اينچهبرون؛ ضعف بوروکراسي و زيرساخت
تیتر اول |
حسين شهري- استان گلستان سالهاست که از توسعه متوازن و صنعتي عقب نگه داشته شده است. ثبت شرکت و آغاز فعاليت رسمي اينجانب در منطقه آزاد اينچهبرون در آبانماه سال گذشته، با اين اميد و چشمانداز شکل گرفت که اين منطقه بتواند با تکيه بر اصول علم اقتصاد، به محرکي براي کاهش شاخص فلاکت، بهبود ضريب جيني در استان، اشتغالزايي پايدار و بهرهگيري از مزيتهاي مطلق منطقهاي تبديل شود. اما تجربهي زيسته و ميداني به عنوان يک فعال اقتصادي نشان ميدهد که فاصله ميان «پتانسيلهاي تئوريک» و «واقعيتهاي اجرايي» اينچهبرون فرسنگهاست.
1. پتانسيلهاي استراتژيک در عصر تحريم
از منظر اقتصاد بينالملل، اينچهبرون صرفاً يک مرز جغرافيايي نيست، بلکه شريان حياتي ايران در کريدور شمال-جنوب و دروازه ورود به بازار بزرگ اوراسياست. در شرايطي که انسداد حسابهاي بينالمللي، مبادلات ارزي را قفل کرده است، اين منطقه ميتواند کانال اصلي تهاتر کالا با چين و روسيه باشد. اتصال کشورهاي محصور در خشکي بلوک شرق به آبهاي آزاد از اين مسير، پتانسيل تبديل اينچهبرون به يک «هاب انرژي» و جايگزيني مطمئن براي بنادر جنوبي جهت واردات کالاهاي اساسي را به اثبات ميرساند. اما سوال اينجاست: آيا ظرفيتهاي اداري و فني ما با اين حجم از اهميت همخواني دارد؟
2.ديوار بلند زيرساخت و مديريت ملوکالطوايفي
سرمايهگذار در بدو ورود به اينچهبرون با بحران لجستيک مواجه ميشود.
ضعف مفرط زيرساختهاي ريلي، جادههاي مواصلاتي ناايمن و کمبود شديد انبارها براي دپوي کالا، عملاً هزينههاي خواب سرمايه را به شدت افزايش داده است. در کنار اين موارد، مديريت جزيرهاي و ملوکالطوايفي در بدنه اداري بيداد ميکند. بسياري از مسئولان اجرايي هنوز توجيهات قانوني مناطق آزاد را درک نکردهاند و با اتخاذ تصميمات خلقالساعه (مانند حذف ناگهاني تخصيص ارز به کارتهاي بازرگاني)، امنيت سرمايهگذاري را به مخاطره مياندازند.
3.چالش ارتباطات بينالملل و نااطميناني ديجيتال
به عنوان کسي که در متن بازار حضور دارد، بايد به يکي از بزرگترين موانع ديده نشده اشاره کنم:نااطميناني ناشي از اختلال در اينترنت بينالملل.در دنياي امروز، تجارت بدون ارتباط لحظهاي معنا ندارد. محدوديتهاي ارتباطي عملاً مذاکره با تجار خارجي و پيگيري سفارشها را به بنبست کشانده و اعتماد شرکاي خارجي را سلب کرده است. تجارت مدرن نيازمند زيرساخت ديجيتال پايدار است، نه فضايي که در آن بازرگان براي يک ايميل ساده با چالش مواجه باشد.
4. نقد عملکرد نهادهاي حمايتي و اتاق بازرگاني
يکي از انتظارات جدي ما از نهادهايي مانند اتاق بازرگاني، بحث آموزش و توسعه فردي بازرگانان است. متأسفانه شاهد خلأ بزرگي در زمينه توانمندسازي اعضا، آموزش قواعد نوين بازرگاني و اطلاعرساني بهروز درباره بخشنامهها هستيم. وقتي بازرگان از دانش روز و تغييرات سريع قوانين بياطلاع بماند، ريسک خطا بالا رفته و سرمايه از استان فرار ميکند. ما نيازمند يک اتاق بازرگاني پويا هستيم که به جاي تشريفات، بر «آموزش تخصصي» و «شفافيت اطلاعاتي» تمرکز کند.
5. الگوي جهاني؛ از فرش قرمز تا بوروکراسي فرساينده
در اقتصادهاي توسعهيافته، منطقه آزاد به معناي «بهشت بوروکراتيک» و حذف حداکثري موانع است. در کشورهاي موفق، از امارات تا ويتنام، براي بازرگان فرش قرمز پهن ميشود و تسهيلات ارزانقيمت در کنار پنجره واحد خدماتي (Single Window) قرار ميگيرد. اما در اينجا، بازرگان بايد انرژي خود را صرف عبور از هفتخوان مجوزها و جلب همکاري بانکهايي کند که هيچ درکي از گشايشهاي اعتباري (LC) در مناطق آزاد ندارند.
پيشنهادها و جمعبندي
براي آنکه اينچهبرون از يک نام روي کاغذ به موتور توسعه تبديل شود، راهي جز تغيير ريل نداريم:
1. استقرار پنجره واحد واقعي:پايان دادن به مديريتهاي سليقهاي و هماهنگسازي دستگاههاي اجرايي.
2. تسهيلات ارزانقيمت:اختصاص خطوط اعتباري ويژه براي ورود تکنولوژيهاي نوين (بهويژه در حوزه انرژيهاي تجديدپذير).
3. ثبات در قوانين:تضمين عدم تغيير قوانين ارزي و تجاري براي بازههاي بلندمدت جهت بازگشت اعتماد سرمايهگذار.
سخن پاياني
اقتصاد علمِ انگيزههاست. اگر بخواهيم شاخصهاي رفاهي استان را جابجا کرده و شاخص فلاکت را کاهش دهيم، بايد به بازرگان به چشم يک فرمانده در جنگ اقتصادي نگريست. مسئولان بايد بدانند که سرمايه «فرار» است؛ اگر شرايط رقابتي فراهم نشود، فرصت تاريخي اينچهبرون نيز به سرنوشت پروژههاي ناکام دچار خواهد شد.
پژوهشگر اقتصادي و فعال اقتصادي