رشد يا رکود کشاورزي


تیتر اول |

مهران قجري- هر زمان سخن از کشاورزي کشور به ميان مي‌آيد، نام گلستان نيز در فهرست استان‌هاي پيشتاز ديده مي‌شود. از گندم گرفته تا مرغ و دانه‌هاي روغني، اين استان سهم قابل توجهي در تأمين امنيت غذايي کشور دارد. اما پشت اين جايگاه مهم، واقعيتي وجود دارد که کمتر در آمارهاي رسمي ديده مي‌شود؛ واقعيتي که اين روزها در بسياري از نقاط استان قابل لمس است.

کشاورزي گلستان سال‌هاست با مشکلاتي روبه‌روست که ديگر نمي‌توان آن‌ها را مقطعي يا ناشي از شرايط خاص دانست. مسئله آب، هزينه‌هاي توليد، بازار فروش و نبود صنايع فرآوري کافي، به چالش‌هاي مزمن اين بخش تبديل شده‌اند. در چنين شرايطي طبيعي است که کشاورزان از شنيدن آمارهاي کلي درباره رشد توليد يا افزايش سطح زيرکشت، چندان احساس رضايت نکنند.

چندي پيش در گفت‌وگويي با يکي از کشاورزان منطقه گنبدکاووس، جمله‌اي شنيدم که شايد بهتر از هر گزارش رسمي وضعيت موجود را توصيف کند. او گفت: محصول را ما توليد مي‌کنيم، اما سودش را ديگران مي‌برند. اين جمله شايد ساده به نظر برسد، اما در دل خود بخشي از واقعيت اقتصاد کشاورزي استان را پنهان کرده است. توليدکننده با افزايش قيمت بذر، کود، سم، سوخت و ماشين‌آلات مواجه است، اما هنگام فروش محصول، قدرت چنداني براي تعيين قيمت ندارد. در کنار مشکلات اقتصادي، مسئله منابع آب نيز به نقطه حساسي رسيده است. کاهش بارندگي در سال‌هاي اخير و افت سطح آب‌هاي زيرزميني، زنگ خطر را براي بخش کشاورزي گلستان به صدا درآورده است. کارشناسان سال‌هاست بر ضرورت اصلاح الگوي کشت تأکيد مي‌کنند، اما هنوز اين پرسش مطرح است که چه ميزان از اين سياست‌ها به مرحله اجرا رسيده و چه نتايج قابل اندازه‌گيري به همراه داشته است؟

از سوي ديگر، گلستان با وجود ظرفيت بالاي توليد، همچنان از کمبود صنايع تبديلي و تکميلي رنج مي‌برد. بسياري از محصولات استان، و در صدر آن‌ها سيب‌زميني، به‌صورت خام از استان خارج مي‌شوند و ارزش افزوده اصلي در نقاط ديگر ايجاد مي‌شود. اين در حالي است که توسعه واحدهاي فرآوري، بسته‌بندي و صادرات مي‌تواند هم اشتغال ايجاد کند و هم سهم بيشتري از سود را به توليدکنندگان بازگرداند. تا زماني که خام‌فروشي ادامه داشته باشد، کشاورز همچنان در پايين‌ترين حلقه زنجيره ارزش باقي خواهد ماند. رئيس سازمان جهاد کشاورزي گلستان از افتتاح 70 پروژه بخش کشاورزي همزمان با هفته جهاد کشاورزي امسال خبر داده است؛ خبري که در ظاهر مي‌تواند نشانه تحرک و فعاليت در اين بخش باشد. اما مسئله اصلي اين نيست که چند پروژه افتتاح مي‌شود؛ مسئله اين است که اين پروژه‌ها چه مشکلي را از دوش کشاورزان برمي‌دارند و چه تغييري در وضعيت توليد ايجاد خواهند کرد. واقعيت اين است که بخش کشاورزي گلستان سال‌هاست از بيماري مزمني به نام آمارگرايي رنج مي‌برد؛ جايي که گاهي تعداد پروژه‌ها، ميزان اعتبارات و حجم برنامه‌هاي اعلام‌شده بيشتر از نتايج ملموس آن‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد. کشاورز اما با آمار زندگي نمي‌کند. او با هزينه توليد، قيمت فروش، دسترسي به آب، بازار مطمئن و درآمد واقعي زندگي مي‌کند.

بنابراين حق دارد بپرسد از اين 70 پروژه چه تعداد در حوزه مديريت منابع آب اجرا شده است؟ چه تعداد به توسعه صنايع تبديلي و جلوگيري از خام‌فروشي کمک مي‌کند؟ چند پروژه مستقيماً درآمد کشاورزان را افزايش خواهد داد و چند طرح مي‌تواند بخشي از مشکل اشتغال و مهاجرت از روستاها را کاهش دهد؟

اگر اين پروژه‌ها بتوانند مصرف آب را کاهش دهند، بهره‌وري را افزايش دهند، صنايع فرآوري را توسعه دهند و زنجيره ارزش محصولات کشاورزي را تکميل کنند، بدون ترديد بايد از آن‌ها استقبال کرد. اما اگر صرفا به فهرست افتتاح‌ها اضافه شوند و تأثير محسوسي بر زندگي توليدکنندگان نداشته باشند، نمي‌توان آن‌ها را نشانه موفقيت واقعي دانست. آنچه امروز بيش از هر چيز اهميت دارد، شفافيت در ارائه عملکردهاست. کشاورزان حق دارند بدانند چه ميزان سرمايه‌گذاري در بخش کشاورزي جذب شده، چند پروژه زيرساختي به بهره‌برداري رسيده، چه اقداماتي براي افزايش بهره‌وري آب انجام شده و اين اقدامات چه نتايج ملموسي داشته‌اند. پاسخ به اين پرسش‌ها نبايد در قالب کليات و شعارها ارائه شود؛ بلکه بايد با شاخص‌هاي دقيق، آمار قابل راستي‌آزمايي و گزارش‌هاي شفاف همراه باشد. واقعيت اين است که کشاورزي گلستان در يک پيچ تاريخي قرار گرفته است. ادامه روندهاي گذشته نمي‌تواند پاسخگوي چالش‌هاي امروز باشد. اگر قرار است اين استان همچنان يکي از قطب‌هاي کشاورزي کشور باقي بماند، بايد فاصله ميان گزارش‌هاي اداري و واقعيت‌هاي مزرعه کاهش يابد. کشاورزان بيش از هر زمان ديگري به برنامه‌هاي عملياتي، تصميم‌هاي مؤثر و نتايج ملموس نياز دارند؛ زيرا آينده توليد در گلستان نه در سالن‌هاي جلسات و پشت تريبون‌هاي رسمي، بلکه در زمين‌هايي رقم مي‌خورد که صاحبانشان هر روز با هزينه بيشتر، نگراني بيشتر و اميد کمتر به کار ادامه مي‌دهند.

شايد امروز مهم‌ترين مطالبه جامعه کشاورزي گلستان از مديران اين باشد که به جاي شمارش پروژه‌ها، اثرات آن‌ها را گزارش کنند؛ زيرا آنچه امنيت غذايي آينده را تضمين مي‌کند، تعداد روبان‌هاي بريده‌شده نيست، بلکه پايداري توليد، رضايت توليدکننده و ماندگاري کشاورز بر سر زمين خود است.