تاثير پذيري خواجه حافظ از قاضي عضد الدين ايجي
یادداشت ادبی |
محمد علي خالديان
از آنجا که خواجه حافظ با متکلم بزرگ مکتب اشعري در قرن هشتم علامه قاضي عضد الدين ايجي همزمان بوده است و در خدمت ايشان تلمذ کرده است و از ايشان ياد کرده است (دگرشهنشه دانش عضد که درتصنيف/ بناي کار مواقف بنام شاه نهاد) لِذا تحت تاثير افکار ايشان قرار گرفته است و در کتاب المواقف بابي هست به عنوان (العبره باالخواتيم) يعني کار به سرانجام و خاتمت باز بسته است به بيان ديگر اسم حقيقي و حقيقت هر چيزي آن است که مناسب فعليت اخير و شخصيت واقعي او باشد و اين فعليت اخير در علم خداوند پيش از پيدايش آن پديده بوده است و خداوند مطابق آن فعليت اخير با آن پديده رفتار مي کند (المواقف) جلد هشتم صفحه 50ا البته اين به جبر نمي انجامد چون علم صفت کشف است و تاثيري در وقوع و عدم وقوع معلوم ندارد. به بيان ديگر علم فقط واقع نما است همان گونه که مولانا مي فرمايد (بدعمر را نام اينجا بت پرست/ ليک مومن بود نامش در الست) خواجه حافظ در اين باره مي گويد: حکم مستوري و مستي همه بر خاتمت است/ کس ندانست که آخر به چه حالت برود) مورد دوم اراده است. در المواقف درباره ي اراده ميگويد: (الاراده صفه مغايره للعلم و القدره توجب التخصيص احد المقدورين بالوقوع). اراده صفتي است که مغاير با علم و قدرت است، چون علم صفت کشف است و قدرت صفت تاثير و مقدور با قدرت ايجاد مي شود و اراده صفت تخصيص است و يکي از دو طرف را بر طرف ديگرش ترجيح مي دهد. به عنوان مثال کسي که ميان انجام دادن و ندادن کاري ترديد دارد، وقتي که يک طرف را بر طرف ديگر ترجيح مي دهد آن اراده است. اراده ي بشر در انتخاب تاثير دارد نه در خلق و ايجاد و سنت الهي بر اين است که اراده ي خداوند تابع اراده ي بنده است. به بيان ديگر انسان در اراده ي خود و انتخاب خود استقلال دارد ولي پس از انتخاب خلق و ايجاد آن به وسيله ي خداوند است که خواجه در اين باره مي گويد:
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما ميرود ارادت اوست
استاد دانشگاه و دکتراي ادبيات فارسي