گلستان و روياي توسعه
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
هرگاه صحبت از ظرفيتهاي اقتصادي استان گلستان به ميان ميآيد، فهرستي بلند از مزيتها پيش روي ما قرار ميگيرد؛ از زمينهاي حاصلخيز کشاورزي و جنگلهاي هيرکاني گرفته تا سواحل خزر، مرزهاي تجاري و تنوع قومي و فرهنگي. با اين حال، واقعيتي که مردم استان هر روز با آن زندگي ميکنند، فاصله قابل توجهي با اين تصوير اميدوارکننده دارد. گلستان با وجود برخورداري از منابع فراوان، هنوز نتوانسته جايگاه شايسته خود را در اقتصاد ملي پيدا کند و اين پرسش همچنان پابرجاست که چرا ثروتهاي طبيعي استان به رفاه پايدار براي شهروندان تبديل نشدهاند. اقتصاد گلستان سالهاست بر دوش کشاورزي حرکت ميکند. گندم، برنج، کلزا، پنبه و محصولات باغي بخش مهمي از معيشت مردم را تأمين ميکنند، اما کشاورزي استان با مشکلاتي روبهرو است که ديگر نميتوان از کنار آنها به سادگي گذشت. کاهش منابع آبي، تغييرات اقليمي، افزايش هزينه نهادهها و کوچک شدن سود کشاورزان، بسياري از توليدکنندگان را در شرايط دشواري قرار داده است. هنوز بخش زيادي از محصولات کشاورزي بدون فرآوري و ايجاد ارزش افزوده از استان خارج ميشود؛ موضوعي که باعث شده سود اصلي نصيب واسطهها و بازارهاي خارج از استان شود، نه توليدکنندگاني که ماهها براي برداشت محصول زحمت کشيدهاند. در کنار کشاورزي، گلستان ظرفيت کمنظيري در حوزه گردشگري دارد. کمتر استاني را ميتوان يافت که هم جنگل، هم دريا، هم دشت و هم آثار تاريخي را در کنار هم داشته باشد. با اين وجود، بسياري از جاذبههاي گردشگري استان همچنان با کمبود زيرساخت، ضعف تبليغات و نبود سرمايهگذاري مناسب مواجه هستند.
کافي است نگاهي به وضعيت برخي مناطق گردشگرپذير يا پروژههاي نيمهتمام بيندازيم تا مشخص شود که ميان ظرفيتهاي موجود و برنامهريزيهاي اجرايي فاصلهاي جدي وجود دارد. از سوي ديگر، بحران خليج گرگان و پسروي آب درياي خزر تنها يک مسئله زيستمحيطي نيست؛ اين موضوع مستقيماً بر اقتصاد منطقه نيز تأثير ميگذارد.
کاهش فعاليتهاي مرتبط با گردشگري و صيادي، معيشت بخشي از ساکنان مناطق ساحلي را تحت تأثير قرار داده است. بيتوجهي به اين روند ميتواند در سالهاي آينده هزينههاي سنگينتري را به استان تحميل کند. يکي از نگرانيهاي جدي گلستان، مهاجرت نيروهاي جوان و تحصيلکرده است. بسياري از فارغالتحصيلان دانشگاهي به دليل کمبود فرصتهاي شغلي مناسب، آينده خود را در شهرها و استانهاي ديگر جستوجو ميکنند. اين روند در حالي ادامه دارد که استان براي توسعه بيش از هر چيز به نيروي انساني متخصص و خلاق نيازمند است. خروج سرمايه انساني، زخمي خاموش بر پيکر اقتصاد گلستان است که آثار آن به مرور زمان آشکارتر ميشود. با اين همه، هنوز فرصتهاي فراواني پيش روي استان قرار دارد. توسعه صنايع تبديلي کشاورزي، احياي ظرفيتهاي بندر ترکمن و اينچهبرون، گسترش تجارت مرزي، حمايت از کسبوکارهاي نوآور و سرمايهگذاري در گردشگري پايدار ميتواند مسير تازهاي براي اقتصاد گلستان ترسيم کند. اما تحقق اين اهداف مستلزم آن است که نگاههاي کوتاهمدت جاي خود را به برنامهريزيهاي پايدار و مبتني بر واقعيتهاي استان بدهند. گلستان بيش از آنکه با کمبود منابع مواجه باشد، با کمبود بهرهبرداري صحيح از ظرفيتهاي موجود روبهرو است. مردم اين استان سالهاست وعده توسعه را ميشنوند، اما توسعه زماني معنا پيدا ميکند که آثار آن در اشتغال جوانان، رونق توليد، افزايش درآمد خانوارها و بهبود کيفيت زندگي مردم استان ديده شود. آينده اقتصادي گلستان نه در شعارها، بلکه در تصميمهايي رقم خواهد خورد که امروز براي استفاده درست از اين فرصتها گرفته ميشود.