ميراثي که در سکوت ميميرد؛ برج قابوس قرباني سوءمديريت و وعدههاي توخالي
یادداشت |
محمود رحيمي
هزار و پانصد سال است که «گنبد قابوس»، اين بلندترين برج آجري جهان، استوار در دل خاک اين شهرستان (گنبدکاووس) ايستاده است. شاهکاري از معماري ايران که نه تنها نماد هويت ملي ما، بلکه نگيني در فهرست ميراث جهاني يونسکو است. اما امروز، در کمال تأسف، اين بناي بيبديل نه به دست حوادث طبيعي يا جنگ، که به دست بي توجهي و بي تفاوتي مديران و متوليان در آستانه فرسايشي نگرانکننده قرار گرفته است. ماجراي داربستهاي فولادي که سالها قامتِ بلند اين اثر تاريخي و فرهنگي را در حصار خود زنداني کرده بود، هنوز از يادها نرفته است. داربستهايي که به بهانه مرمت و زدودنِ گياهان هرز و ترميم شکافها علم شد و هزينههاي گزافي را از بودجه بيتالمال بلعيد. آن روزها وعده دادند که پس از پايان عمليات، اين اثر فاخر براي سالها از گزند آسيبها مصون خواهد ماند. اما درِ اين خانه، همانگونه بر پاشنه ميچرخد که پيشتر ميچرخيد. حقيقت تلخ اين است که داربستها جمع شدند، اما درد و رنج برج باقي ماند. امروز با نگاهي گذرا به بدنه برج، شاهد رويش دوباره همان علفهاي هرزي هستيم که ريشههايشان همچون موريانه به جان آجرهاي تاريخي افتاده است. ريشه دواني گياهان در دلِ بندکشيهاي برج، راه را براي نفوذ رطوبت و فرسايش مکانيکي باز کرده و عمرِ مفيد اين سازه 1500 ساله را به شکلي جبرانناپذير کاهش ميدهد. پرسش اصلي اينجاست؛ آيا متوليان امر تصور ميکنند که ميراث فرهنگي صرفاً با برگزاري مراسمهاي نمايشي و شعارهاي سالانه حفظ ميشود؟ آيا نظارت و مرمتِ مستمر، وظيفهاي فانتزي است يا تکليفي قانوني؟ اينکه پس از صرف هزينههاي کلان براي زدودن علفهاي هرز، دوباره شاهد رشد همان گياهان در همان نقاط هستيم، نه يک حادثه، که بي تدبيري مسئولان امر و نشاندهنده نبودِ يک برنامه حفاظتي اصولي است. ما شهروندان و دوستداران ميراث فرهنگي، ديگر نميپذيريم که هزينههاي مرمت به صورت «مُسکّنهاي موقت» براي درمان دردهايِ ريشهاي اين برج هزينه شود. از اداره کل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري انتظار داريم به جاي پاک کردن صورت مسئله با تخصيص کارشناسان خبره و اجراي يک برنامه بلندمدت حفاظتي، به اين رنج پايان دهند. برج قابوس شناسنامه ماست؛ اجازه ندهيد اين شناسنامه بر اثر بيتوجهي ورقورق شود و فرو بريزد. تاريخ، قضاوت سختي درباره کساني خواهد داشت که سکاندار حفاظت از اين ميراث بودند و تماشاگرِ تدريجيِ ويراني آن شدند.
فعال رسانه