بحران کيفيت در نشر استان؛ ضرورت بازگشت به مميزي حرفه‌اي و استانداردهاي چاپ


یادداشت |

ابوالفضل نجف زاده

پس از انتشار نشست ناشران گلستان، اظهارنظرهاي گوناگوني در اين خصوص انجام شد. يادداشت ذيل يکي از اين ديدگاههاست که با هم مي خوانيم. وضعيت نشر در استان ما بيش از آنکه از کمبود اعتبار رنج ببرد، از فقدان ايده‌هاي کاربردي و نگاه حرفه‌اي آسيب مي‌بيند. سال‌هاست درباره مشکلات مالي، گراني کاغذ و کاهش سرانه مطالعه سخن گفته‌ايم؛ اما کمتر به يک پرسش بنيادي پرداخته‌ايم: آيا آنچه منتشر مي‌کنيم، واقعاً شايسته انتشار است؟ و آيا کيفيت فيزيکي و محتوايي کتاب‌ها در تراز شأن مخاطب امروز قرار دارد؟

نخستين حلقه اين زنجيره، صنعت چاپ است. اعتبار ناشر، به‌ طور مستقيم از اعتبار صنعت چاپ تأثير مي‌پذيرد. کتاب، پيش از آنکه خوانده شود، ديده و لمس مي‌شود. کيفيت کاغذ، صفحه‌آرايي، طراحي جلد و صحافي، بخشي از تجربه فرهنگي مخاطب است. حتي اگر نام ناشري در سطح Oxford University Press باشد، اما کتاب با چاپي بي‌کيفيت عرضه شود، به‌ تدريج از اعتبار آن کاسته خواهد شد. کيفيت چاپ، ويترين انديشه است؛ ويتريني مخدوش، کالاي فاخر را نيز کم‌ارزش جلوه مي‌دهد. با اين حال، مسئله صرفاً به ظاهر کتاب محدود نمي‌شود. چالش مهم‌تر، فقدان «بررس حرفه‌اي کتاب» در بسياري از انتشارات استان است. در ساختار حرفه‌اي نشر، پيش از آنکه اثري وارد چرخه چاپ شود، بايد از منظر علمي، ادبي، محتوايي و حتي بازار هدف، مورد ارزيابي دقيق قرار گيرد. اين وظيفه بر عهده کارشناس يا شوراي بررس است؛ نهادي که نقش آن تضمين کيفيت و صيانت از اعتبار ناشر است. پرسش اينجاست: چند ناشر در استان داراي چنين سازوکاري هستند؟ آيا هر دست‌نوشته‌اي که هزينه چاپش تأمين شود، شايسته انتشار است؟

انتشار بي‌ضابطه آثار کم‌مايه، گردآوري‌هاي سطحي و متون کپي‌پيستي، نه‌تنها به فرهنگ عمومي کمکي نمي‌کند، بلکه سرمايه اجتماعي نشر را فرسوده مي‌سازد. نگاهي به عملکرد ناشران معتبر کشور نشان مي‌دهد که سخت‌گيري حرفه‌اي، راز ماندگاري آنهاست. آيا نشر خوارزمي يا انتشارات اميرکبير حاضرند هر اثري را صرفاً به دليل تأمين هزينه‌ها منتشر کنند؟ بي‌ترديد نه. آنچه اين نام‌ها را به برندهاي فرهنگي تبديل کرده، وجود مميزي دروني، شوراي علمي و نگاه بلندمدت به اعتبار نشر بوده است. در مقابل، بخشي از نشر استان گرفتار روزمرگي اقتصادي است؛ تمرکز بر دخل‌وخرج کوتاه‌مدت، جايگزين برنامه‌ريزي راهبردي شده است.

ناشري که تنها به گردش مالي امروز بينديشد، ممکن است در کوتاه‌مدت بقاي خود را تضمين کند، اما در بلندمدت اعتماد مخاطب را از دست خواهد داد. اعتماد، سرمايه‌اي است که به ‌آساني به دست نمي‌آيد و به‌سرعت از ميان مي‌رود. نشر، صرفاً يک فعاليت اقتصادي نيست؛ مسئوليتي فرهنگي و اجتماعي است. کتاب، با ذهن و روح مخاطب سروکار دارد. ناشر بايد براي اين سرمايه انساني ارزش قائل باشد و ميان «چاپ کردن» و «منتشر کردن» تفاوت بگذارد. چاپ، يک فرآيند فني است؛ انتشار، يک تعهد فرهنگي. هر اثري که به کتاب تبديل مي‌شود، به نام ناشر ثبت مي‌گردد و بخشي از هويت او را مي‌سازد. راه برون‌رفت روشن است. نخست، ايجاد يا تقويت نظام بررس حرفه‌اي در هر انتشارات، حتي به ‌صورت مشترک و صنفي ميان چند ناشر. دوم، ارتقاي استانداردهاي چاپ و طراحي از طريق همکاري نزديک‌تر با فعالان صنعت چاپ استان. سوم، تدوين منشور اخلاق حرفه‌اي نشر که انتشار آثار فاقد اصالت و نوآوري را محدود سازد. و در نهايت، تغيير نگرش از سود کوتاه‌مدت به ساخت برند فرهنگي ماندگار.

اگر نشر استان به کيفيت بازگردد - چه در محتوا و چه در قالب- اعتبار نيز بازخواهد گشت. اما اگر چرخه توليدآثار کم‌اثر و بي‌هويت ادامه يابد، نه‌تنها بازار توسعه نخواهد يافت، بلکه مخاطب نيز از کتاب فاصله بيشتري خواهد گرفت. آينده نشر، در گرو شجاعت بازنگري امروز ماست.

 

فعال فرهنگي