النينو و هشداري که بايد جدي گرفت
یادداشت |
مجيد دهنوي
گاهي يک واژه علمي، خيلي زود وارد زبان روزمره مردم ميشود؛ مانند «النينو». پديدهاي اقليمي که منشأ آن در اقيانوس آرام است، اما اثر آن ميتواند تا ايران و حتي استان گلستان امتداد پيدا کند. آنچه اين پديده را براي ما مهم ميکند، فقط يک بحث تخصصي هواشناسي نيست، بلکه تأثير مستقيم آن بر بارش، سيلاب، کشاورزي، منابع آب و امنيت سکونتگاههاي انساني است. براي استاني مانند گلستان که هم از ظرفيتهاي بزرگ کشاورزي برخوردار است و هم سابقه تلخ سيلابهاي ويرانگر را در حافظه خود دارد، النينو صرفاً يک اصطلاح علمي نيست؛ بلکه يک هشدار مديريتي و اجتماعي است. مطالعات اقليمشناسي و گزارشهاي نهادهاي معتبر بينالمللي مانند سازمان جهاني هواشناسي و نيز يافتههاي پژوهشگران داخلي نشان ميدهد که در دورههاي النينو، الگوي بارش در بسياري از مناطق ايران دچار تغيير ميشود و احتمال افزايش بارندگي، به ويژه در برخي فصلها، بالا ميرود. اما نکته مهم اينجاست که افزايش بارش، لزوماً به معناي بهبود بيقيد و شرط شرايط نيست. در اقليم امروز، مسئله فقط «مقدار باران» نيست، بلکه «نوع بارش»، «شدت بارش»، «زمان بارش» و «آمادگي سرزمين» براي پذيرش آن اهميت بسيار بيشتري دارد. باراني که در زمان مناسب و با شدت متعادل ببارد، ميتواند به نفع کشاورزي، آبخوانها و منابع طبيعي باشد؛ اما همان باران اگر در زماني کوتاه، با شدت زياد و بر بستري ناآماده نازل شود، به سرعت به سيلاب، فرسايش خاک و خسارتهاي گسترده تبديل خواهد شد. استان گلستان يکي از روشنترين نمونههاي اين واقعيت در کشور است. اين استان به دليل موقعيت جغرافيايي خاص خود، يعني همجواري با درياي خزر، مجاورت با ارتفاعات، وجود دشتهاي وسيع و عبور رودخانههاي مهم، از حساسيت بالايي نسبت به نوسانات اقليمي برخوردار است. به همين دليل، هرگونه تغيير در الگوي بارش ميتواند آثار مستقيم و بعضاً شديد بر زندگي مردم و فعاليتهاي اقتصادي استان بر جاي بگذارد. در چنين شرايطي، بررسي النينو براي گلستان فقط يک بحث دانشگاهي نيست، بلکه بخشي از ضرورت برنامهريزي براي آينده استان است. نکتهاي که در تحليل وضعيت گلستان بايد با تأکيد بيشتري مورد توجه قرار گيرد، سابقه وقوع سيلاب در ماههاي گرم سال، به ويژه مرداد و شهريور است. برخلاف تصور عمومي که سيل را بيشتر به پاييز و زمستان نسبت ميدهد، تجربه گلستان نشان داده است که تابستان نيز ميتواند فصل بروز سيلابهاي بسيار خطرناک باشد. سيلابهاي مردادماه در اين استان، به ويژه در شرق گلستان، از جمله رويدادهايي بودهاند که خسارات انساني و زيرساختي سنگيني بر جا گذاشتهاند. اين مسئله از نظر علمي قابل توضيح است؛ در ماههاي گرم سال، هنگامي که سطح زمين خشک، سفت و کم نفوذ شده و پوشش گياهي نيز در برخي نواحي کاهش يافته است، اگر بارشهاي رگباري شديد و کوتاهمدت رخ دهد، آب فرصت نفوذ در خاک را پيدا نميکند و به سرعت به رواناب تبديل ميشود. نتيجه چنين وضعيتي، شکلگيري سيلابهاي ناگهاني و مخرب است که گاه در مدت زماني کوتاه، حجم بزرگي از خسارت را ايجاد ميکنند. اين ويژگي، اهميت گلستان را در تحليلهاي اقليمي دوچندان ميکند. زيرا اگر النينو موجب تقويت برخي ناپايداريهاي جوي و افزايش احتمال رخداد بارشهاي غيرعادي شود، اين