ترامپ، پاکستان و آتشبس با ايران: آيا ديپلماسي وارد ميشود؟ علي کيان
سیاسی |
در اقدامي که ميتواند نقطه عطفي در تنشهاي اخير باشد، رئيس جمهور آمريکا از تمديد آتشبس با ايران تا زمان ارائه پيشنهاد از سوي تهران خبر داد. اين تصميم که ظاهراً تحت تأثير درخواست مقامات پاکستاني اتخاذ شده، ابهامات و پرسشهاي جدي را در خصوص اهداف پشت پرده اين اقدام و آينده روابط ايران و آمريکا مطرح کرده است. خبر تمديد آتشبس ميان ايالات متحده آمريکا و جمهوري اسلامي ايران، که در تاريخ دوم ارديبهشت 1405 منتشر شده، با توجه به وضعيت پرتنش روابط دو کشور در سالهاي اخير و همچنين فضاي داخلي آمريکا، اهميتي دوچندان يافته است. اعلام اين خبر توسط دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريکا، و ذکر نقش مقامات پاکستاني در اين ميان، لايههاي پيچيدهاي را به اين تحول سياسي-نظامي افزوده است. نقل قول مستقيم ترامپ از درخواست عاصم منير، وزير دفاع پاکستان، و شهباز شريف، نخستوزير اين کشور، براي به تعويق انداختن حمله به ايران، نکتهاي کليدي در اين خبر است. پاکستان به عنوان کشوري با روابط تاريخي و پيچيده با هر دو طرف، همواره پتانسيل ايفاي نقش ميانجي را داشته است. اما در اين مورد خاص، بايد پرسيد که انگيزههاي واقعي اسلامآباد چه بوده است؟
پاکستان همواره از تنشهاي فزاينده در منطقه ابراز نگراني کرده است. درگيري مستقيم ميان ايران و آمريکا ميتواند پيامدهاي امنيتي و اقتصادي فاجعهباري براي پاکستان به همراه داشته باشد، از جمله افزايش موج پناهجويان، اختلال در مسيرهاي تجاري و افزايش ناامني در مرزهاي مشترک. بنابراين، تلاش براي مهار تنشها ميتواند در راستاي حفظ منافع ملي پاکستان تلقي شود. با توجه به سرمايهگذاري عظيم چين در پروژه کريدور اقتصادي چين-پاکستان (CPEC) که بخشي از ابتکار کمربند-راه است، اسلامآباد از هرگونه بيثباتي که امنيت اين مسيرهاي حياتي را تهديد کند، اجتناب خواهد کرد. ممکن است پاکستان با ايفاي نقش ميانجي، به دنبال تقويت جايگاه منطقهاي خود و جلب اعتماد قدرتهاي جهاني باشد، بهويژه در شرايطي که روابط اين کشور با برخي همسايگانش با چالشهايي روبرو است. دونالد ترامپ، که سابقه خروج از توافق هستهاي و اعمال فشارهاي حداکثري بر ايران را دارد، اکنون از تمديد آتشبس سخن ميگويد. اين چرخش رويکرد، که با توصيف ايران به “بهشدت دچار شکاف و اختلاف” همراه شده، ميتواند تفاسير متعددي داشته باشد.
شايد دولت ترامپ پس از ارزيابي دقيق هزينههاي بالاي يک درگيري نظامي مستقيم با ايران، و با توجه به احتمال مقاومت سرسختانه ايران و پيامدهاي منطقهاي آن، تصميم به خريد زمان گرفته باشد. تمديد آتشبس ميتواند فرصتي براي ادامه مذاکرات ديپلماتيک (هرچند با فشارهاي حداکثري) و يا يافتن راهحلهاي ديگر باشد. با نزديک شدن به انتخابات، ترامپ ممکن است بخواهد تصويري از يک رهبر عملگرا و صلحطلب (البته از منظر خود) را به نمايش بگذارد، حتي اگر اين صلحطلبي با تهديد نظامي همراه باشد. اشاره به نقش پاکستان ميتواند اين پيام را منتقل کند که او براي حل بحرانها به دنبال راهحلهاي چندجانبه است. توصيف وضعيت داخلي ايران به عنوان “شکاف و اختلاف”، ميتواند نشاندهنده اين باشد که آمريکا اميدوار است با اين فشارها، شکافهاي داخلي را عميقتر کرده و زمينه را براي امتيازگيري بيشتر در مذاکرات فراهم کند. اين يک تاکتيک کلاسيک در مذاکرات سياسي است که با هدف تضعيف طرف مقابل به کار گرفته ميشود. مهمترين بخش اين خبر، تأکيد بر “ارائه پيشنهاد از سوي ايران” و “پايان يافتن مذاکرات” است. اين بدان معناست که آتشبس فعلي، شرطي و موقت است و فشارها به قوت خود باقي است. آيا ايران درخواستي براي لغو تحريمها، بازگشت به توافق هستهاي، يا پيشنهادي کاملاً جديد خواهد داشت؟ پاسخ به اين سوال، مسير آينده را تعيين خواهد کرد.
همانطور که ترامپ اشاره کرده، انسجام داخلي ايران در ارائه يک پيشنهاد واحد، عاملي حياتي است. هرگونه اختلاف نظر داخلي در ايران ميتواند بهانهاي براي طرف آمريکايي جهت تشديد فشارها يا حتي شکست مذاکرات باشد. واکنش قدرتهاي جهاني مانند چين و روسيه، و همچنين اتحاديه اروپا، به اين تحول چگونه خواهد بود؟ آيا آنها نيز در اين ميانجيگري نقشي ايفا خواهند کرد؟
در نهايت، تمديد آتشبس، اگرچه ميتواند نفس راحتي براي جلوگيري از يک رويارويي نظامي قريبالوقوع باشد، اما پايان تنشها نيست. اين اقدام، مرحله جديدي از بازي پيچيده ديپلماسي و فشار را آغاز کرده است که نيازمند هوشمندي، انسجام و تدبير از سوي جمهوري اسلامي ايران خواهد بود تا بتواند از اين فرصت (در صورت واقعي بودن) به بهترين شکل براي تأمين منافع ملي خود بهرهبرداري کند.
فعال رسانهاي