آبگيري آلماگل و آجيگل؛ دواي موقت يا نويدبخش احياي پايدار؟
یادداشت |
علي کيان
پس از دوراني تلخ از خشکسالي که حيات تالابهاي بينالمللي آلماگل و آجيگل در گنبدکاووس را به مرز نابودي کشاند، بارشهاي اخير و جاري شدن سيلاب در رودخانه اترک، جاني تازه به اين اکوسيستمهاي ارزشمند بخشيده است؛ رويدادي که گرچه نويدبخش است، اما ضرورت بازنگري در مديريت منابع آبي و آمادگي براي مواجهه با چالشهاي اقليمي را بيش از پيش نمايان ميسازد. دستان پرمهر طبيعت، پس از ماهها خشکسالي و نااميدي، بار ديگر بر پيکره تالابهاي بينالمللي آلماگل و آجيگل در شهرستان گنبدکاووس در استان گلستان نوازش کشيده است. بارشهاي سخاوتمندانه اخير در حوضه آبريز اترک، منجر به جاري شدن سيلابي پرتوان شد که حاصل آن، آبگيري چشمگير اين دو نگين آبي شمال کشور بود. اين اتفاق، پس از آن رخ داد که اين تالابها، از جمله گنجينههاي ثبت شده در کنوانسيون رامسر، در انتهاي سال گذشته به دليل عدم جاري شدن سيلاب و خشکساليهاي پياپي، به طور کامل خشک شده و در آستانه نابودي قرار گرفته بودند. احياي اين اکوسيستمهاي حياتي، که نقشي بيبديل در ميزباني از پرندگان مهاجر و حفظ تنوع زيستي شمال استان گلستان ايفا ميکنند، خبري مسرتبخش براي دوستداران محيط زيست و تلاشگران عرصه طبيعت است. تالابهاي آلاگل، آلماگل و آجيگل، تنها يک پهنه آبي نيستند، آنها از حساسترين و مهمترين زيستگاههاي آبي شمال ايران محسوب ميشوند که حيات هزاران گونه جانوري، به ويژه پرندگان مهاجر، به بقاي آنها گره خورده است. از اين رو، ورود سيلاب و جان گرفتن دوباره اين مجموعهها، رويدادي فراتر از يک خبر عادي زيستمحيطي است و نويدبخش بازگشت چرخه طبيعي به اين منطقه است. اما در پس اين تصوير دلگرمکننده، انبوهي از سوالات تحليلي و انتقادي نهفته است. چرخه خشک شدن کامل و سپس آبگيري ناگهاني تالابها، نشاندهنده شکنندگي شديد اين اکوسيستمها و اتکاي ناپايدار آنها به رويدادهاي اقليمي غيرقابل پيشبيني است. خشکساليهاي سالهاي اخير، زنگ خطري جدي بود که تا مرز بحران پيش رفت و اکنون، سيلابها راهحلي مقطعي و پرهزينه براي جبران آن ارائه ميدهند. اين نشان ميدهد که مديريت جامع و پايدار منابع آبي در حوضه اترک و ساير رودخانههاي منتهي به تالابها، همچنان با چالشهاي جدي روبروست. آيا صرف اتکا به بارشهاي فصلي و سيلابهاي گاه و بيگاه، راهبردي پايدار براي حفظ تالابهاي بينالمللي است؟ ضعف در اجراي طرحهاي آبخيزداري، عدم مديريت صحيح سدها و بندها، و همچنين برداشتهاي بيرويه از منابع آبي در بالادست، عواملي هستند که ميتوانند در طولانيمدت، احياي مقطعي فعلي را به ناپايداري و خشکساليهاي آينده دچار کنند. از سوي ديگر، تغييرات اقليمي و الگوهاي بارش نامنظم، ايجاب ميکند که نگاهي فراتر از راهکارهاي کوتاهمدت داشته باشيم. ضروري است مسئولان امر، با بهرهگيري از دانش روز و تجارب جهاني در زمينه مديريت تالابها، تدابير عملي و بلندمدتي را اتخاذ کنند. احداث سازههاي کنترلي آب، احياي پوشش گياهي موثر در مناطق اطراف تالاب، و تدوين برنامههاي جامع حفاظت از منابع آبي، تنها بخشي از اقدامات لازم براي تضمين بقاي اين اکوسيستمهاي ارزشمند است.
تالابهاي آلماگل و آجيگل، امانتي هستند که حفظ آنها نه تنها مسئوليت ما در قبال طبيعت، بلکه وظيفهاي است براي نسلهاي آينده که حق دارند از زيباييها و منافع زيستمحيطي اين گنجينهها بهرهمند شوند. آبگيري اخير، فرصتي است مغتنم تا با عزمي جديتر، گامي استوار در راه حفاظت پايدار از اين ميراث طبيعي برداريم.
فعال رسانهاي