خاورميانه و اهميت امنيت انرژي در آسيا و جهان


یادداشت |

محمود رحيمي در سال‌هاي نه‌چندان دور، حتي کوچک‌ترين بحران در خاورميانه و غرب آسيا مي‌توانست اختلال‌هاي گسترده‌اي در امنيت انرژي جهان ايجاد کند. اما جنگ‌هاي اخير- از جمله درگيري‌اي که آمريکا و رژيم صهيونيستي عليه ايران ايجاد کردند- دامنه تنش را از شرق مديترانه تا خليج فارس کشانده است؛ در نتيجه، بحران‌هايي فراتر از الگوهاي تکراري گذشته شکل گرفته و پيامدهاي ماندگارتري بر جاي گذاشته است. اين بحران‌ها فقط به افزايش بهاي نفت و گاز محدود نمانده‌اند؛ بلکه به نظر مي‌رسد وارد مرحله‌اي شده‌ايم که از آن مي‌توان به عنوان «طوفان عظيم انرژي» ياد کرد. اين طوفان، ساختار چندلايه اقتصاد جهاني را در معرض آسيب جدي قرار داده است. شديدترين اثرات اين وضعيت بر بازارها و اقتصاد کشورهاي آسيايي نزديک به حوزه انرژي خليج فارس بوده است؛ از جمله قطر، عربستان، کويت و امارات. همچنين در جنوب شرق آسيا نيز کشورهايي مانند ژاپن و کره جنوبي تحت تأثير قرار گرفته‌اند. کشورهايي که عمده انرژي مورد نياز خود را از طريق بازارهاي حوزه خليج فارس و با عبور از مسيرهاي دريايي مانند تنگه هرمز تأمين مي‌کردند، اکنون با ريسک‌هاي بيشتري مواجه شده‌اند. نکته کليدي اين است که مصرف‌کنندگان نفت و گاز در جهان به خوبي مي‌دانند خاورميانه و آسياي جنوب‌غربي قلب تپنده انرژي در جهان است. بر اساس آمارها، در اين جنگ و پيامدهاي آن، نقش کشورهاي حوزه خليج فارس پررنگ‌تر نيز شده؛ به طوري که حدود يک‌سوم نفت جهان و بخش قابل‌توجهي از گاز طبيعي (LNG) از اين منطقه تأمين مي‌شود. امروز، دروازه‌هاي اصلي خروج نفت و گاز از مسيرهاي مهم دريايي شامل تنگه هرمز، درياي سرخ، کانال سوئز و تنگه باب‌المندب هستند. ايجاد هر نوع تنش -چه نظامي و چه غيرنظامي- مي‌تواند زنجيره حمل‌ونقل دريايي را مختل کرده و به دنبال آن شوک قيمتي در انرژي ايجاد کند؛ نتيجه اين روند نيز افزايش هزينه‌ها و در نهايت بالا رفتن نرخ تورم است. در همين جنگ اخير، با توجه به گستردگي مسيرهاي دريايي، آسيب‌پذيري اين جاده آبي بين‌المللي بيش از پيش نمايان شد. براي اولين بار پس از سال‌ها، حتي در درياي سرخ و شرق مديترانه نيز شاهد تضعيف امنيت مسيرهاي امن بوديم. اين ناامني در محاسبات بازار انرژي جهان بي‌سابقه بود؛ هرچند در گذشته نيز ناامني رخ داده بود، اما نه در اين گستردگي و با اين ميزان زيان‌هاي مالي و حتي انساني. در جريان اين وضعيت، شاهد موارد زير بوديم: *افزايش شديد قيمت نفت و گاز در کوتاه‌ترين زمان ممکن *نوسان‌هاي بسيار بزرگ در قراردادهاي آتي نفت، گاز و مشتقات آن *رشد فزاينده هزينه‌هاي بيمه براي ناوگان حمل‌ونقل دريايي که مستقيماً به افزايش هزينه تمام‌شده نفت منجر مي‌شود *تغيير مسير شرکت‌هاي حمل‌ونقل دريايي *افزايش فراوان هزينه حمل‌ونقل براي کشتي‌هاي حامل انرژي هجوم تجاوزکارانه ارتش آمريکا و رژيم اسرائيل بيشترين آسيب را به کشورهايي وارد کرد که وابستگي جدي به امنيت انرژي حوزه خليج فارس داشتند. حتي چين -که بزرگ‌ترين واردکننده نفت از کشورهاي اين حوزه است و بخش مهمي از انرژي خود را از همين منطقه تأمين مي‌کند- با اختلال در تردد کشتي‌ها، ناگزير هزينه‌هاي هنگفتي متحمل شد. در نهايت، جهان بايد منتظر پيامدهاي ناخوشايند اين جنگ باشد؛ پيامدهايي که مي‌تواند سال‌ها اقتصاد خرد و کلان کشورها را تحت تأثير قرار دهد. فعال رسانه