راديکاليسم و نقش آن در ايجاد زيان هاي جبران ناپذير امروز


یادداشت |

 

 حسن رضائي

 

 

 

در ماه هاي پاياني دولت يازدهم که همزمان با دولت جو بايدن در آمريکا بود، دکتر روحاني در جلسه هيات دولت در مقابل دوربين تلويزيون خطاب به ملت ايران اعلام داشت؛ متن توافق هسته اي جديد آماده شده است و تنها امضاي آن باقي مانده است.   همزمان با آن در مجلس که اکثريت آن در اختيار اصولگرايان بود با محوريت جبهه پايداري براي خنثي سازي تلاش هاي دولت به دنبال تصويب طرحي داراي فوريت بود که بعدها قانون راهبردي مجلس نام گرفت که طي آن دولت مي بايست قبل از هر توافقي در حوزه سياست خارجي از جمله توافق هسته اي، آن را به تصويب مجلس مي رساند. در اين راستا تمام تلاش هاي روحاني و ظريف جهت جلوگيري از تصويب اين طرح به نتيجه نرسيد و بدينوسيله جلوي امضاي توافق هسته اي جديد که در واقع تضميني براي برسميت شناختن حقوق ملت ايران بود توسط جريان راديکال حاکم بر ساختار سياسي ايران گرفته شد. طي اين توافق قرار بود؛ 1.مجددا حقوق هسته اي ملت ايران به عنوان عضوي از باشگاه هسته اي با پذيرش غني سازي در خاک ايران به ميزان حدود سه ونيم درصد تضمين شود.2.بخش زيادي از تحريم ها برداشته مي شد که طي آن علاوه بر آزادسازي مقدار زيادي از دارايي هاي بلوکه شده ايران در خارج از کشور، مي توانستيم روزانه بيش از دو ميليون بشکه نفت را بدون نياز به دور زدن تحريم ها بطور آزادانه و قانوني و به قيمت روز بفروش برسانيم 3.وجوه حاصل از فروش نفت و صادرات غيرنفتي از مبادي رسمي مانند سوئيفت به خزانه بانک مرکزي بازگردانده مي شد و ديگر نيازي به اعمال سياست دور زدن تحريم ها و در نتيجه هزينه هاي هنگفت اين سياست شکست خورده نبوديم.  يکي از اثرات مهم اين توافق اين بود که در صورت روي کار آمدن مجدد ترامپ، خروج مجدد وي از برجام هم هزينه هاي بالايي براي آمريکا داشت، هم نياز به زمان زيادي بود و طي اين مدت اقتصاد کشور از درآمدهاي حاصله به شدت تقويت مي شد و حساب ذخيره ارزي فربه مي گشت و در صورت اعمال دوباره سياست هاي تحريمي توسط وي ، اثرات آن بر اقتصاد ايران به مراتب کمتر از اثرات کنوني آن بود.  به باور کارشناسان اين توافق موجب جلوگيري از بسياري از تورم ها در اقتصاد ايران از جمله افزايش قيمت دلار که در آن زمان حدود 20 هزار تومان بود، مي شد که مانع کوچکتر شدن سفره مردم و کاهش فشار بر اقشار پايين جامعه و نهايتا قدرتمند شدن جامعه مي شد.  جريان تندروي مخالف دولت روحاني که بدنبال به شکست کشاندن دولت بود و صرفا منافع جناحي و شخصي و نه منافع ملي برايش مهم بود هم اکنون نيز در هسته اصلي تصميم گيري و تصميم سازي کشور از جمله در مجلس در حال نقش آفريني است. آنها تمام تلاش خود را جهت به نتيجه نرسيدن مذاکرات فعلي مابين ايران و آمريکا به کار گرفته اند؛ حضور محمود نبويان به عنوان يکي از چهره هاي اصلي اين جريان در مذاکرات اسلام آباد و همچنين مواضع ساير اعضاي اين جريان طي روز اخير مؤيد اين مدعاست.  به باور برخي صاحب‌نظران سياسي اگر کارشکني اين جريان مانع تحقق توافق هسته اي در پايان دولت روحاني نمي شد وضعيت اقتصادي حاصله باعث کاهش تورم و افزايش ارزش پول ملي، بهبود معيشت جامعه و در نتيجه افزايش رضايت مندي مردم مي شد که در نهايت مانع از بوجود آمدن بسياري از اتفاقات ناگوار پس از آن نبوديم؛ از جمله اعتراضات سال 1401، دي ماه 1404. و حتي جنگ تحميلي 12 و 40 روزه به ميهن و تخريب زيرساخت ها و ترور عالي ترين مقام کشور و جمعي از فرماندهان عالي رتبه نظامي و علمي و بسياري از شهروندان.

 

فعال سياسي اجتماعي