چالشهاي ناشران
تیتر اول |
مهران موذني- ناشرين استان گلستان سالهاست که با تمام محدوديتها به فعاليت فرهنگي ميپردازند. اين ناشرين به تازگي ذيل انجمن قلم و نشر گرد آمدند تا کنار يکديگر به بررسي چالشها و مسائل حوزه کاريشان بپردازند. اين تشکل ميتواند گامي بزرگ براي همصدايي اين صنف باشد. چندي پيش، سهشنبه، 28 بهمن 1404 نشست همانديشي تخصصي و بررسي واقعبينانه وضعيت نشر استان با حضور جمعي از ناشران و فعالان اين حوزه برگزار شد.
بستري براي گفتوگو
هدايتاله امينيان، مدير انتشارات نارنجستان و عضو هيئت مديره انجمن قلم و نشر در ابتداي جلسه به چرايي تشکيل اين تشکل پرداخت و عنوان کرد: سال گذشته همه به اين نتيجه رسيديم که لازم است به نحوي نهادي رسمي داشته باشيم تا مشکلات و چالشهايمان را حل کنيم و هويتي حقوقي داشته باشيم. خيلي در اين باره صحبت شد که از چه نهادي آغاز کنيم. در نهايت، با توجه به اينکه توجهمان بر وجه فرهنگي کار بود، به اين نتيجه رسيديم که يک NGO تأسيس کنيم. در نهايت با نام انجمن قلم و نشر گلستان آغاز به کار کرديم. ناشرين ميتوانند با عضويت در اين انجمن، علاوه بر آشنايي و تعامل با يکديگر، پيشنهادات، چالشها و اهدافشان را بيان کنند.
مسئله مشترک
حسن ياغوتي، رئيس هيئت مديره انجمن قلم و نشر گلستان و مدير انتشارات ياغوت سرخ ديگر ناشري بود که به چرايي تشکيل اين تشکل پرداخت و گفت: مسئله مشترک ما باعث شد دور هم جمع شويم. ما در يک جامعه مدني زندگي ميکنيم. يعني حق و حقوق مردم در قانون مثبوت است و آنها بايد با اين حق و حقوق آشنا باشند و آن را احيا کنند. افراد ميتوانند اين کار را از طريق يک تشکل يا حزب انجام دهند. ما احساس کرديم در حوزه نشر مشکل داريم. البته مشکل ما با اشخاص نبود. بلکه با نگاه برخي سازمانها بود. از اين جهت، ما نياز به چنين انجمني داشتيم. در جلسات گذشته درباره موضوعاتي مثل ويراستاري، طراحي جلد و چرايي ندادن کار به چاپخانههاي گرگان صحبت شد. متأسفانه برخي چاپخانههاي گرگان با چاپ کتاب غريبهاند.
اگر ميخواهيم سرمايه در شهر خودمان به گردش در آيد، بايد برخي از اين مسائل را حل کنيم. اينکه هر يک از ناشرين بخواهند به طور جداگانه با چاپخانهها صحبت کنند، شدني نيست. اما انجمن قلم و نشر ميتواند با تشکل چاپخانهداران وارد گفتوگو شود. اين هم براي چاپخانهداران سودمند است و هم براي ناشرين که ديگر هزينه حمل و نقل نميدهند. دامنه اين تشکل گسترده در نظر گرفته شده است. ما تمايل داريم نويسندگان، طراحان و... را در زير مجموعه اين تشکل داشته باشيم.
ريشهيابي مشکلات
محمدرضا مروتي، مدير نشر شميس-ويرکان لزوم ريشهيابي مشکلات را زير ذرهبين برد و عنوان کرد: چنين تشکلاتي موجب ارتباطگيري افراد، شناخت ديدگاهها و مشکلات يکديگر ميشود. متاسفانه در حوزه نشر در ساليان گذشته اين فرصت پيش نيامده بود که ناشرين در قالب يک صنف گرد هم آيند و مطالباتشان را پيگيري کنند. در نهايت، مجوز اين تشکل را از استانداري گرفتيم. تشکيل اين جمع خودش يک فرصت است. مشکلات بسياري در اين حوزه وجود دارد. ما در بحث معرفي و تبليغات ضعفهايي داريم. خيلي از آثار نويسندگان گلستاني در خارج از استان چاپ ميشود. لازم است تا مشکليابي کنيم و ببينيم مسئله از کجاست.
