راهبردي براي امنيت چوب و توسعه پايدار در گلستان زراعت چوب


یادداشت |

علي ناصري

 

چوب، به عنوان يکي از حياتي‌ترين منابع طبيعي، نقش بي‌بديلي در زندگي بشر ايفا مي‌کند. از مصارف ساختماني و صنعتي گرفته تا توليد کاغذ، مبلمان و انرژي، تقاضا براي اين ماده تجديدپذير همواره رو به افزايش است. در ايران، با وجود دارا بودن جنگل‌هاي ارزشمند هيرکاني در شمال کشور، محدوديت‌هاي قانوني براي بهره‌برداري صنعتي از اين جنگل‌ها به منظور حفظ ذخاير ژنتيکي و اکولوژيکي، و همچنين رشد فزاينده جمعيت و توسعه صنعتي، کشور را با کسري قابل توجهي در تامين نياز چوبي مواجه ساخته است. اين کسري، علاوه بر تحميل هزينه‌هاي ارزي سنگين براي واردات، فشار مضاعفي بر منابع جنگلي طبيعي وارد مي‌آورد و پايداري زيست‌محيطي را به خطر مي‌اندازد. در چنين شرايطي، "زراعت چوب" به عنوان يک راهبرد ملي، نه تنها براي تامين پايدار نياز چوبي کشور، بلکه براي ايجاد اشتغال، توسعه روستايي، کاهش انتشار کربن و حفاظت از جنگل‌هاي طبيعي، اهميتي حياتي پيدا مي‌کند. اين مقاله به بررسي ابعاد مختلف اهميت زراعت چوب در ايران، پيش‌نيازهاي توسعه آن، و چالش‌ها و فرصت‌هاي ويژه آن در استان گلستان، به ويژه در مناطق شمالي با محدوديت‌هاي آبي و خاکي، خواهد پرداخت و راهکارهايي را در نگاه کلان استاني ارائه خواهد داد.

 

1. اهميت راهبردي زراعت چوب در کشور

زراعت چوب، به معناي کاشت و پرورش گونه‌هاي درختي سريع‌الرشد در اراضي کشاورزي يا غيرجنگلي به منظور توليد چوب صنعتي، فراتر از يک فعاليت کشاورزي صرف، يک ضرورت ملي و راهبردي است که ابعاد مختلف اقتصادي، زيست‌محيطي و اجتماعي را در بر مي‌گيرد:

1.1. تامين نياز چوبي کشور و کاهش وابستگي به واردات:

ايران با مصرف سالانه حدود 10 تا 12 ميليون متر مکعب چوب و فرآورده‌هاي چوبي، تنها قادر به تامين بخش کوچکي از اين نياز از طريق جنگل‌هاي طبيعي (عمدتاً از طريق برداشت‌هاي اضطراري و بهداشتي) و زراعت چوب موجود است. اين امر منجر به واردات سالانه ميليون‌ها متر مکعب چوب و فرآورده‌هاي آن مي‌شود که ارقام آن در سال‌هاي اخير به دليل نوسانات ارزي و تحريم‌ها، با چالش‌هاي جدي مواجه شده است. اين وابستگي، علاوه بر خروج ارز قابل توجه (که در برخي سال‌ها به بيش از 500 ميليون دلار نيز رسيده است)، کشور را در برابر نوسانات بازار جهاني و تحريم‌هاي احتمالي آسيب‌پذير مي‌سازد. زراعت چوب با هدف توليد انبوه و پايدار چوب، مي‌تواند اين شکاف را پر کرده و امنيت چوب کشور را تضمين کند.

1.2. حفاظت از جنگل‌هاي طبيعي

يکي از مهم‌ترين مزاياي زراعت چوب، کاهش فشار بر جنگل‌هاي طبيعي است. با تامين چوب مورد نياز صنايع از طريق مزارع چوب، مي‌توان از قطع بي‌رويه درختان در جنگل‌هاي طبيعي جلوگيري کرد و به اين ذخاير ارزشمند اجازه بازسازي و احيا داد. اين امر به ويژه براي جنگل‌هاي هيرکاني که از اکوسيستم‌هاي منحصر به فرد و با ارزش جهاني محسوب مي‌شوند، حياتي است.

