فرش قرمز سرمايه‌گذاري


تیتر اول |

فاطمه سراواني- گلستان از جمله استان‌هايي است که در حوزه‌هايي مانند کشاورزي، گردشگري، تجارت و دسترسي به بازارهاي منطقه‌اي ظرفيت‌هاي قابل توجهي دارد. موقعيت جغرافيايي استان و نزديکي به مرزهاي شمالي کشور نيز مي‌تواند يک مزيت راهبردي براي تبديل آن به دروازه تجارت با کشورهاي همسايه باشد؛ مزيتي که در بسياري از استان‌ها وجود ندارد. با اين حال، سهم گلستان از جذب سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ تجاري همچنان کمتر از انتظار است. کافي است به حضور محدود برندهاي ملي، فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي و مراکز خريد مدرن نگاه کنيم تا مشخص شود اين استان هنوز در رقابت جذب سرمايه عقب‌تر از جايگاه بالقوه خود قرار دارد. در سال‌هاي اخير، بارها از حمايت از سرمايه‌گذاران و ايجاد فضاي امن براي فعاليت اقتصادي سخن گفته شده و حتي عبارت فرش قرمز براي سرمايه‌گذاران، به يک شعار پرتکرار تبديل شده است. اما مسئله اصلي اينجاست که سرمايه‌گذار با شعار تصميم نمي‌گيرد؛ او به هزينه فرصت، نگاه مي‌کند. يعني مقايسه مي‌کند که در کدام استان، زمان کمتر تلف مي‌شود، ريسک پايين‌تر است و بازگشت سرمايه قابل پيش‌بيني‌تر خواهد بود. در واقع، يکي از ضعف‌هاي جدي در مسير توسعه سرمايه‌گذاري در بسياري از استان‌ها از جمله گلستان، نبود يک اکوسيستم اقتصادي منسجم است؛ اکوسيستمي که در آن بخش خصوصي، نهادهاي حاکميتي، بانک‌ها و زيرساخت‌هاي حمل‌ونقل و لجستيک در يک هماهنگي واقعي عمل کنند، نه به ‌صورت جزيره‌اي و منفک از هم. سرمايه‌گذار پيش از ورود، به شاخص‌هايي مانند ثبات تصميم‌گيري، شفافيت مقررات، سرعت صدور مجوزها و حتي کيفيت تعاملات اداري توجه مي‌کند. در بسياري از موارد، تغييرات ناگهاني در دستورالعمل‌ها يا تفسيرهاي سليقه‌اي از قوانين، بيش از کمبود منابع مالي مانع سرمايه‌گذاري مي‌شود. گلستان از نظر ظرفيت، کمبود جدي ندارد؛ مسئله اصلي، تبديل ظرفيت به پروژه قابل اجراست. براي مثال، بخش قابل توجهي از تقاضاي مصرفي استان در حوزه برندها و خدمات مدرن، به استان‌هاي ديگر منتقل مي‌شود. اين خروج سرمايه خرد اما مستمر، در بلندمدت به تضعيف چرخه اشتغال و کاهش انگيزه سرمايه‌گذار جديد منجر مي‌شود. از سوي ديگر، نبود زنجيره‌هاي ارزش کامل در بخش‌هايي مثل کشاورزي باعث شده محصولات خام از استان خارج شوند، در حالي که ارزش افزوده اصلي در استان‌هاي ديگر ايجاد مي‌شود. اين يعني گلستان نه‌تنها سرمايه‌گذار بيروني را کمتر جذب مي‌کند، بلکه در بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي داخلي خود نيز با ضعف ساختاري مواجه است. اکنون زمان آن رسيده که نگاه به توسعه از سطح شعار به سطح مديريت اجرايي قابل سنجش ارتقا پيدا کند. اگر هدف، تبديل گلستان به مقصد سرمايه‌گذاري است، بايد اين موضوع در شاخص‌هاي واقعي ديده شود؛ از کاهش بروکراسي گرفته تا ايجاد پنجره واحد سرمايه‌گذاري، از تقويت زيرساخت‌هاي لجستيکي تا ايجاد مشوق‌هاي هدفمند و پايدار. تجربه کشورهاي موفق در جذب سرمايه نشان مي‌دهد که اعتماد سرمايه‌گذار با تبليغ ساخته نمي‌شود، بلکه با تکرار تجربه‌هاي موفق شکل مي‌گيرد. هر پروژه موفق، خود به يک ابزار تبليغاتي تبديل مي‌شود. گلستان نيز اگر به دنبال تغيير جايگاه خود در نقشه سرمايه‌گذاري کشور است، بايد از نمونه‌هاي موفق قابل مشاهده آغاز کند، نه از وعده‌هاي تکراري. توسعه اقتصادي زماني محقق مي‌شود که سرمايه‌گذار احساس کند با يک مسير روشن، قابل پيش‌بيني و کم‌هزينه از نظر اداري روبه‌رو است؛ در غير اين صورت، حتي بهترين ظرفيت‌ها نيز در حد بالقوه باقي خواهند ماند.