لزوم ايجاد بار حقوقي
حميد سليماني، رئيس اتحاديه چاپخانهداران استان با انتقاد از ساز و کار فعلي تشکل، ايجاد بار حقوقي را جهت مطالبهگري ضروري دانست و اظهار داشت: هيچ تشکلي بدون چارچوبهاي قانوني نميتواند کاري را از پيش ببرد. چرا که امکان مطالبهگري بيشتري با وجود يک چارچوب قانوني وجود دارد. متأسفانه انجمن نشر و قلم بار حقوقي ندارد. اگر بين يک چاپخانه و يک ناشر اختلافي پيش بيايد، اين انجمن توانايي رفع اختلافات را ندارد. اگر در اتحاديه چاپخانهداران مشکلي پيش آيد، يک بازرس با بررسي مسئله، نامه به تعزيرات مينويسد تا کميسيون حل اختلاف موضوع را بررسي کند. در نهايت، رأي صادر خواهد شد. اگر اين انجمن به آن سمت و سو برود، امکانات بيشتري دارد. اين نکته را هم درباره چاپخانههاي استان بگويم که سالانه نزديک به 100 الي 200 هزار جلد از 35 عنوان کتاب درسي در استان چاپ ميشود. پس اين توانايي در استان وجود دارد. بنده بشخصه به عنوان رئيس اتحاديه چاپخانهداران گلستان هر کاري که از دستم برآيد را از ناشرين دريغ نخواهم کرد.
چشم به کمکهاي دولتي نداشته باشيم
احمد خواجه نژاد، مدير انتشارات پيک ريحان در ادامه به طور مفصل به برخي مشکلات ناشرين استان پرداخت و گفت: متأسفانه يکي از چالشهاي کشور در حوزه فرهنگ اين است که تمامي امورات به تصميمات دولتي و ساختار حاکميتي وابسته است. اين موضوع موجب مشکلات زيادي شده است. در حوزه نشر هم يکي از بزرگترين چالشها همين است و بسياري از ما با يارانههاي دولتي پا به اين عرصه گذاشتيم. هيچ يک از ما براي قطع شدن يارانه دولتي آمادگي نداشتيم. اينجاست که اين تشکلها کارآمد هستند. نبايد تصور کنيم که قرار است کسي دست ما را بگيرد. البته که اگر کمکي برسانند، شايد بتوانيم مسير قابل توجهي را طي کنيم. اما بايد اين ظرفيت را ايجاد کنيم که بدون کمکهاي دولتي نيز بتوانيم توانمنديهاي ناشرين استان را به کار بگيريم. بايد از تجربيات يکديگر استفاده کنيم و کمکهاي دولتي را اصل قرار ندهيم. اين موضوع نياز به تمرين و کار رواني دارد. اگر بتوانيم سلسله گفتوگوهايي را در اين زمينه داشته باشيم، کارآمد خواهد بود. متأسفانه ما حتي بسياري از ناشرين خودمان را نميشناسيم. تا وقتي با يکديگر آشنا نباشيم، نميتوانيم مسائل مشترکمان را حل کنيم. اگر بتوانيم موانع و چالشهاي حوزه کاريمان را ليست کنيم و درباره تکتکشان گفتوگو کنيم، اتفاقات خوبي رقم خواهد خورد. در حال حاضر، بسياري از هنرمندان خوب گلستان تمايلي به کار کردن با ناشرين استان را ندارند. به طور مثال، چرا آقاي مهرداد صدقي حاضر نيست با هيچ ناشري در گلستان کار کند؟ آيا تا به حال ديدگاه او را پرسيدهايم؟ يکي از چالشها انحصار در توزيع است. ناشرين قديمي يک بازار انحصاري در توزيع کتاب ايجاد کردهاند و کتابفروشان را مجبور ميکنند حتماً يکسري عنوان مشخص را هم خريداري کنند. يکي از چالشهاي جدي ما اين است که نويسندگان از ما ميپرسند که آيا ما ناشران ميتوانيم کتابشان را در بازار نشر بفرستيم؟ اگر ما ناشران نتوانيم کتابهايمان را در قفسههاي کتابفروشيهاي استان خودمان داشته باشيم، چطور انتظار داريم نويسندگان موفق آثارشان را به ما بدهند؟ از طرفي ديگر، رويکرد ناشرين تغيير کرده است و 90 درصد کتابها ديجيتال چاپ ميشوند. چرا اتحاديه چاپخانهداران به اين سو نميرود که امکانات اين چاپ را به استان آورد؟ از اين رو، نياز است که جلسات بيشتري برگزار شود تا به همگرايي برسيم و موانع را از سر راه برداريم. اين را هم نميشود ناديده گرفت که بالغ بر 50 درصد مشکلات نشر مثل افزايش قيمت کاغذ و پايين آمدن نرخ مطالعه اصلاً در حوزه اختيارات ما نيستند. پيش از اين اگر از يک کتاب هزار نسخه چاپ ميشد هم کم بود. امروز اين عدد به 50 رسيده است. اميدواريم که اين تشکل امکاني را فراهم کند تا نقاط قوت خودمان را کنار يکديگر قرار دهيم.