1.3. توسعه اقتصادي و اشتغال‌زايي

زراعت چوب يک زنجيره ارزش گسترده را شامل مي‌شود که از کاشت و داشت و برداشت گرفته تا صنايع تبديلي چوب (مانند کارخانه‌هاي تخته فيبر، نئوپان، کاغذ، مبلمان و...)، فرصت‌هاي شغلي فراواني را در مناطق روستايي و شهري ايجاد مي‌کند. اين فعاليت مي‌تواند به تثبيت جمعيت روستايي، جلوگيري از مهاجرت و بهبود معيشت کشاورزان کمک کند. برآوردها نشان مي‌دهد که هر هکتار زراعت چوب مي‌تواند به طور مستقيم و غيرمستقيم براي 1 تا 3 نفر اشتغال ايجاد کند.

1.4. مزاياي زيست‌محيطي:

* ترسيب کربن: درختان در طول رشد خود، دي‌اکسيد کربن را از اتمسفر جذب کرده و اکسيژن آزاد مي‌کنند. مزارع چوب به عنوان کربن‌زداي طبيعي عمل کرده و به کاهش اثرات تغيير اقليم کمک مي‌کنند.

* حفاظت از خاک و آب: ريشه‌هاي درختان به تثبيت خاک کمک کرده و از فرسايش آبي و بادي جلوگيري مي‌کنند. همچنين، درختان با افزايش نفوذپذيري خاک، به تغذيه سفره‌هاي آب زيرزميني کمک مي‌کنند.

3.2. چالش‌ها، به ويژه در شمال استان (ترکمن صحرا-دشت ترکمن)

مناطق شمالي استان گلستان، به ويژه دشت ترکمن صحرا، با وجود پتانسيل‌هاي کشاورزي، با محدوديت‌هاي جدي در زمينه توسعه زراعت چوب مواجه هستند:

* محدوديت منابع آبي: اين مناطق عمدتاً خشک و نيمه‌خشک بوده و با کمبود شديد منابع آب سطحي و زيرزميني مواجه‌اند. افت سطح آب‌هاي زيرزميني و شور شدن آن‌ها يک چالش جدي است.

* محدوديت و کيفيت خاک: خاک‌هاي اين مناطق اغلب شور، قليايي و با بافت سنگين يا سبک هستند که براي رشد بسياري از گونه‌هاي درختي مناسب نيستند.

* رقابت با محصولات کشاورزي سنتي: کشاورزان اين مناطق عمدتاً به کشت محصولاتي مانند گندم، جو و پنبه ؛هندوانه وآفتابگردان و.....مشغول هستند و تغيير الگوي کشت به سمت زراعت چوب نيازمند مشوق‌هاي قوي است.

* عدم آگاهي و ريسک‌پذيري پايين: کشاورزان ممکن است به دليل عدم آگاهي از مزاياي زراعت چوب و ريسک‌هاي اوليه، تمايلي به اين فعاليت نداشته باشند.

* خرد بودن اراضي: بسياري از اراضي کشاورزي در اين مناطق خرد و پراکنده هستند که اجراي طرح‌هاي بزرگ زراعت چوب را دشوار مي‌سازد.

3.3. ضرورت توجه در نگاه کلان در استان گلستان (با ارقام تحليلي(

با توجه به چالش‌ها و پتانسيل‌ها، توسعه زراعت چوب در گلستان نيازمند يک نگاه کلان و راهبردي است.

* برآورد نياز چوبي استان: استان گلستان با جمعيت رو به رشد و توسعه صنعتي، سالانه به حدود 1.5 تا 2 ميليون متر مکعب چوب و فرآورده‌هاي آن نياز دارد. در حال حاضر، بخش عمده اين نياز از خارج استان و واردات تامين مي‌شود.

* پتانسيل اراضي: برآورد مي‌شود که در استان گلستان، حداقل 50,000 تا 70,000 هکتار اراضي کم‌بازده کشاورزي، اراضي حاشيه مزارع، و اراضي مستعد در مناطق شمالي (با مديريت صحيح آب و خاک) وجود دارد که مي‌توانند به زراعت چوب اختصاص يابند.

* توليد چوب از اراضي مستعد: اگر تنها 50,000 هکتار از اين اراضي با گونه‌هاي مناسب و مديريت صحيح، به زراعت چوب اختصاص يابد و ميانگين توليد سالانه 15 متر مکعب در هکتار باشد (که براي گونه‌هاي سريع‌الرشد قابل دستيابي است)، استان مي‌تواند سالانه 750,000 متر مکعب چوب توليد کند. اين رقم مي‌تواند حدود 40 تا 50 درصد از نياز چوبي استان را تامين کرده و به طور قابل توجهي از فشار بر جنگل‌هاي طبيعي کاسته و وابستگي به واردات را کاهش دهد.

