خشکي مراوه‌تپه تا رطوبت گاليکش


تیتر اول |

محمد اسماعيل اسدي- نقشه بارش گلستان و ضرورت يک انقلاب در مديريت آب استان گلستان، سرزميني کم‌نظير با تنوع اقليمي گسترده، امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند بازنگري جدي در شيوه مديريت منابع آب است. نقشه پهنه‌بندي بارش استان تا 19 ارديبهشت 1405 که توسط اداره‌کل هواشناسي گلستان منتشر شده، تصويري روشن از نابرابري شديد توزيع بارش در استان ارائه مي‌دهد؛ تصويري که هم هشدار است و هم فرصت. بر اساس اين نقشه، مناطق شرقي و شمال‌شرقي استان به‌ويژه مراوه‌تپه، بخش‌هايي از گنبدکاووس و نواحي مرزي، کمترين ميزان بارش را با حدود 130 تا 250 ميلي‌متر دريافت کرده‌اند؛ در حالي که نواحي جنوبي و جنوب‌شرقي نظير گاليکش، مينودشت و ارتفاعات جنگلي، بارش‌هايي بيش از 750 ميلي‌متر را تجربه کرده‌اند. اين اختلاف چشمگير نشان مي‌دهد که گلستان عملاً چند اقليم متفاوت را در دل خود جاي داده است. اما پرسش اساسي اينجاست: آيا مديريت آب در گلستان متناسب با اين واقعيت اقليمي پيش مي‌رود؟ واقعيت آن است که در بسياري از مناطق کم‌بارش استان، همچنان الگوهاي پرمصرف و ناپايدار ادامه دارد. گسترش کشت‌هايي نظير شالي و چغندرقند در برخي مناطق کم‌آب، فشار سنگيني بر منابع آب زيرزميني وارد کرده است. اين در حالي است که افت سطح آبخوان‌ها، شور شدن خاک، کاهش دبي چاه‌ها و خشک‌تر شدن اراضي، زنگ خطر جدي براي آينده کشاورزي استان محسوب مي‌شود. کشت شالي، هرچند بخشي از فرهنگ کشاورزي شمال کشور است، اما توسعه بي‌رويه آن در مناطق داراي تنش آبي، با واقعيت‌هاي اقليمي امروز سازگار نيست. چغندرقند نيز از جمله محصولات پرمصرفي است که بدون مديريت دقيق منابع آب، مي‌تواند پايداري اکولوژيک منطقه را تهديد کند. امروز بيش از هر زمان ديگري بايد الگوي کشت استان بر پايه ظرفيت واقعي آب قابل دسترس تنظيم شود، نه صرفاً بر اساس سود کوتاه‌مدت اقتصادي. از سوي ديگر، يکي از قربانيان خاموش بحران آب، تالاب‌هاي ارزشمند گلستان هستند؛ زيست‌بوم‌هايي که نقش حياتي در تنظيم اقليم محلي، تغذيه سفره‌هاي آب زيرزميني، کنترل گردوغبار و حفظ تنوع زيستي دارند. تالاب‌هايي مانند آلماگل، آجي‌گل و آلاگل، سال‌هاست با کاهش حقابه طبيعي مواجه‌اند. ندادن حقابه محيط‌زيستي به تالاب‌ها، تنها خشک شدن يک پهنه آبي نيست؛ بلکه آغاز زنجيره‌اي از بحران‌هاي زيست‌محيطي، مهاجرت پرندگان، افزايش ريزگردها و تخريب اکوسيستم منطقه است. مديريت پايدار آب يعني پيش از هر چيز، طبيعت نيز سهم خود را از آب دريافت کند. در کنار بخش کشاورزي، مصرف آب شرب در شهرها نيز نيازمند اصلاح جدي الگوي مصرف است. افزايش جمعيت شهري، توسعه ساخت‌وساز و تغيير سبک زندگي، مصرف آب خانگي را به‌شدت افزايش داده است. متأسفانه هنوز در بسياري از خانه‌ها، مصرف بي‌رويه آب در شست‌وشو، آبياري فضاي سبز و مصارف روزمره ديده مي‌شود؛ در حالي که هر قطره آب در اقليم خشک و نيمه‌خشک ايران ارزشي راهبردي دارد. فرهنگ‌سازي عمومي براي صرفه‌جويي، استفاده از تجهيزات کاهنده مصرف، بازچرخاني آب خاکستري و آموزش از مدارس تا رسانه‌ها، بايد به بخشي از سياست‌هاي دائمي مديريت آب تبديل شود. با توجه به مسائل فوق در حال حاضر تنها راه نجات گلستان، حرکت به سوي «مديريت جامع و هوشمند آب» است؛ رويکردي که در آن: الگوي کشت بر اساس اقليم هر منطقه اصلاح شود؛ از توسعه کشت‌هاي پرمصرف در مناطق کم‌آب جلوگيري گردد؛ حقابه تالاب‌ها و رودخانه‌ها به رسميت شناخته شود؛ سامانه‌هاي نوين آبياري توسعه يابد؛ کشاورزي حفاظتي و افزايش ماده آلي خاک براي حفظ رطوبت تقويت شود؛ و شهروندان نيز در مصرف آب شرب مسئولانه‌تر رفتار کنند. گلستان هنوز فرصت دارد تا به الگويي ملي در مديريت پايدار آب تبديل شود؛ اما اين فرصت هميشگي نيست. نقشه بارش امسال فقط يک گزارش هواشناسي نيست؛ اين نقشه، آينه آينده استان است. آينده‌اي که اگر امروز براي آن تصميم‌هاي علمي، شجاعانه و مسئولانه گرفته نشود، فردا هزينه‌هاي سنگين‌تري بر طبيعت، کشاورزي و زندگي مردم تحميل خواهد کرد. پژوهشگر ارشد آب و خاک و کشاورزي حفاظتي، گرگان