سازمانهاي هيبريدي
یادداشت |
مجيد دهنوي
در روزگاري که چالشهاي زيستمحيطي، ناترازي منابع و دگرگونيهاي شتابان فناورانه، مرزهاي سنتي کار و فعاليت را درنورديده است، ديگر نميتوان با الگوهاي کهنه صرفاً بر سودآوري کوتاهمدت تکيه کرد. امروز جهان شاهد ظهور گونهاي نوين از نهادهاست که از آنها با عنوان «سازمانهاي هيبريدي» ياد ميشود؛ سازمانهايي که رسالتي دوگانه را بر دوش ميکشند و ميکوشند ميان کارايي اقتصادي و مسئوليتهاي اجتماعي و زيستمحيطي پيوندي ناگسستني برقرار کنند. اين سازمانها برخلاف الگوهاي کلاسيک، پايداري را نه يک اقدام حاشيهاي يا نمايشي، بلکه هسته اصلي هويت و مأموريت خود ميدانند. در واقع، سازمان پيوندي بستري است که در آن سودآوري و اخلاق مدار مداري نه در تقابل، بلکه در کنار يکديگر معنا مييابند.
تحقق اهداف کلان توسعه در سطح ملي، تنها با تکيه بر اسناد بالادستي و بخشنامههاي دولتي ميسر نيست، بلکه نيازمند بازتعريفِ رفتارها در سطح خرد سازماني است. آنچه تفاوت ميان يک سازمان پيشرو و يک نهاد ايستا را رقم ميزند، نحوه ترجمه اين اهداف بزرگ به فعاليتهاي روزمره کارکنان است. در اين ميان، نقش مديريت عملکرد پايدار بسيار برجسته است؛ چرا که نظامهاي ارزيابي بايد به گونهاي طراحي شوند که توجه و تمرکز کارکنان را از اهدافِ صرفاً کمي، به سمت نوآوريهاي ارزشآفرين و پايدار هدايت کنند. هنگامي که يک کارمند دريابد خلاقيت او در جهت کاهش مصرف انرژي يا بهبود فرآيندهاي زيستمحيطي به همان اندازه فروش محصول ارزشمند است، حرکت سازمان به سوي پايداري شتاب ميگيرد.
در اين مسير، رهبري تحولآفرين به عنوان نيروي محرکهاي عمل ميکند که ميتواند مأموريتهاي والا را در جان و دل کارکنان نهادينه سازد. در ساختارهاي نوين که به واسطه فناوريهاي ارتباطي، نظارت حضوري کمرنگ شده است، اين «ارزشهاي خودفراروي» و باورهاي دروني افراد است که سکاندار حرکت به سوي نوآوري ميشود. کارمندي که از سرمايه روانشناختي بالايي برخوردار است، در مواجهه با تضادهاي ميان منافع مالي و ضرورتهاي اخلاقي، به جاي انفعال، دست به ابداع و نوآوري ميزند. اين رفتارهاي نوآورانه پايدار، همان حلقه مفقودهاي است که ميتواند سازمانهاي ما را در برابر بحرانهاي پيشِ رو مصون ساخته و آنها را به الگويي براي توسعه همهجانبه تبديل کند. زمان آن فرا رسيده است که مديران و سياستگذاران با پذيرش رويکرد هيبريدي، مسير را براي شکوفايي استعدادهايي هموار کنند که دغدغه اصليشان ساختن آيندهاي روشنتر براي نسلهاي بعدي است.
مدرس دانشگاه