* اشتغال‌زايي و ارزش افزوده: با ايجاد 1.5 شغل در هر هکتار، اين ميزان زراعت چوب مي‌تواند به طور مستقيم و غيرمستقيم 75,000 شغل در استان ايجاد کند. ارزش اقتصادي اين ميزان چوب توليدي (با فرض قيمت متوسط هر متر مکعب چوب صنعتي) مي‌تواند سالانه به بيش از 1,500 ميليارد تومان (بر اساس قيمت‌هاي سال 1402) برسد که سهم قابل توجهي در توليد ناخالص داخلي استان خواهد داشت.

4. پيش‌نيازهاي توسعه زراعت چوب در گلستان با وجود محدوديت‌ها

براي توسعه زراعت چوب در گلستان، به ويژه در مناطق شمالي، بايد رويکردهاي نوآورانه و متناسب با شرايط محلي اتخاذ شود:

4.1. مديريت جامع منابع آب:

* اولويت‌بندي استفاده از پساب تصفيه شده: برنامه‌ريزي براي جمع‌آوري و تصفيه پساب‌هاي شهري و صنعتي و هدايت آن‌ها به سمت مزارع چوب در مناطق شمالي. برآورد مي‌شود که در استان گلستان، روزانه حدود 100,000 تا 150,000 متر مکعب پساب شهري توليد مي‌شود که بخش قابل توجهي از آن مي‌تواند پس از تصفيه، براي آبياري مزارع چوب مورد استفاده قرار گيرد. اين ميزان آب مي‌تواند نياز آبي حدود 10,000 تا 15,000 هکتار زراعت چوب را تامين کند.

* توسعه سيستم‌هاي آبياري کم‌فشار و زيرسطحي:

ترويج و حمايت از نصب سيستم‌هاي آبياري قطره‌اي و زيرسطحي که راندمان مصرف آب را به بيش از 90 درصد مي‌رسانند.

* کشت گونه‌هاي مقاوم به خشکي و شوري:

تحقيق و معرفي گونه‌ها و ارقام صنوبر (مفيد)، اکاليپتوس و گز شاهي که به شوري و خشکي مقاوم هستند و نياز آبي کمتري دارند.

* استفاده از آب‌هاي نامتعارف: بررسي امکان استفاده از آب‌هاي شور يا لب‌شور (با مديريت صحيح) براي آبياري گونه‌هاي مقاوم.

* آبخوان‌داري و آبخيزداري: اجراي طرح‌هاي آبخيزداري براي افزايش نفوذ آب باران به سفره‌هاي زيرزميني و کاهش تبخير.

4.2. اصلاح و مديريت خاک:

* اصلاح خاک‌هاي شور و قليايي: استفاده از روش‌هاي بيولوژيکي و شيميايي براي اصلاح خاک‌هاي شور و قليايي (مانند استفاده از گچ کشاورزي، مواد آلي و کشت گياهان مقاوم به شوري)

* انتخاب گونه‌هاي مقاوم به شوري خاک: معرفي گونه‌هاي درختي که توانايي رشد در خاک‌هاي شور را دارند.

* افزايش مواد آلي خاک: استفاده از کمپوست و کودهاي آلي براي بهبود ساختار و حاصلخيزي خاک.

افزايش مواد آلي خاک: استفاده از کمپوست و کودهاي آلي براي بهبود ساختار و حاصلخيزي خاک.

4.3. توسعه سيستم‌هاي کشت تلفيقي (Agroforestry):

کشت نواري يا بينابيني: کاشت درختان چوبي در کنار محصولات کشاورزي سنتي (مانند گندم يا پنبه) به صورت نواري يا پراکنده. اين روش علاوه بر توليد چوب، مي‌تواند به عنوان بادشکن عمل کرده، از فرسايش خاک جلوگيري کند و به بهبود ميکروکليماي مزرعه کمک کند.

سيستم‌هاي دام-جنگل: تلفيق زراعت چوب با دامداري، به گونه‌اي که درختان سايه و علوفه براي دام فراهم کنند و دام نيز به مديريت علف‌هاي هرز کمک کند.

4.4. سياست‌ها و مشوق‌هاي هدفمند استاني:

تدوين سند راهبردي زراعت چوب استان: ايجاد يک سند جامع که اهداف، برنامه‌ها، مناطق مستعد، گونه‌هاي اولويت‌دار و مشوق‌هاي خاص استان را مشخص کند.

