سرمايه‌اي که از دست مي‌رود خاک گلستان


تیتر اول |

دکتر محمد اسماعيل اسدي- وقتي از سرمايه‌هاي ارزشمند استان گلستان سخن مي‌گوييم، معمولاً جنگل‌هاي کهن هيرکاني، ديوار گرگان يا مارسرخ، بافت تاريخي گرگان، منابع آب، آبشارهاي خزه اي زيبا، زمين‌هاي حاصلخيز و محصولات متنوع کشاورزي در ذهن تداعي مي‌شود؛ اما در ميان همه اين نعمت‌ها، سرمايه‌اي وجود دارد که کمتر ديده مي‌شود و در سکوت در حال نابودي است؛ خاک. خاک فقط بستري براي رشد گياه نيست، بلکه زيربناي امنيت غذايي، امنيت آب، تنوع زيستي، ذخيره کربن، پايداري محيط‌زيست و توسعه اقتصادي هر سرزمين است. برخلاف بسياري از منابع طبيعي، تشکيل خاک فرآيندي بسيار کند دارد؛ به‌گونه‌اي که براي تشکيل تنها يک سانتي‌متر خاک حاصلخيز ممکن است صدها سال زمان لازم باشد...

اما همين لايه ارزشمند مي‌تواند تنها در چند ساعت، بر اثر بارندگي شديد يا مديريت نادرست، از بين برود. يکي از واقعيت‌هاي کمتر شناخته‌شده اين است که از دست رفتن تنها يک ميلي‌متر از لايه سطحي خاک در هر هکتار، معادل حدود 13 تن خاک حاصلخيز است. اين خاک، حاصل صدها سال فرآيند طبيعي و سرشار از مواد آلي، عناصر غذايي و ميلياردها موجود زنده مفيد است. هنگامي که اين لايه ارزشمند بر اثر فرسايش از بين مي‌رود، در حقيقت بخشي از توان توليد غذا، ذخيره آب و حاصلخيزي سرزمين را نيز از دست مي‌دهيم. استان گلستان به دليل شرايط خاص طبيعي، از جمله وجود اراضي شيبدار، بارندگي‌هاي رگباري، تغييرات اقليمي، تخريب پوشش گياهي، چراي بي‌رويه دام، توسعه نامناسب کشاورزي در اراضي حساس و تغيير کاربري اراضي، بيش از بسياري از استان‌هاي کشور در معرض خطر فرسايش خاک قرار دارد. سيلاب‌هاي سال‌هاي اخير نيز نشان داده‌اند که فرسايش خاک تنها يک مسئله کشاورزي نيست، بلکه خسارت به راه‌ها، روستاها، سدها، منابع آب و زيرساخت‌هاي اقتصادي را نيز به دنبال دارد. متأسفانه بخش قابل توجهي از اين فرسايش، نتيجه فعاليت‌هاي انساني است. شخم‌هاي مکرر و عميق با گاوآهن هاي برگرداندار، توسعه بي رويه کشت شالي، سوزاندن بقاياي گياهي، تخريب جنگل‌ها و مراتع، بهره‌برداري غيراصولي از اراضي شيبدار و کاهش پوشش گياهي، خاک را در برابر باران و باد بي‌دفاع مي‌کند و زمينه را براي وقوع سيلاب و انتقال ميليون‌ها تن خاک حاصلخيز فراهم مي‌سازد. امروزه در بسياري از کشورهاي جهان، مؤثرترين راهکار مقابله با فرسايش، کشاورزي حفاظتي شناخته مي‌شود؛ رويکردي که بر سه اصل جدايي‌ناپذير استوار است: حداقل دستکاري مکانيکي خاک (بي‌خاک‌ورزي يا کم‌خاک‌ورزي)، حفظ پوشش دائمي بقاياي گياهي روي سطح خاک و رعايت اصول تناوب زراعي و تنوع کشت. اجراي همزمان و به هم پيوسته اين سه اصل، موجب افزايش نفوذ آب، کاهش رواناب، کاهش فرسايش، افزايش ماده آلي خاک، کاهش مصرف سوخت و در نهايت افزايش پايداري توليد مي‌شود. البته حفاظت از خاک، تنها وظيفه کشاورزان نيست. همه شهروندان در اين مسئوليت ملي سهيم هستند. جلوگيري از تخريب پوشش گياهي، مشارکت در درختکاري، خودداري از آتش زدن بقاياي گياهي، حفاظت از جنگل‌ها و مراتع و آموزش فرهنگ حفاظت از خاک به نسل جوان، اقداماتي است که هر فرد مي‌تواند در آن نقش داشته باشد.

در کنار مشارکت مردم، مسئولان نيز بايد توسعه کشاورزي حفاظتي، حمايت از کشاورزان پيشرو، تجهيز مزارع به ماشين‌هاي مناسب، مديريت جامع حوزه‌هاي آبخيز، جلوگيري از تغيير کاربري اراضي حاصلخيز و گسترش آموزش‌هاي ترويجي را در اولويت برنامه‌هاي خود قرار دهند. هزينه پيشگيري از فرسايش، بسيار کمتر از هزينه جبران خسارت‌هاي ناشي از نابودي خاک، سيلاب، رسوب‌گذاري سدها و کاهش توليد محصولات کشاورزي است. حفاظت از خاک، تنها يک وظيفه زيست‌محيطي نيست؛ بلکه ضرورتي براي حفظ امنيت غذايي، امنيت آب و آينده کشور است. اگر امروز از خاک محافظت نکنيم، فردا بايد هزينه‌هاي سنگين اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي آن را بپردازيم. فرسايش خاک، خاموش‌ترين بحران محيط‌زيستي عصر حاضر است؛ بحراني که وقتي آثار آن را مي‌بينيم، بخش بزرگي از اين سرمايه ملي را از دست داده‌ايم. پس بياييد همه با هم حفاظت از خاک را به يک فرهنگ عمومي و يک مسئوليت همگاني تبديل کنيم؛ زيرا حفاظت از خاک، حفاظت از آينده ايران و نسل‌هاي آينده است.

 

پژوهشگر ارشد آب، خاک و کشاورزي حفاظتي