استان ميتواند هم در فصلهاي سرد و هم در ماههاي گرم سال با خطرات جدي روبهرو باشد. به بيان ديگر، مسئله گلستان فقط افزايش بارش نيست، بلکه تغيير در رفتار بارش است؛ تغييري که ميتواند خود را به شکل بارانهاي سنگين، متمرکز و کوتاهمدت نشان دهد. در کنار اين سابقه تابستاني، نبايد تجربه سيل فروردينماه را نيز از نظر دور داشت. سيلاب فروردين 1398 در گلستان يکي از مهمترين هشدارهاي اقليمي سالهاي اخير بود. آن رخداد نشان داد که اين استان نه فقط در برابر بارشهاي رگباري ناگهاني، بلکه در برابر بارشهاي مداوم و گسترده نيز آسيبپذير است. در آن دوره، ترکيب بارشهاي پيدرپي، اشباع خاک، بالا آمدن سطح آب رودخانهها و ضعف در برخي زيرساختهاي کنترل و هدايت رواناب، موجب شد بخشهاي وسيعي از استان با آبگرفتگي و خسارتهاي گسترده مواجه شوند. اين تجربه براي برنامهريزان استان يک پيام روشن داشت: گلستان بايد براي هر دو نوع سيلاب، يعني سيلابهاي ناگهاني تابستانه و سيلابهاي گسترده بهاره، آمادگي کامل داشته باشد. از منظر توسعهاي، النينو براي گلستان هم فرصت است و هم تهديد. فرصت از آن جهت که افزايش بارندگي، اگر مديريت شود، ميتواند به تقويت رطوبت خاک، بهبود وضعيت کشت، افزايش ذخاير آبي و کاهش فشار بر منابع زيرزميني کمک کند. اين موضوع براي استاني که بخش مهمي از اقتصاد آن بر پايه کشاورزي است، اهميت فراوان دارد. اما تهديد از آن جهت است که در نبود آمادگي کافي، همين بارشها ميتوانند به سيلاب، تخريب جادهها، آبگرفتگي مناطق مسکوني، نابودي مزارع و فرسايش منابع طبيعي منجر شوند. تفاوت ميان اين دو حالت، نه در خود بارش، بلکه در کيفيت مديريت نهفته است. امروز گلستان بيش از هر زمان ديگري به رويکردي علمي، پيشنگر و پيشگيرانه نياز دارد. نخستين گام، تقويت نظام پايش و هشدار سريع هواشناسي است. پيشبينيهاي کوتاهمدت و فصلي اگر به موقع و دقيق به دستگاههاي اجرايي، بخش کشاورزي و مردم منتقل شود، ميتواند نقش مهمي در کاهش خسارات داشته باشد. گام دوم، ساماندهي رودخانهها، مسيلها و زهکشها و جلوگيري از تجاوز به حريم آنهاست. تجربه نشان داده است که هرجا مسير طبيعي آب مختل شده، خسارتها چند برابر شده است. گام سوم، توسعه آبخيزداري و حفاظت از پوشش گياهي در بالادست حوضههاست؛ زيرا بخش مهمي از شدت سيلاب در پاييندست، نتيجه تخريب در بالادست است. و گام چهارم، آموزش عمومي و ارتقاي فرهنگ تابآوري است؛ چرا که بخشي از مديريت بحران، به آگاهي و رفتار جامعه بستگي دارد. در نهايت بايد گفت النينو براي گلستان يک خبر ساده هواشناسي نيست، بلکه يادآور اين حقيقت است که دوره جديد اقليمي، مديريت جديد ميطلبد. ديگر نميتوان با الگوهاي سنتي، با ناپايداريهاي جديد اقليم مواجه شد. استاني که هم خاطره سيلابهاي مرداد و شهريور را در ذهن دارد و هم تجربه تلخ سيل فروردين ماه را پشت سر گذاشته است، بايد بيش از ديگران به سمت برنامهريزي علمي، هماهنگي بينبخشي و تصميمگيري پيشگيرانه حرکت کند. اگر چنين نگاهي حاکم شود، بارشهاي پيشرو ميتوانند به فرصتي براي تقويت امنيت آبي، کشاورزي و زيستمحيطي استان تبديل شوند. اما اگر اين هشدارها جدي گرفته نشود، بار ديگر طبيعت نشان خواهد داد که در جهان امروز، حتي باران نيز بدون آمادگي، ميتواند به بحراني پرهزينه بدل شود.
مدرس دانشگاه