گلستان روايت منسجم رسانهاي ندارد
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
ضمن عرض شادباش به همه اهالي مطبوعات و خبرنگاران سخت کوش بايد بدانيم روز خبرنگار در تقويم رسمي ما معمولا به تبريکهاي کليشهاي و آيينهاي تشريفاتي ختم ميشود. اما اگر قرار باشد اين مناسبت معنايي فراتر از تشريفات داشته باشد، بايد فرصتي باشد براي دستگذاشتن روي يک خلا جدي يعني نبود يک روايت رسانهاي منسجم در استان گلستان. آسيب خاموشي که سالهاست هزينههاي توسعه استان را بالا برده و فرصتهاي بزرگ را سوزانده است. مسئله، کمبود خبر نيست؛ اتفاقا خبر فراوان توليد ميشود. آنچه وجود ندارد روايت است. يعني همان نخ تسبيحي که بتواند ميان دادههاي پراکنده، پروژههاي نيمهتمام، ظرفيتهاي برزمينمانده و تصميمهاي متناقض، يک مسير روشن و قابلفهم رسم کند. وقتي اين روايت غايب باشد، هر دستگاهي ساز خود را ميزند، هر مديري روايت مقطعي خودش را غالب ميکند و افکار عمومي ميماند با تکههاي ناهماهنگي که هيچجور کنار هم نمينشينند. نخستين ضربه اين آشفتگي، بههمخوردن اولويتهاست. وقتي تصوير درستي از مزيتهاي واقعي استان در دست نباشد، تصميمگيريها تابع سليقه اشخاص و فشارهاي مقطعي ميشود. پروژهها بهجاي آنکه در امتداد يک راهبرد مشخص تعريف شوند، صرفا پاسخي کوتاهمدت به فشارهاي روزمرهاند؛ روندي که حاصلي جز اتلاف منابع، تکرار اشتباهات گذشته و عقبماندن از رقابت منطقهاي ندارد. آسيب بعدي، فرسايش سرمايه اجتماعي است. وقتي مردم هر روز ميان آمارهاي اميدوارکننده مسئولان و واقعيتهاي ملموس زندگيشان تناقض ميبينند، بهتدريج نسبت به رسانه و تيم مديريتي بياعتماد ميشوند. توسعه روي کاغذ اتفاق نميافتد؛ بدون اعتماد عمومي، هيچ طرحي به سرانجام نميرسد. از سوي ديگر، ظرفيتهاي گلستان در سطح ملي فراموشميشوند.
استان با تمام پتانسيلهايش در کشاورزي، ترانزيت و گردشگري، هنوز نتوانسته جايگاه واقعي خود را در ذهن تصميمگيران مرکز تثبيت کند. دليلش روشن است، روايتي قدرتمند و دادهمحور وجود ندارد که اين توانمنديها را به زبان اثرگذار تصميمسازي ترجمه کند. در معادلات امروز، چيزي که روايت نشود، عملا وجود ندارد. براي تغيير اين ريل، پيش از هر چيز بايد از خبرمحوري صرف به سمت مسئلهمحوري حرکت کرد. رسانههاي استان بايد بهجاي بازپخش رويدادهاي روزمره و خبرهاي رسمي، روي مسائل اصلي دست بگذارند و پروندههاي تحليلي مداوم بسازند. از بحران آب و کشاورزي گرفته تا جذب سرمايه و مهاجرت، همهوهمه نيازمند بررسيهاي عميق و مستمرند. در کنار اين موضوع، روزنامهنگاري تحقيقي ضرورت حياتي دارد. بدون سرککشيدن به ابعاد فني پروژهها، رصد منابع مالي و پيگيري وعدهها، روايتي شکل نميگيرد. تصوير درست، حاصل کار عميق و پيگير است. همچنين، رسانههاي محلي بايد از رقابتهاي پراکنده و خرد دست بکشند و به همافزايي حرفهاي روي بياورند. تکافتادگي رسانهها خود يکي از دلايل اصلي اين آشفتگي روايي است. هيچ روايتي بدون استقلال رسانه شکل نميگيرد. رسانه وابسته و ملاحظهکار توان روايتگري ندارد. روايتگري شجاعت و آزادي عمل ميخواهد. روز خبرنگار اگر يادآور اين مسئوليت نباشد، تنها سطري بياثر در تقويم است. رسانه صرفا انتقالدهنده خبر نيست؛ معمار معنا و جهتدهنده افق توسعه است. تا زماني که اين روايت منسجم در گلستان شکل نگيرد، مسير توسعه همچنان در مه پراکندگي و ناپيوستگي گم خواهد ماند.