري و يا مجريان آن ها بر سر راه او قرار گرفته و حرکت روان و ايمن او را مختل نموده است.
شهرها به دليل ارتقا کيفيت زيست محيطي در جهت کاهش سوخت فسيلي، بهبود سلامت جسمي و رواني انسان، افزايش روابط متقابل اجتماعي ميان شهروندان و کمک به انساني کردن محيطهاي شهري، به حرکت عابر پياده وابسته است. بازگشت و رويکرد مجدد به سرزندگي فضاهاي شهري خصوصا در مراکز شهري و از ديدگاه « عابر پياده» ، ضرورتي اجتناب ناپذير به نظر ميرسد. (کارمونا و همکاران، 2003)
زندگي سالم و آرام در شهري امکان پذير است که نيازهاي انسان در کالبد آن شهر تامين شده باشد، نيازهاي بشري در شهر فقط به ساختمان هاي مسکوني وتجاري خلاصه نمي شود، انسان علاوه بر فضاي خصوصي، به فضاي عمومي و اجتماعي هم نياز دارد تا در اين فضاها و مکان ها به تعامل با همسايگان و همشهريان خود بپردازد. آيا فضاهاي بسيار اندک و غير استاندارد عمومي موجود در شهرهايمان، پاسخگوي اين نيازهاي فطري و ذاتي انسان است؟
سخن بسيار است و مجال کم!، در اينجا مطلب را با سخني از جان راسکين(معمارو فيلسوف انگليسي) به پايان مي رسانم که مي گويد:
«اعتبار هر تمدن بزرگي در شهرهاي آن نهفته است و ميزان عظمت هر شهر را در کيفيت فضاهاي عمومي آن، نظير پارکها، ميادين، خيابانها و پياهروها بايد جستجو نمود».
عضو سازمان نظام مهندسي ساختمان
استان گلستان