عيد قربان: ضيافت رهايي «من» از من است
یادداشت |
محمود رحيمي
عيد قربان تنها عيد ذبح قرباني نيست؛ عيد قرباني کردن نفس و سر بريدن پليديهاي درون است.
در تاريخ اديان ميخوانيم که حضرت ابراهيم (ع) مأمور شد تا عزيزترين دلبستگي خود، يعني فرزندش اسماعيل را به مسلخ عشق ببرد. اين روايت، آينهاي در برابر تمامي انسانهاست؛ چرا که هر کدام از ما در زندگي، «اسماعيلهايي» داريم.
اسماعيل ما، گاه همان نفس سرکش و آرمانهاي پوشالي است؛ گاه جاهطلبيهاي بيپايان، ترسهاي بازدارنده، دلبستگيهاي حقير و خشمهاي خفتهاي است که روحمان را در قفس تنگ «مَنيت» زنداني کرده است. قرباني کردن اين نفس، نه يک عمل فيزيکي، که يک پيکار بزرگ دروني است. «نفس اماره»، همان حيواني است که در کالبد ما ميخرامد و ما را به بردگي خواستههاي آني و گذرا ميکشاند. ذبح اين نفس، به معناي گسستن بندهاي وابستگيهاي دروغين است. همانگونه که ابراهيم با کارد تسليم به مسلخ عشق رفت، ما نيز براي رسيدن به آزادي حقيقي، بايد با سلاح آگاهي و اراده، رگ خودخواهيهاي خويش را بزنيم. عيد قربان فرصتي است تا با خود خلوت کنيم و بپرسيم: «آنچه مرا از حقيقت درونم بازداشته و ميان من و کمال فاصله انداخته، چيست؟
اگر هدف از قرباني، تقرب به پروردگار است، چگونه ميتوان با بار سنگين غرور، حسد، کبر، طمع و کينهتوزي به او نزديک شد؟ ذبح واقعي، آن است که وقتي از مسلخ نفس باز ميگرديم، قلبي آرامتر، نگاهي لطيفتر، چشمي بيناتر و دستي گشادهتر براي ياري به خلق داشته باشيم. در اين عيد، بياييد به جاي تماشاي ذبح گوسفندان، به تماشاي قرباني عادتهاي ناپسند و زشت خود بنشينيم. بياييد ترس از قضاوتها، بندهاي نامرئي حسادت و زندان کينه را به مسلخ ببريم. قرباني حقيقي، مرگ «مَنيت» و ولادت «انسانيت» است. عيد قربان؛ عيد آزادي از بند خويشتن خويش، مبارک باد.
فعال رسانه