قيمت نمک از 1340 تا امروز


یادداشت |

 

عبدالناصر مهيمني

 

 

تا حدود سال 1350 که آقاجان (مرحوم پدرم حاج حبيب الله مهيمني) و عمو کريم (مرحوم عمويم حاج محمد کريم مهيمني) که هر دو با 11 سال اختلاف سن در 88 سالگي در گرگان (موطن خود) فوت کردند، در کسب و کار مشارکتي‌شان، از معادن نمک گرمسار نمک سنگي مي‌خريدند، تا زمان آخرين افزايش ناگهاني قيمت‌ها، يک بار کاميون 10 تني نمک (10٫000 کيلو) حدود 700 تومان (7000 ريال) خريده مي‌شد و حدود 1000 تومان (10٫000 ريال) هم کرايه کاميون از سمنان به گرگان مي‌شد!! خريد آن نمک حدود کيلويي 1٫5 ريال تمام مي‌شد ‌کيلويي 2٫5 تا 3 ريال خرده فروشي به مشتريان داده مي‌شد.تا يکي دو سال قبل از 1350 و طي تقريباً طي يک دهه، خريد نمک کلا کيلويي کمتر از يک ريال تمام مي‌شد و حدود کيلويي 1٫5 ريال خرده‌فروشي مي‌شد. بار کاميون معمولاً ساعت 8 تا 9 شب تخليه مي‌شد، چون پاسبان‌هاي کشيک روز‌ها و حتي تا ساعت 8 شب بدون دليل عقلي و قانوني، مانع تخليه بار مي‌شدند. آقاجان و عمو در 70-60 درصد مواقع مجبور مي‌شدند 20 يا 30 و بندرت 50 ريال به پاسبان کشيک بدهند تا راهش را کج کند و مانع تخليه بار نشود. اکثر پاسبان‌ها اين پول را مي‌گرفتند و بعضي هم نمي‌گرفتند. و بعضي هم با لجاجت بي‌معني مانع تخليه مي‌شدند و ساعت‌ها معطل مي‌کردند. يک بار که آقاجان 20 ريال به من داد و گفت برو بده به آن پاسبان و بگو بابام داده، من تا نزديکي او رفتم ولي بلد نبودم چه جوري بگم و پول را بدهم و برگشتم و آقاجان پول را به کس ديگري داد که به آن پاسبان که کمي دورتر ايستاده بود بدهد. در اون ساعات شب معمولا به سراغ قهوه‌خانه حسن قهوه‌چي پشت مغازه نمک‌فروشي مي‌رفتيم و 3 يا 4 يا 5 کارگر بي‌خانمان که آنجا شب مي‌خوابيدند براي تخليه بياوريم. معمولاً بين يک تا يک ساعت و نيم با تلاش و سختي بار را از داخل کاميون به داخل مغازه بزرگ در خيابان پهلوي (خيابان امام خميني امروز) روبروي کوچه شاهزاده قاسم، تخليه مي‌کردند.

معمولا من و يکي دو پسر بزرگتر يا تقريباً همسن که همگي کودک و نوجوان بوديم نيز اندکي براي تخليه نمک با خوشحالي همراهي مي‌کرديم. من در طي حدود 12 سال بيش از 100 بار موقع تخليه بار نمک که تقريبا هر ماه يک يا 2 بار در شب‌ها اتفاق مي‌افتاد باعلاقمندي حاضر و شاهد بودم.

مرحوم ‌آقاجان معمولاً به کارگران مي‌گفت ما يک ساعت کار تخليه داريم و بين 20 تا 30 تومان مزد با آنها قرار مي‌گذاشت و در 70 درصد مواقع کارگران که بسيار نيازمند و کم‌بضاعت و غيربومي بودند قبول مي‌کردند و با سرعت انجام مي‌دادند. از سال 1352 که تحت تأثير جنگ‌هاي اعراب و اسراييل و تحولات جهاني همه قيمت‌ها (به تبع افزايش قيمت نفت) رو به افزايش گذاشت و کم کم 2 يا 3 يا 4 برابر شد، آقاجان و عموکريم هم که پس از 20 سال کار سنگين نمک فروشي خسته شده بودند، نمک فروشي را جمع و به فرش فروشي (شعبه دوم) تبديل کردند. آن سال‌ها نمک‌هاي فرآوري شده با بسته‌بندي شيک امروزي در گرگان نبود. شايد در تهران اندکي وجود داشت. مردم از نقاط مختلف شهر و روستا و نيز دامداران و هم‌ولايتي‌هاي ترکمن و سيستاني و بلوچ براي مصارف خانگي يا دامي يا صنعتي يا آشپزخانه‌هاي رستوران‌ها و نانوايي‌ها انواع نمک‌‌هاي سنگي (و آسياب و پودر شده آن در بسته‌هاي يک تا 5 کيلويي) و نمک کفه (سفيد تخته‌اي) و نمک نرمه (تهيه شده از خشکاندن حوضچه‌اي آب رود گرگان را) که با تراکتور تريلي‌کش از مناطقي بين آق‌قلا و گميشان توسط شادروان حاجي محمددوردي کم به مغازه ما آورده مي‌شد، براي انواع مصارف مختلف و متنوع مي‌خريدند.

شعبه اول فرش‌فروشي ابتدا حدود 14 سال در نزديکي فلکه مازندران و سپس به مدت 42 سال در انتهاي پاساژ شيرنگي در نزديکي ميدان شهرداري بود که هنوز با مديريت يک برادر کوچکترم (عبدالغني) برجا و فعال است. مرحوم پدرم طي 75 سال کار و تلاش سخت از  13 سالگي تا 24 سالگي در 10 کسب‌وکار مختلف و در کارگاهها و کارخانه‌ها در 9 شهر مختلف (5 شهر گلستان امروزي و 4 شهر خرم آباد و همدان و قزوين و آستارا) و نيز پس از طي دوره سربازي، کارگري و شاگردي و حرفه‌آموزي کرد و سپس بيش از 60 سال به کسب آزاد (عمدتا نمک فروشي و فرش فروشي در شهر گرگان) در ضمن آن 31 سال هم در آموزش و پرورش در 5 شهر مختلف به معلمي اشتغال داشت و اين همه در حالي بود که 9 فرزند داشت و پشتيباني و مساعدت به چندين تن از عائله خانواده‌ پدري‌اش را هم بر عهده داشت. در اين روزها که بيش از 50 سال از آن ايام مي‌گذرد، قيمت يک کيلو نمک مصرفي براي سفره و آشپزي يا براي مصارف دامي به کيلويي 100 تا 200 هزار تومان رسيده، يعني بيش از يک ميليون برابر شده!!

ياد مردان و زنان زحمتکش گذشته بخير و روح‌شان شاد و آرام باد!