کيفيت را ارتقا دهيم
بنيفاطمي، مدير نشر خرد و مهر ديگر ناشري بود که به بيان چالشها و ارائه راهکار پرداخت و عنوان کرد: بشخصه تمايل من اين است که پول در استان خودمان گردش پيدا کند و به چاپخانههاي استان گلستان برسد. حتي اگر 10 يا 15 درصد بيشتر بگيرد هم هزينه حمل و نقل کمتري خواهيم داد و بايد از آن استقبال کنيم. اين نکته را هم بگويم که مجموعه ناشرين گرگان ممکن است هر سال 500 عنوان را به چاپ برسانند که تيراژ 95 درصد از آنها نهايتا 50 جلد است. اما اگر تعدادي از ناشران به اين نتيجه برسند که قصد دارند يک کتاب تمامعيار از منظر ويراستاري، طراحي صفحه، طراحي جلد و... چاپ کنند، نتيجه خيلي خوبي حاصل خواهد شد. من اخيرا يک کتاب کودک و نوجوان از يکي از ناشرين معروف کشوري ديدم که مجموع مطالبش در 100 صفحه به اندازه 2 برگه A4 هم نميشد. تصاوير باکيفيتي هم نداشت. اما با قيمت بالايي به فروش ميرسيد و تيراژش 10 هزار جلد بود. آنها چه ميکنند که ما نميتوانيم بکنيم؟ ما ناشرين گلستان هم بايد دلمان را به دريا بزنيم و چند عنوان بسيار خوب را به چاپ برسانيم. اصلاً چه اشکالي دارد اگر يک کتاب با همکاري 5 ناشر چاپ بشود؟
کارگاه آموزشي برگزار کنيم
ميلاد نوروزي، مدير انتشارات نوروزي به عنوان يکي ديگر از ناشرين استان به دغدغههاي حوزه نشر پرداخت و گفت: من هميشه ميگويم پدرم که پيش از من در کار نشر فعال بود، اعتبارش در ايران 20 بود. اما نتوانست اعتبار مالي خوبي براي خودش دست و پا کند. من در 2 سال گذشته در نمايشگاه کتاب تهران حضور داشتم. شايد 40 ميليون تومان هزينه کردم که بتوانيم به مدت 10 روز پرچم استان گلستان را در نمايشگاه بالا نگه دارم. من فکر ميکنم ايده خوبي باشد که گرگان يک مجموعه فرهنگي-هنري داشته باشد. کارهاي زيادي در استان ميتوان انجام داد. من به شخصه کارگاههاي آموزشي فرايند چاپ کتاب در بندرترکمن برگزار ميکردم. از اين رو، نياز است تا حمايتهاي بيشتري از حوزه فرهنگ صورت بگيرد تا بستر خوبي براي رشد فرهنگي در استان فراهم شود.
اختراع دوباره چرخ عاقلانه نيست
زارعي، مدير انتشارات جهانبان ضمن اشاره به سختي کار براي ناشران تازهکار، وجود چنين تشکلاتي را مثبت قلمداد کرد و اظهار داشت: بخشي از مشکلات امروز ناشرين که به مسائل فرهنگي و شيوههاي جديد مطالعه از قبيل پادکستها و کتابهاي صوتي برميگردد کشوري است. اما برخي مشکلات استاني و حلشدني هستند. تشکيل يک NGO اقدام مثبتي در اين مسير است. اختراع دوباره چرخ کار عاقلانهاي نيست و ما بايد تجربياتمان را در اختيار يکديگر قرار دهيم. البته شايد بايد کار از وزارت فرهنگ و ارشاد آغاز شود. دنياي نشر براي مني که تازهکار هستم، بسيار ناشناخته است. چرا که اصلاً آموزشي وجود ندارد. در نتيجه، چنين تشکلي ميتواند اقدام مثبتي باشد. ما ميتوانيم از انجمنهاي شهرهاي ديگر هم استفاده کنيم. همچنين ميتوانيم از اساتيد مختلفي دعوت کنيم تا کارگاههاي آموزشي برگزار کنند. البته من با الزام به بوميسازي چاپ موافق نيستم و معتقدم هرجا کيفيت بهتري را با قيمت کمتري ارائه کند، مناسبتر است. همانگونه که وقتي اسنپ آمد، بسياري از تاکسيهاي تلفني جمع شد. ما ناگزيريم به آن سمت برود. اصرار به پي گرفتن مسيري جز اين ميتواند آسيبزا باشد.