روزگار آزادگي


یاددداشت اول |

احسان مکتبی

 

سالها پيش در اين خاک نبردي بود آن جنگ به سان اين نبردهاي امروزي نبود، فناوري جاي انسان ننشسته بود و جنگ از لوني دگر بود. جنگي سخت و جانگير، سالها پيش مرداني براي دفاع از اين خاک در برابر دشمني ناجوانمرد که مي خواست ناموس و حيثيت اين خاک را تصاحب کند ايستادند. برخي رفتند و برخي بازگشتند، برخي سلامتشان را از دست دادند و بعضي ديگر به اسارت دشمناني در آمدند که اميد به نابودي اين آباداني داشتند، آزادگاني که تمام وجودشان را وقف کردند تا تمام ايران بماند و ماند. اين روزها  سالگرد روزي است که صدام مبادله اسيران ما را آغاز کرد و اولين گروه آزادگان، از پس سالها بر خاک وطن بوسه زدند، اتوبوس هايي که مرداني سيه چرده و استخواني را  گويا از دل تاريخ براي ملت ما به ارمغان مي آوردند، با بدنهايي رنجور، زخم ديده و تکيده براي ما پيام آور آزادي و آزادگي بودند، اما اين صحنه ها تنها يک سوي اين نمايشگاه بزرگواري و کرامت بود. سوي ديگر اين نمايشگاه  مادراني بودند که تصاوير فرزندان و جگر گوشه هاي مفقود خود را به سينه چسبانده بودند و از هر اسيري خبري از گمشده  و در راه مانده خود مي گرفتند، پدران شهيد داده اي که با بغض جاري در چشمانشان به استقبال آزادگان آمده بودند و با خود نجوا مي کردند و ملتي که سراپا شور و شوق بود و احساس اعتماد و يکپارچگي و اقتداري که در ميان همه لايه هاي جامعه ايراني احساس مي شد، همه در آن هنگام ايراني بودند و عشق ترجيع بند آنها بود. هنوز مروت و اخلاق بر معيشت مقدم بود و هنوز رفاقت ها بوي ادب و ايمان مي داد و هنوز .....

اما امروز هر کدام از آن آزادگان در گير و دار زندگي بعد از جنگ گرفتار شده اند، هر يک به گوشه اي رفته اند و ديگر آن حال و هواي عاشقانه از جامعه ايراني رخت بر بسته است، آرمانها در پيچ و خم روزگار گم شده است...

 و ساز و کمانچه ها از ساز و نوا افتاده است. و جامعه ايراني در حسرت آن عاشقي ها مانده است، کاش آن عشق ورزي ها، براي توسعه ايران استمرار داشت و همان حال و هوا در خدمت به ايران و مردمانش در کوچه و خيابان جاري مي شد، کاش مانند آن روزگار همه، ما بوديم و همه به ايران و عظمت آن مي انديشيديم تا روزگار بهتري براي ايران اکنون و آينده رقم مي خورد. امروز پس از دو جنگ دوازده روزه و رمضان و پس از تجاوز ناجوانمردانه دشمنان به اين آب و خاک بيشتر از پيش محتاج آنيم تا به خود آييم، بفهميم و درک کنيم که ايران ملک مشاع همه ايرانيان است، بايد با اصلاح بنيادين رويه ها و سياست هاي غلط قدرت را به مردم بازگرداند و کشور را به سوي فلاح و رستگاري هدايت کرد. جامعه امروز ايران از پس سالها، نيازمند آرامش و بازگشت به خويشتن است. نسل جوان امروز درک دقيقي از ارزش هاي دوران دفاع مقدس ندارد و يا به آن باور ندارد، جامعه اي نو آمده است و دوران گذشته را به چشم خاطره مي نگرد براي رزمندگان وطن احترام قايل است اما در آنها جا نمي ماند و راه خود را مي رود. ادامه راه شهيدان و رزمندگان دلسوخته آن روزها احترام به انسان ها، احترام به حق انتخاب ايرانيان و احترام به ارزش هاي مردم ايران است هرگاه در سياست ها و روش هاي حکمراني مردم صاحب چنين حقي شدند آن گاه مي توانيم مدعي باشيم که ادامه دهنده راه شهيدان و رزمندگان و آزادگان اين کهن دياريم. پس قدرداني از آزادگان و رزمندگان با شعار و سخن نيست با اصلاح رويکردها و روش هاست. 

 

صاحب امتياز