توانايي حل مساله
یاددداشت اول |
■ با مسوولیت سردبیر
هر جامعه اي دچار مساله است، مساله ها بسته به شرايط هر جامعه متفاوت است، گاه ساده و عميقند و گاه بسيار پيچيده و گاه ممکن است هم عميق باشند و هم پيچيده. به هر حال گره هر جامعه اي بايد با تدبير حاکمان و صاحب منصبان گشوده شود، بنابراين شايد از منظري بتوان گفت، مهمترين و جدي ترين وظيفه هر حکمراني گشايش مساله هاست و دقيقا پس از گشايش يا ناتواني در حل مشکل است که شهروندان درباره توانايي پاسخگويي و کارآمدي ساختار حکمراني قضاوت مي کنند و به آن جايگاه مي بخشند. اينک از همين منظر بايد پرسيد ساختار حکمراني ما تا چه اندازه توانسته است به حل مساله شهروندان کمک نمايد. آيا توانسته است از پس اين بديهي ترين اصل بنيادين حکمراني بر آيد. براي نمونه مي توان مجموعه اي از مساله هاي دو دهه گذشته را فهرست کرد و به آن انديشيد. مثلا در حوزه اجتماعي و فرهنگي، حجاب و عفت عمومي، حاشيه نشيني، ماهواره، طلاق، کاهش ازدواج و باروري، اعتياد، بحران آب، خاک، محيط زيست و يا بحران زباله در استان هاي شمالي و.... و يا در حوزه اقتصاد، تورم کمر شکن، سرمايه گذاري و فقدان امنيت سرمايه گذاري، بيکاري، بي اعتباري پول ملي و يا در حوزه سياست داخلي، انتخابات آزاد، نهادينه کردن جمهوريت و آزادي احزاب و رسانه ها و... درسياست خارجي و مسايل مربوط به آن هم که نياز به توضيح بيشتر نيست. اما اينک پرسش آن است کدام يک از مسايل طرح شده به انگشت تدبير و خردمندي سياستگزاران ما گشوده شده است. آيا آنچه امروز در خيابان ها درباره پوشش شهروندان مي بينيم، خواست حاکميت است يا تحميل اراده شهروندان به حکمراني، آيا سياست هاي مختلف فرهنگي در بخش ماهواره و برخورد با رسانه ها توانست بحران فقدان مخاطب صدا و سيما را حل و فصل نمايد يا شهروندان راه خود را رفتند، آيا سياستها و سياستگزاران ما توانسته اند تورم را مديريت نمايند و يا هزينه توليد را کاهش دهند. اين فهرست کوچک نمونه اي از فهرست بلند مطالبات شهروندان ايران زمين است. لطفا براي گشايش آنها تدبير کنيد.