انزواي ديجيتال
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
طي بيش از يک ماه گذشته، ايرانيان با طولانيترين و گستردهترين قطعي اينترنت در تاريخ جمهوري اسلامي روبرو بودند؛ وضعيتي که نه تنها ارتباط آنها با جهان خارج را قطع کرد، بلکه نفس بسياري از کسبوکارها و خدمات آنلاين را بندآورده بود. امروز، پس از گذشت اين مدت، اينترنت دوباره وصل شده است و بسياري از مردم به شبکههاي آنلاين دسترسي دارند، اما تاثيرات اين قطعي هنوز در گوشه و کنار زندگي روزمره احساس ميشود. در اين يادداشت، قصد داريم به بررسي تبعات اين بحران و چالشهاي باقيمانده پس از بازگشت اينترنت بپردازيم.
قطعي اينترنت، علاوه بر محدود کردن دسترسي به اطلاعات جهاني، به انزواي اجتماعي زيادي انجاميد. شبکههاي اجتماعي و پيامرسانها در دنياي امروز به اصليترين ابزارهاي برقراري ارتباط تبديل شدهاند. بسياري از افراد، بهويژه کساني که در خارج از ايران يا در شهرهاي دور از مرکز زندگي ميکنند، حالا پس از بازگشت اينترنت ميتوانند ارتباطات خود را از سر بگيرند. اما اين بازگشت، که در نگاه اول ممکن است خوشايند به نظر برسد، نميتواند خلا و آسيبهايي که در اين مدت به روحيه و احساس تعلق اجتماعي افراد وارد شده را جبران کند. انقطاع ناگهاني از دنياي آنلاين باعث شد احساسات تنهايي و انزوا در ميان بسياري از کاربران گسترش يابد، و اين موضوع حتي با بازگشت اينترنت هم کمرنگ نميشود.
اگرچه اينترنت دوباره برقرار شده و کسبوکارهاي آنلاين به تدريج در حال بهدست آوردن موقعيتهاي از دست رفته خود هستند، اما آسيبهايي که اين قطعي به اين بخش از اقتصاد وارد کرده، به آساني جبران نميشود. بسياري از استارتاپها و کسبوکارهايي که به تبليغات ديجيتال و تعامل آنلاين با مشتريان وابسته بودند، در اين مدت شاهد کاهش چشمگير فروش و خدمات بودهاند. اگرچه بازار به تدريج به حالت عادي باز ميگردد، اما زمان و منابع زيادي براي بازسازي اعتبار و روابط تجاري از دست رفته نياز است. بهويژه کسبوکارهايي که به شبکههاي اجتماعي مانند اينستاگرام و تلگرام وابسته بودند، هنوز در تلاشند تا مشتريان از دست رفته خود را بازگردانند و بر فعاليتهاي تبليغاتي خود تمرکز کنند.
بخشي از آسيبها تنها محدود به کسبوکارهاي خصوصي نميشود. بسياري از خدمات دولتي که به اينترنت وابسته هستند، مانند سامانههاي بانکي، ثبتنامهاي آنلاين، و خدمات بيمه، در زمان قطعي دچار اختلال شدند. اين مشکلات بهويژه براي افرادي که در مناطق دورافتاده زندگي ميکنند و دسترسي به خدمات حضوري برايشان دشوار است، بسيار ملموس بود. اکنون اين خدمات کاملا به حالت طبيعي برنگشتهاند، اما شهرونداني که در اين مدت از دسترسي به خدمات دولتي و بانکي محروم بودهاند، هنوز از مشکلات متعددي رنج ميبرند.
يکي از تاثيرات منفي قطعي اينترنت، محدوديت در دسترسي به اطلاعات و اخبار مستقل بود. با اينکه اينترنت حالا دوباره وصل شده، اما بياعتمادي عمومي نسبت به منابع خبري دولتي و رسانههاي رسمي، در نتيجه اين قطعي، به شدت افزايش يافته است. در اين مدت، بسياري از کاربران به جستجوي منابع خبري مستقل روي آوردند و اين روند همچنان ادامه دارد. بهويژه در زمانهايي که بحرانها و ناآراميها در کشور شدت ميگيرد، دسترسي به اطلاعات دقيق و صحيح اهميت زيادي پيدا ميکند، و اين قطعي بيشتر مردم را به سمت منابع غيررسمي سوق داده است. قطعي اينترنت تنها يک بحران مقطعي نيست. تاثيرات بلندمدت آن ميتواند روند فرهنگي و اقتصادي ايران را تحت تاثير قرار دهد. دنياي ديجيتال و کسبوکارهاي آنلاين به سرعت در حال گسترش هستند و با توجه به اينکه ايران جزو کشورهايي است که نياز به رشد در اين بخش دارد، قطعي اينترنت ممکن است روند ديجيتالي شدن کشور را به تأخير اندازد. بسياري از کارآفرينان و دانشآموختگان جوان، که در اين مدت فرصتهاي زيادي را از دست دادند، ممکن است در بلندمدت به کاهش اعتماد به زيرساختهاي ديجيتال کشور دچار شوند. اگرچه اينترنت پس از مدتها قطعي دوباره وصل شده است، اما آثار اين بحران همچنان در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و سياسي ادامه دارد. کسبوکارهاي آنلاين، همچنان با مشکلاتي در جذب مشتري و به دست آوردن جايگاه از دست رفته خود مواجهاند. از سوي ديگر، بسياري از افراد هنوز در تلاشاند تا به حالت عادي ارتباطات اجتماعي خود بازگردند. در اين ميان، از آنجا که قطعي اينترنت بر اعتماد عمومي تاثير گذاشته است، به نظر ميرسد که بازسازي اين اعتماد نيز زمانبر خواهد بود.
رئيس سازمان نظام صنفي رايانهاي کشور در مورد آثار اقتصادي قطعي اينترنت بهطور واضح اشاره کرده است که روزانه بين 2 تا 3 هزار ميليارد تومان، اثر مستقيم اين قطعي در اقتصاد کشور بوده است. اين رقم تنها بخش کوچکي از تبعات گستردهاي است که اين بحران در پي خود داشته است. علاوه بر آسيبهاي مالي مستقيم به کسبوکارها، قطع شدن اينترنت در حوزههاي ديگري همچون کاهش اعتماد کاربران، تضعيف جايگاه ايران در رتبهبنديهاي بينالمللي، و تاثيرات منفي بر روند مهاجرت نخبگان به کشورهاي ديگر نيز اثرات ملموسي دارد. در حقيقت، قطعي اينترنت نه تنها به زيان بخشهاي خصوصي و دولتي، بلکه به تضعيف زيرساختهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي کشور نيز منجر ميشود. اين بحران، عمق وابستگي ما به دنياي ديجيتال را بهطور عيني نشان داده است و ضرورت توجه به بهبود و تقويت زيرساختهاي اينترنتي و ديجيتال کشور را بيش از پيش آشکار ميسازد.
اين بحران به ما يادآوري ميکند که در دنياي امروز، اينترنت نه تنها يک ابزار ارتباطي، بلکه بخش مهمي از ساختار اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن است و قطع آن ميتواند تبعات جديتري از آنچه که تصور ميشود به همراه داشته باشد.