بيابان زدايي


یادداشت |

صفرقلي خواجه

 

روز جهاني مقابله با بيابان‌زايي و خشکسالي (World Day to Combat Desertification and Drought)  هر سال در 17 ژوئن برگزار مي‌شود. اين روز توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1994 و هم‌زمان با تصويب کنوانسيون مقابله با بيابان‌زايي (UNCCD) نام‌گذاري شد تا توجه جهاني را به پيامدهاي تخريب سرزمين، بيابان‌زايي و خشکسالي جلب کند. بهمين مناسبت هرسال  27 خرداد ماه بعنوان روز بيابان زدائي ومقابله با بيابان  وخشکسالي در ايران  مراسمي سمبليک از طرف  سازمان منابع طبيعي وآبخيزداري برگزار مي شود. از آنجائيکه بيابان زائي يک موضوع چند بعدي است  مقابله با آن نيازمند يک سياستگذاري قوي از طرف نظام و اجراي هماهنگ همه دستگاه‌هاي اجرائي و مردم است تا از خسارت هاي  پيش رو پيشگيري بعمل آيد. تعريف بيابان زدائي بر اساس تصويب کنوانسيون مقابله بابيابان زائي (UNCCD)  عبارت است از "تخريب سرزمين در اقاليم خشک، نيمه خشک وخشک نيمه مرطوب بر اثر عوامل طبيعي ويا عوامل انساني"

براساس اين تعريف متاسفانه  بخش وسيعي از کشور  و استان مشمول اين تعريف است.

عوامل انساني  زيادي در تخريب مديريت سرزميني استان نقش دارد  که قابل توجه دست اندرکاران و برنامه ريزان استان است که در فرصت مناسب در آينده  بدان  پرداخته  خواهد شد. با توجه به شرايط جغرافيايي و مديريتي ايران، مي‌توان دلايل اصلي اين پديده را در دسته‌هاي زير تحليل کرد:

 

1. مديريت ناپايدار منابع آب (عامل کليدي)

ايران در کمربند خشک و نيمه‌خشک جهان قرار دارد و کمبود آب، محدوديت اصلي است. با اين حال:

برداشت بي‌رويه از سفره‌هاي آب زيرزميني:

حفر چاه‌هاي مجاز و غيرمجاز بي‌شمار، باعث افت شديد سطح آب‌هاي زيرزميني، نشست زمين (فروچاله) و شور شدن خاک‌ها شده است.

سدسازي‌هاي بي‌رويه و تغيير مسير رودخانه‌ها (انتقال آب بين حوضه اي):

اين اقدام باعث خشک شدن تالاب‌ها (مانند اروميه، گاوخوني و جازموريان) شده که خود به کانون‌هاي داخلي گرد و غبار تبديل شده‌اند.

 

2. تغيير کاربري اراضي و فشار بر خاک

توسعه بيرويه کشاورزي:

 تبديل مراتع و جنگل‌ها به زمين‌هاي کشاورزي (آن هم در مناطق خشک) باعث از بين رفتن پوشش گياهي تثبيت‌کننده خاک شده است.

 چراي مفرط دام:

تعداد دام‌ها در مراتع ايران بسيار فراتر از ظرفيت زيستي آن‌هاست. دام‌ها نه تنها پوشش گياهي را از بين مي‌برند، بلکه با کوبيدن خاک، نفوذپذيري آن را کاهش داده و فرسايش بادي و آبي را تسهيل مي‌کنند.

 

3. تغييرات اقليمي

اگرچه اين يک عامل جهاني است، اما ايران را به شدت تحت تأثير قرار داده است:

افزايش دما و کاهش بارندگي:

تغيير الگوي بارش (تبديل برف به باران و سيلابي شدن بارش‌ها) باعث شده آب به جاي نفوذ در زمين، جاري شود و خاک حاصلخيز را با خود بشويد ( فرسايش خاکي).

خشکسالي‌هاي پي‌درپي:

 کاهش رطوبت خاک، گياهان بومي را از بين برده و زمين را مستعد تبديل شدن به بيابان (فرايند بيابان‌زايي) کرده است.

 

4. عوامل انساني و صنعتي

تخريب پوشش جنگلي:

 قطع درختان براي سوخت و احياء زمين کشاورزي، توسعه شهرک‌سازي و پروژه‌هاي عمراني بدون ارزيابي زيست‌محيطي، لايه محافظ خاک را از بين مي‌برد.

آلودگي‌هاي صنعتي و معدني:

فعاليت‌هاي معدني گسترده بدون بازسازي و ورود پساب‌هاي صنعتي  به زمين‌هاي کشاورزي، کيفيت خاک را براي هميشه تخريب مي‌کند.

 

5. ضعف در مديريت و سياستگذاري *فقدان آمايش سرزمين:

 اجراي پروژه‌هاي صنعتي و کشاورزي در مکان‌هايي که توان اکولوژيک ندارند.

  فقر جوامع محلي:

 در بسياري از مناطق، وابستگي شديد معيشتي مردم به بهره‌برداري مستقيم از زمين (به دليل نبود شغل جايگزين)، آن‌ها را ناچار به تخريب منابع طبيعي مي‌کند.

 

جمعبندي:

چرخه معيوب

در ايران، اين عوامل به صورت يک چرخه معيوب عمل مي‌کنند:

1- کاهش پوشش گياهي و مديريت بد آب

2- خشک شدن خاک و کاهش حاصلخيزي

3- بيابان‌زايي و گرد و غبار

4- کاهش توليدات کشاورزي و مهاجرت روستاييان

5- فشار بيشتر بر مناطق باقي‌مانده

براي مقابله با اين روند، ايران نيازمند گذار از رويکرد «سازه-محور» (مانند سدسازي) به «مديريت اکوسيستم-محور» (مانند آبخيزداري، احياي تالاب‌ها و اصلاح الگوي کشت) است.

 

مدير کل اسبق منابع طبيعي گلستان