مديريت منابع آب و ضرورت بازنگري در تصميمات براي صيانت از کشاورزي گلستان ...


یادداشت |

علي کيان 

 

 

وقتي خسارت به کشاورزان يک منطقه از يک اتفاق مقطعي فراتر مي‌رود و به رويدادي تکرارشونده تبديل مي‌شود، ديگر نمي‌توان آن را صرفاً به عوامل طبيعي نسبت داد. اين شرايط، ضرورت بازنگري در شيوه مديريت منابع آب، نگهداري زيرساخت‌هاي آبي و پاسخگويي نهادهاي مسئول را بيش از هر زمان ديگري آشکار مي‌سازد. امنيت غذايي، توسعه پايدار و رونق اقتصادي هر منطقه، بيش از هر چيز به کارآمدي نظام مديريت منابع آب وابسته است. در استاني همچون گلستان که کشاورزي ستون اصلي اقتصاد و معيشت بخش قابل توجهي از مردم به شمار مي‌آيد، هر تصميم مرتبط با آب، مستقيماً بر زندگي هزاران خانواده اثر مي‌گذارد. از اين منظر، مديريت منابع آب تنها يک مسئوليت اجرايي نيست، بلکه امانتي عمومي است که بايد بر پايه دانش، آينده‌نگري، هماهنگي و پاسخگويي اداره شود.کشاورزان حاشيه گرگان‌رود طي ماه‌هاي اخير بار ديگر با خسارتي سنگين مواجه شده‌اند. آنان پيش‌تر بخش عمده‌اي از محصولات زمستانه خود را بر اثر سيلاب از دست دادند و هنوز فرصت جبران آن فراهم نشده بود که اين بار، آب‌گرفتگي اراضي کشاورزي، کشت‌هاي تابستانه آنان را نيز با آسيب جدي روبه‌رو کرد. فارغ از اينکه رهاسازي آب سد در چه شرايطي و با چه ملاحظاتي انجام شده است، نتيجه نهايي براي بهره‌برداران بخش کشاورزي يکسان بوده است؛ از بين رفتن سرمايه، کاهش درآمد و افزايش نگراني نسبت به آينده. در چنين شرايطي، نخستين پرسشي که بايد به آن پاسخ داده شود، اين است که آيا تصميمات مديريتي متناسب با ظرفيت واقعي گرگان‌رود اتخاذ شده است؟ مديريت علمي منابع آب اقتضا مي‌کند که ميزان رهاسازي آب، وضعيت بستر رودخانه، حجم رسوبات، پوشش گياهي، ظرفيت انتقال جريان و احتمال سرريز به اراضي پيراموني، همزمان و به‌صورت يک مجموعه به هم پيوسته مورد ارزيابي قرار گيرد. بي‌توجهي به هر يک از اين مؤلفه‌ها، مي‌تواند تصميمات فني را با پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي ناخواسته همراه سازد. واقعيت آن است که وضعيت گرگان‌رود سال‌هاست به يکي از دغدغه‌هاي جدي کارشناسان، کشاورزان و ساکنان منطقه تبديل شده است. کاهش ظرفيت عبور آب به دليل رسوب‌گذاري، گسترش نيزارها و پوشش گياهي و محدود بودن عمليات مستمر لايروبي، موضوع تازه‌اي نيست. اگر اين واقعيت‌ها پذيرفته شده‌اند، طبيعي است که برنامه‌ريزي براي مديريت مخازن سدها نيز بايد بر همين مبنا انجام شود؛ زيرا ظرفيت اسمي يک رودخانه، با ظرفيت واقعي آن در شرايط موجود تفاوت دارد. از سوي ديگر، تکرار اين خسارت‌ها نشان مي‌دهد که نگاه مقطعي و واکنشي، نمي‌تواند جايگزين برنامه‌ريزي بلندمدت شود. مديريت منابع آب زماني موفق خواهد بود که علاوه بر تصميمات روزمره، برنامه‌اي جامع براي احياي رودخانه‌ها، لايروبي مستمر، کنترل پوشش گياهي، پايش دقيق ظرفيت آبراهه‌ها، توسعه سامانه‌هاي هشدار و هماهنگي ميان دستگاه‌هاي مسئول تدوين و اجرا شود. هزينه چنين اقداماتي، بدون ترديد بسيار کمتر از خسارت‌هاي سالانه‌اي است که به توليدکنندگان بخش کشاورزي تحميل مي‌شود. در کنار اقدامات فني، اصل پاسخگويي نيز نبايد به حاشيه رانده شود. جامعه انتظار دارد دستگاه‌هاي مسئول ضمن ارائه گزارش شفاف از دلايل وقوع اين حادثه، درباره راهکارهاي جلوگيري از تکرار آن نيز اطلاع‌رساني کنند. اعتماد عمومي زماني تقويت مي‌شود که مسئوليت‌پذيري، شفافيت و اصلاح مستمر رويه‌ها، به بخشي از فرهنگ مديريتي تبديل شود.همچنين حمايت از کشاورزاني که در فاصله‌اي کوتاه، دو فصل زراعي خود را از دست داده‌اند، ضرورتي انکارناپذير است. اين حمايت صرفاً در پرداخت خسارت خلاصه نمي‌شود؛ بلکه ايجاد اطمينان نسبت به اصلاح فرآيندهاي مديريتي و کاهش احتمال تکرار چنين رخدادهايي، مهم‌ترين سرمايه‌اي است که مي‌تواند اميد را به بخش کشاورزي بازگرداند. امروز مسئله اصلي، يافتن مقصر نيست؛ بلکه اصلاح سازوکارهايي است که اگر مورد بازنگري قرار نگيرند، همين خسارت‌ها در سال‌هاي آينده نيز تکرار خواهند شد. انتظار مي‌رود مديريت آب منطقه‌اي استان، امور آب شهرستان، جهاد کشاورزي و ساير دستگاه‌هاي ذي‌ربط، با نگاهي کارشناسانه و هم‌افزا، ضمن بررسي دقيق ابعاد اين رويداد، برنامه‌اي عملي و زمان‌بندي‌شده براي افزايش ايمني گرگان‌رود و کاهش آسيب‌پذيري اراضي کشاورزي ارائه کنند.تجربه نشان داده است که طبيعت را نمي‌توان کنترل کرد، اما مي‌توان با مديريت علمي، آينده‌نگر و مسئولانه، دامنه خسارت‌هاي آن را به حداقل رساند. کشاورزان گلستان بيش از هر چيز، انتظار دارند تصميماتي که در حوزه مديريت آب اتخاذ مي‌شود، نه‌تنها منافع کلان استان، بلکه امنيت معيشتي آنان را نيز به عنوان نخستين حلقه توليد و امنيت غذايي کشور، به‌طور جدي مورد توجه قرار دهد.

 

فعال رسانه