تخصيص اراضي دولتي: شناسايي و تخصيص اراضي دولتي مستعد (مانند اراضي ملي غيرجنگلي) به طرح‌هاي زراعت چوب با مشارکت بخش خصوصي و تعاوني‌ها.

حمايت از صنايع تبديلي محلي: تشويق سرمايه‌گذاري در صنايع کوچک و متوسط فرآوري چوب در مناطق روستايي براي ايجاد بازار محلي و ارزش افزوده.

ايجاد صندوق حمايت از زراعت چوب گلستان: تاسيس يک صندوق استاني براي ارائه تسهيلات و يارانه‌هاي خاص به کشاورزان و سرمايه‌گذاران در اين حوزه.

توسعه مراکز تحقيقاتي و ترويجي تخصصي: ايجاد يا تقويت مراکز تحقيقاتي در استان براي تمرکز بر روي گونه‌هاي مقاوم به شرايط گلستان و ارائه راهکارهاي بومي.

4.5. نگاه کلان در استان گلستان:

توسعه زراعت چوب در گلستان بايد به عنوان يک پروژه ملي-استاني با نگاه بلندمدت و فرابخشي ديده شود. اين امر مستلزم

هماهنگي بين‌بخشي، همکاري نزديک بين سازمان جهاد کشاورزي، اداره کل منابع طبيعي و آبخيزداري، شرکت آب منطقه‌اي، سازمان حفاظت محيط زيست، و استانداري،آموزش و توانمندسازي جوامع محلي، مشارکت دادن فعال کشاورزان و جوامع محلي در فرآيند برنامه‌ريزي و اجرا،برندسازي و بازاريابي: ايجاد برند براي چوب توليدي استان و بازاريابي موثر آن در بازارهاي داخلي و خارجي،پايش و ارزيابي مستمر: نظارت بر اجراي طرح‌ها و ارزيابي مستمر عملکرد براي شناسايي نقاط قوت و ضعف و اصلاح برنامه‌ها ست.

 

 نتيجهگيري و توصيهها

زراعت چوب در ايران، به ويژه در استان گلستان، نه تنها يک گزينه، بلکه يک ضرورت راهبردي براي دستيابي به امنيت چوب و توسعه پايدار اقتصادي و حفاظت از محيط زيست است. با توجه به کسري فزاينده چوب در کشور و محدوديت‌هاي بهره‌برداري از جنگل‌هاي طبيعي، سرمايه‌گذاري در زراعت چوب مي‌تواند اين شکاف را پر کرده و مزاياي چندگانه‌اي را به ارمغان آورد.

براي استان گلستان، با وجود چالش‌هاي منابع آبي و خاکي در مناطق شمالي، اتخاذ يک رويکرد هوشمندانه و کلان‌نگر، شامل مديريت جامع آب (به ويژه استفاده از پساب)، اصلاح خاک، انتخاب گونه‌هاي مقاوم، توسعه سيستم‌هاي کشت تلفيقي و ارائه مشوق‌هاي هدفمند، مي‌تواند اين استان را به يکي از قطب‌هاي اصلي زراعت چوب در کشور تبديل کند.

 

پيشنهادات

تدوين سند ملي و استاني زراعت چوب: با اهداف کمي و کيفي مشخص و برنامه‌هاي اجرايي مدون و

اولويت‌بندي تحقيقات کاربردي، بر روي گونه‌هاي مقاوم به خشکي و شوري و روش‌هاي آبياري کم‌مصرف در کنار

سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌هاي آب وتوسعه شبکه‌هاي جمع‌آوري و تصفيه پساب و انتقال آن به مزارع چوب به همراه

ارائه مشوق‌هاي مالي و غيرمالي جذاب ، براي کشاورزان و سرمايه‌گذاران در اين حوزه علاوه بر اين توسعه سيستم‌هاي کشت تلفيقي (Agroforestry) به عنوان راهکاري براي بهينه‌سازي مصرف منابع و افزايش بهره‌وري و تقويت آموزش و ترويج: براي افزايش آگاهي و توانمندي کشاورزان نيز حياتي است که بايد با  ايجاد هماهنگي بين‌بخشي بين تمامي نهادهاي ذيربط در سطح ملي و استاني محقق شود.

با اجراي اين راهبردها، زراعت چوب مي‌تواند نه تنها نياز چوبي کشور را تامين کند، بلکه به عنوان موتور محرکه توسعه پايدار، اشتغال‌زايي و تاب‌آوري زيست‌محيطي در استان گلستان و سراسر ايران عمل کند.

 

کارشناس ارشد جنگل

بازنشسته منابع طبيعي گلستان